همه‌ی خبرهای امروز
  • جدول امروز ۱۶:۰۳

    خانه های سیاه و سفید

    رقیه توسلی

    ارتعاش حروف و کلمات را احساس می کنم و لذت تولدشان را. ذوق واژه ها وقت نشستن در خانه صحیح... قسمتی از جدول می شوم. قسمتی از صورت مسئله و جواب.

  • عکس دیروز ۱۶:۵۱

    گاهی عکس‌ها "بوکسور" هستند

    رقیه توسلی

    گاهی عکس ها بوکسور اند، همان قاب عکس های چسبیده به دیوار... .

  • ربات ۱۳۹۸-۰۱-۳۰ ۱۶:۰۱

    تکنولوژی شاخ و دُم دارد !

    رقیه توسلی

    به نظرتان نرسیده آیا وقت آن، که ما هم برای درآوردن برچسب جهان چندم از روی افکار و کردارمان مفیدتر باشیم.

  • پلیس ۱۳۹۸-۰۱-۳۰ ۱۶:۰۱

    پنجره مغز پسته‌ای "فومن"

    رقیه توسلی

    دقیق به عکس جنابِ پدر نگاه می کنم. انگار او هم رضایت دارد به نقل خاطره ای که جدا کرده ام از دریای خاطراتش.

  • خیانت ۱۳۹۸-۰۱-۲۷ ۰۹:۴۳

    بیرون از کادر

    رقیه توسلی

    معلوم است که صبردانش سرریز شده که شماره ام را گرفت و خواست صریح و رودررو با کسی درد و دل کند.

  • شمشماد ۱۳۹۸-۰۱-۲۶ ۱۶:۱۲

    رویاهای برباد رفته

    رقیه توسلی

    به عنوان یک شمالی قلبم دارد می ایستد از رؤیت جنگل های هیرکانی در حال انقراض... واگویه می کنم مگر شمشاد گرانبها، سبزپوش چهارفصل نبود؟ چه به سرش آمد؟

  • لالایی ۱۳۹۸-۰۱-۲۳ ۱۶:۱۲

    لالایی‌ها خواب ندارند

    رقیه توسلی

    خانجان بوی توت و گل محمدی می داد وقتی میان خماری بعدازظهرهای کودکانه جا خوش می کرد وسط چهار- پنج زاده ی دختری و پسری با یک مُشت لالایی شاهکار. با قصه هایی که انگار از قبل توی گنجه مرتب چیده بودشان. مثل لیوان های دوغ خوری معروفش.

  • آش ۱۳۹۸-۰۱-۲۳ ۱۰:۰۴

    بیچاره "ون‌گوگ‌ها" و "داوینچی‌ها"

    رقیه توسلی

    تمام دیروز داشتم به این فکر می کردم که چرا درمانگاهی وجود ندارد که بشود گاهی به آنجا سَر زد و از متصدی اش خواست یک نگاه اساسی به دردها و شادی هایمان بیندازد و تنظیم مان کند.

  • آق قلا ۱۳۹۸-۰۱-۲۲ ۱۵:۴۸

    بی دردسر ببارید

    رقیه توسلی

    هربار چشم هایم را که می بندم و باز می کنم دقیقاً نشسته ام وسط قایقی که دارد مرا از خانه و زندگی ام دور می کند که مثلاً برساند به جای اَمن. به خشکی. به آرامش. اما زهی خیال باطل! که بیداری و خواب و کار و خوراک و افکارم شکل همان دیگ زودپزی شده که غرق در سیلاب به هیچ کجا نمی رود.

  • سیل ۱۳۹۸-۰۱-۲۰ ۱۷:۰۵

    غمِ همسایه می‌خوریم

    رقیه توسلی

    آهای سیل! حالا که با بهار و سال تازه آمدی، پس بیا و خوب گوش کن... که نه مازندران و گلستان و لرستان و خوزستان و فارس که همه ایران هم زبان و هم لهجه شده اند با تشریف فرمایی ات.

  • فیلبند ۱۳۹۸-۰۱-۲۰ ۰۹:۴۲

    فیلبند؛ چشم در چشم ابرها

    رقیه توسلی

    در محاصره درّه های سبز حرکت می کنیم و روح و جانمان به گشت و گذار می روند. از شهر آمده ایم و رویاهایمان تعبیر شده اند.

  • چهارشنبه سوری ۱۳۹۷-۱۲-۲۸ ۱۸:۰۱

    دست هایش

    رقیه توسلی

    فقط شیرجه زننده در مواد محترقه می داند زندگی قبل از سوختن چه گل و بلبلی ست!

  • جراحی ۱۳۹۷-۱۲-۲۸ ۱۸:۰۰

    ثبت با سند برابر نیست

    رقیه توسلی

    از این حجم نارضایتی مردم کوی و گذر متعجبم... از اعتماد به نفسی که می گویند پیشِ جراح است!

  • بازار ۱۳۹۷-۱۲-۲۸ ۰۸:۵۵

    کسادی اخلاق در بازار

    رقیه توسلی

    سر ظهر است و فروشگاه چندان شلوغ نیست اما فروشنده اعصاب کافی ندارد. غُرولند می کند از کسادی روزهای آخر و قدرت خرید افتضاح مردم.

  • هفت سین ۱۳۹۷-۱۲-۲۷ ۱۶:۵۴

    از پَر طاووس تا نقشه گنج

    رقیه توسلی

    دریغ نکنیم! می شود با یک تشبیه شیرین و خوشمزه، هوای کسی را داشت و به داد حالش رسید.

