دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۲ - ۲۰:۲۱

ماجرایی خواندنی از تشکیل دانشکده ی روحانیون دوستدار محمدرضا شاه!

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: یکی از کارهایی که همیشه محمدرضا پهلوی در پی آن بود، نشان دادن خود بصورت فردی مذهبی در ظاهر و از پشت خنجر زدن به اسلام بود، چرا که او نیز مانند پدرش جرأت درآویختن مستقیم با اسلام و روحانیت را نداشت.

به گزارش قدس انلاین  محمدرضا اکثراً با اجرای برنامه هایی در پی تربیت روحانیونی وابسته به دربار بود. او که طرفدار مذاهب و نحله های مخالف اسلام از جمله بهایی گری و فراماسونری بود، در عین حال نیز سعی می کرد احیاگر نوعی اسلام و روحانیون بی خاصیت و بی ثمر و صرفاً افرادی در راسته ی اهداف خود، باشد. وی در مورد نوعی از اسلام که عبارت از اسلام غیرسیاسی بود می گفت: «من از یک سو مومن، محافظ و پاسدار مذهب شیعه ی خودمان هستم و به آن سوگند وفاداری یاد کرده ام و از سوی دیگر مذهب به هیچ وجه دخلی به امور کشور ندارد.» روح الله حسینیان می نویسد: او ریاکارانه سعی می کرد خود را یک مسلمان جلوه دهد. یکبار به سفر عمره و بارها به زیارت امام هشتم و سایر اماکن مقدسه رفته بود، وی در حالی که امام خمینی را به ترکیه تبعید کرده بود، در ششم اردیبهشت 1344 دستور داد تا یک قرآن نفیس به چاپ برسانند و منتشر نمایند و سال بعد آن را در سرتاسر کشور با آداب و تشریفات خاصی توزیع کرد.
البته این تنها گوشه ای از اقدامات عوام فریبانه ی محمدرضا بود و شاید یکی از کارهای سودجویانه وی تربیت روحانیونی درباری و مطیع شاه و دربار بود.

وی برای پرورش روحانیون درباری، دانشکده ی علوم اسلامی را توسط ساواک تاسیس کرد و طی فرمانی دستور تشکیل سپاه دین را صادر کرد. شاه در این فرمان اعلام نمود که بزرگداشت شعایر مقدس اسلام و ترویج احکام دین و حفظ معنویت جامعه پیوسته مورد توجه خاص ما بوده است. وی اضافه کرد: به موجب این فرمان مقدر می داریم که سپاه دین از مشمولان خدمت وظیفه عمومی که در رشته های دینی و علوم معارف اسلامی تحصیل کرده اند، تشکیل شود.

شاه مسئولیت سپاه دین را بر عهده ی سازمان اوقاف نهاد و اولین دوره ی سپاه دین از آبان ماه سال 1350 آغاز به فعالیت نمود. اعضای سپاهیان دین، بعد از دوره ی آموزشی مقدماتی، 16 هفته دوره ی تخصصی دینی را پشت سر می نهادند که عبارت بود از: خطابه، علم کلام، تاریخ اسلام، نقش ایران در توسعه ی معارف اسلامی و مهمتر از همه «مبانی اسلامی انقلاب سفید و اصول عدالت اجتماعی اسلام در جامعه ی امروز ایران و قانون تنظیم خانواده.» و آنان پس از دوران آموزشی به محل خدمت خود اعزام می شدند و موظف بودند که از لباس روحانیت نیز استفاده کنند.

با وجود تمام کارهای موذیانه رژیم پهلوی دوم، جامعه ی آگاه مذهبی ایران روحانیون فارغ التحصیلان سپاه دین را نپذیرفتند و مردم همواره به این روحانیون به دیده ی مزدوران ساواک و وعاظ السلاطین می نگریستند و هیچ گاه جایگاهی در بین مردم به دست نیاوردند و سرانجام با آغاز انقلاب شکوهمند ایران، بسیاری از آن ها متواری شدند و بعضی از آن ها لباس روحانیت را بیرون آوردند و در مساجد، در حضور مدم اظهار توبه و وفاداری به رهبر انقلاب را به جا آوردند.

منابع:
1- حسینیان، روح الله. چهارده سال رقابت ایدئولوژیک شیعه در ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387.
2- وارن، اولیویه. شیر و خورشید. ترجمه عبدالمحمد روح بخشان، تهران: امیرکبیر، 1356.
3- نجاری راد، تقی. ساواک و نقش آن در تحولات داخلی ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378.
* روزنامه اطلاعات مورخه؛ 6/2/1344، 8/1/1345، 1/8/1350.

 

برچسب‌ها

نظرات

  • مهدي ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ - ۱۰:۵۳
    19 0
    چه روحاني نماهايي پيدا ميشدن.
  • مهسا ۱۳۹۲/۰۱/۲۴ - ۱۱:۱۶
    26 0
    لعنت بر روحانيون شاه دوست و درود بر روحانيون انقلابي.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.