  • نیکوکاری ۱۳۹۷-۱۲-۲۳ ۱۵:۴۱

    یک خط مهربانی

    رقیه توسلی

    چه خوب می بود اگر همه ماه ها یک کمی در جان خودش اسفند داشت. مهربانی رقیق شده ی اسفند.

  • ماهیتابه ۱۳۹۷-۱۲-۲۳ ۱۵:۴۰

    پُر جیلیز و ویلیز

    رقیه توسلی

    از آنی که بودم، فرو ریخته تر می شوم. ملاحت خانوم باز توی گوشم می گوید: خیلی تعجب نکن، زندگی روزهای طاقت فرسایش کم نیست.

  • حساب و کتاب ۱۳۹۷-۱۲-۲۳ ۱۵:۳۹

    پای میز مذاکره

    رقیه توسلی

    از لشکر اسامی که صف کشیده اند، هول می خورم. از اینکه باید با تک تک شان بروم پای میز مذاکره.

  • خانه دار ۱۳۹۷-۱۲-۲۰ ۱۶:۳۴

    خانه‌دارهای جادوگر

    رقیه توسلی

    زنده کننده ترین حرفه عالم متعلق است به سرانگشتان جادوگرانه یک زن؛ زنانی که قرن هاست پای بی مرخصی ترین وظیفه ایستاده اند، با مهربانی.

  • پیامک ۱۳۹۷-۱۲-۱۹ ۱۶:۰۲

    سخت‌ترین کار دنیا

    رقیه توسلی

    سخت ترین کارِ دنیا قضاوت است. اما من مثل او فکر نمی کنم. فکر می کنم همه آدم ها کارشان سخت ترین کار دنیاست چون باید از هفت خوان زندگی بگذرند.

  • جاده ۱۳۹۷-۱۲-۱۹ ۱۵:۳۳

    آدم درون من "کریستف کلمب" است

    رقیه توسلی

    آدم درون شما را نمی دانم اما آدم درون من «کریستف کلمب» است. آدمی که قرار نیست فقط بهارها و تابستان ها به سفر برود، جاده را نبیند و دست روی دست بگذارد تا سفرنامه ی کیلومترها راه، بماند روی زمین.

  • کودک ۱۳۹۷-۱۲-۱۹ ۱۵:۲۷

    توبه کرده‌ها

    رقیه توسلی

    روانشناس درونم سرافکنده و خجالت زده می شود. چنگ می زنم به راه میانبر و می گویم: پس بیا قول بدیم از این ساعت به بعد اشتباهی حرف نزنیم!

  • قسم ۱۳۹۷-۱۲-۱۶ ۱۶:۱۱

    قسم ها رژه می روند

    رقیه توسلی

    روز پُر قسمی را پشت سر گذاشتم. آنقدر که صبردانم از شنیدن سوگند سرریز شده. روز پُر فراز و فرودی که تا جا داشت جملاتی سنجاق شده به اسماء الهی، کتاب خدا و عزیزان درجه یک شنیدم.

  • بازار ۱۳۹۷-۱۲-۱۶ ۱۶:۱۱

    نونوار نشدیم

    رقیه توسلی

    قیمت ها و سوالات نامربوط، آدم را پیر می کند. برای اتیکت های گران و زبان های فضول، کاش قانون کاری بکند.

  • آسانسور ۱۳۹۷-۱۲-۱۶ ۱۶:۱۱

    معاشرت های طبقاتی

    رقیه توسلی

    راستش فکر نمی کردم معاشرت های ثانیه ای و دقیقه ای این اندازه آموختنی و دلپذیر باشد و زندگی جمع همین لحظه ها. همین سفرهای آسانسوری و بودن در متروهای ام پی تری که می توان به هم آنجا لبخند زد، نوازش کرد، توضیح داد، همزیستی داشت.

  • مظلومی ۱۳۹۷-۱۲-۱۶ ۱۴:۳۲

    مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران مازندران:

    زنگ ایثار و شهادت در مدارس مازندران نواخته می شود

    مازندران- هدایت مظلومی از نواختن زنگ ایثار و شهادت در مدارس مازندران خبر داد.

  • نیروگاه نکا ۱۳۹۷-۱۲-۱۶ ۱۴:۳۱

    در اجلاسیه دبیران امور فرهنگی و دینی صنعت آب و برق کشور عنوان شد

    اصلاح روند بدمصرفی مشترکان نیازمند آسیب شناسی رفتاری و فرهنگی است

    مازندران- در اجلاسیه دبیران امور فرهنگی و دینی صنعت آب و برق کشور بر آسیب شناسی رفتاری و کار فرهنگی در راستای اصلاح روند بد مصرفی مشترکان تاکید شد.

  • خیالبافی ۱۳۹۷-۱۲-۱۴ ۱۶:۳۳

    خیالات قطار شده اند

    رقیه توسلی

    امروز یکی از آن روزهاست. او هست، من و قطاری از آدم های ناشناس که مواد لازم تصوراتش را تشکیل می دهند.

  • خانه تکانی ۱۳۹۷-۱۲-۱۴ ۱۶:۳۲

    اسفندها، خانه ویار دارد

    رقیه توسلی

    خانه ی تَه سال، خانه ی دیگری ست. هوس می کند اسباب نیمکره راست را ببرد به چپ و اسباب نیمکره دیگر را بدهد به سمسار به قیمتی خنده دار.

  • تاکسی ۱۳۹۷-۱۲-۰۶ ۱۵:۵۸

    بی تُرمز

    رقیه توسلی

    دلم به حال مسافر قبلی می سوزد، به حال دخترکی که سرفه کنان زُل زده به خیابان، به حال خودم و به حال همه مسافرانی که بی خبر پا به وسیله نقلیه آدم های سمّی می گذارند.