پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۴

در گفتگوی قدس آنلاین با پژوهشگر اجتماعی عنوان شد

فقر انگیزشی موثرترین عامل ترک تحصیل نوجوانان /شبکه های اجتماعی و رایانه ای در ترک تحصیل بی تاثیر نیست

ترک تحصیل

قدس آنلاین-ساحل عباسی-پارادوکس های فرهنگی و اجتماعی بزرگترین عامل ترک تحصیل نوجوانان است-نامناسب بودن رشته های دانشگاهی و عدم تناسب بین فارغ التحصیلان و بازار کار بازتاب منفی در ادامه تحصیل نوجوانان به جای می گذارد.

به گزارش قدس آنلاین ،روند ترک تحصيل در ايران ، يکي از معضلات آموزشی مي باشد. امروزه ترک تحصيل و افت تحصيلي در تمام کشور هاي جهان از عمده ترين مباحث و مسائل آموزش و پرورش و حتي مسئولان نظام آموزشي است.نظام آموزشي ايران مانند بسياري از کشور هاي در حال رشد از يک سلسله بيماري رنج مي برد و علي رغم کوشش هايي که تا به حال انجام گرفته هنوز اين مشکل لاينحل باقي مانده است. برترين عوامل مشترک در ترک تحصيل دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصيلي  بخصوص در مقطع متوسطه بيانگر اين حقيقت است که فقر مالي و فقر انگيزشي بيشترين نقش را داشته است و همچنين محيط نامناسب خانه و مدرسه خشونت‚ تنبيه و تشويق معلم ‚ سختگيري هاي بيهوده که باعث مي شود انگيزه تحصيلي شاگردان ضعيف شودزمينه هاي ترک تحصيل فراهم مي گردد.
خبرنگار قدس آنلاین مهمترين موارد موثر در افت تحصیلی را در گفتگو با دکتر افشین محمد باقر طباطبایی جامعه شناس و پزوهشگر مسائل اجتماعی مورد بررسی قرار داده است.

-به نظر شما مشکلات اقتصادی عامل تاثیر گذاری در ترک تحصیل دانش آموزان می باشد؟و به قولی آیا عمده ترین دلیل ترک تحصیل نوجوانان مسائل اقتصادی و تاثیر خانواده ها در این رابطه است؟

-پس از پیرروزی انقلاب  اسلامی و گرایش مردم به سواد آموزی و تلاشهایی که از سوی بنیانگذرا کبیر انقلاب اسلامی در راستای سواد آموزی اقشار مختلف جامعه صورت گرفت و مردم در سراسر ایران حتی در دورافتاده ترین روستاها با تحصیل و تاثیرات ان بر زندگی خصوصی،خانوادگی و اجتماعی آشنا شدند و گرایش هرچه بیشتر خانواده ها به تحصیلات فرزندانشان در سطوح عالیه ،انقلاب فرهنگی را در ایران رقم زد که در سالهای اخیر شاهد رشد دانشجویان و طالبان علم در سراسر ایران حتی در دورافتاده ترین شهرستانها و روستاهای کشور بوده ایم که بعضا برخی از افرادی که رتبه های بالای کنکور را به خود اختصاص داده اند از روستاها و شهرستانهایی بوده اند که دور افتاده و محروم بوده و از وضعیت مالی مناسبی نیز برخوردار نبوده اند بنابراین نمی توان عامل اقتصادی را در ترک تحصیل نوجوانان یگانه عامل یا مهم ترین انها به شمار اورد زیرا بعد از پیروزی انقاب افکار مردم با گذشته متفاوت شد.

در سالهای قبل از پیروزی انقلاب از زمان رضا خان پهلوی و قبل از آن بسیاری از مردم فرزندانشان را به ترک تحصیل ترغیب می کردند تا در کارهای کشاورزی یا در حرفه ای که پدرانشان در آن مشغول به کار بودند به فعالیت پرداخته و منبع نان و درآمدی برای خانواده باشند این موضوع درباره پسران بیشتر صدق می کرذد و اکثر دختران از آموزش محروم بودند و باید ازدواج کرده و مسئولیت خانواده ای را عهده دار می شدند . اما بعد از پیروی انقلاب با توجه به آمارها کمتر شاهد این موضوع هستیم که خانواده ای که  فقر فرهنگی نداشته باشد، علی رغم فقر اقتصادی فرزندش را به خاطر کسب و کار از درس خواندن محروم کند.بنابراین بیشترین آسیب را باید در دیگر حوزه های اجتماعی مورد بررسی قرار داد.البته در بسیاری از خانواده هایی که فقر فرهنگی وجود دارد یا والدین معتاد بوده یا از سلامت اجتماعی و تربیتی لازم برخوردار نیستند چنین مسائلی مشاهده می شود و ممکن است فرزندان چنین خانواده هایی نه تنها ترک تحصیل کنند حتی خود میلی به ادامه تحصیل نداشته باشند

-به نظر شما کدامیک از دانش آموزانی که ترک تحصیل می کنند را باید مورد آسیب شناسی قرار داد آن دسته ای که به لحاظ فشار مالی دست از تحصیل می کشند ی دسته دیگری که اتفاقا مشکل مالی ندارند؟

-آمارهایی که از ترک تحصیل نوجوانان اعلام می شود زنگ خطری است برای مسئولین در نهادهای مختلف اعم از آموزشی،فرهنگی اجتماعی یا اقتصادی و نباید به راحتی از کنار آن گذشت.زیرا چنین آمارهایی نشان از پارادوکسی عمیق در ذهن و عملکرد نوجوانان دارد تناقض هایی که اذهان نوجوانان را درگیر کرده و با ان دست به گریبان می شوند تا آنجا که در نبرد و رویارویی با چنین پارادوکس هایی شکست خورده و ترک تحصیل و عقب ماندن از چرخه آموزشی را اولین و بهترین راهکار می دانند.متاسفانه آمار دانش آموزانی که به دلخواه ترک تحصیل می کنند به مراتب وحشتناک تر از دانش آموزانی است که به دلائل اقتصادی و فشارهایی که از سوی معیشت خانواده بر آنها تحمیل می شود .بنابراین در وهله اول می بایست مسئولین دلائل ترک تحصیل  دانش آموزانی را مورد بررسی قرار دهند که فقر اقتصادی نداشته و به دلیل تعارض های اجتماعی موجود و ساختار شکنی به تر ک نحصیل روی می آورند.به نظر بنده آسیب دانش آموزانی که به لحاظ فشارهای اقتصادی ترک تحصیل می کنند کمتر از آسیبی است که برخی دانش آموزان با شرایط مالی مناسب و قابل تحمل و از روی میل ور غبت به این کار تمایل پیدا می کنند می باشد.بنابراین شناسایی دلائل ترک تحصیل دانش آموزانی که ار فشار اقتصادی رنج نمی برند از اهمیت ویژه ای برخورداراست

-چه عواملی در ترک تحصیل نوجوانها بیشترین نقش را ایفا می کنند؟

-برخی از دانش آموزان از روی میل شخصی درس نمی خوانند.بعضی انگیزه لازم را برای درس خواندن از دست داده اند و صرفا مدرسه رفتن ر ا نوعی وقت گذرانی می دانند.برخی درس خواندن را اتلاف عمر می دانند و حضور در بازار کار را به مراتب از درس خواندن  برای پولسازی بهتر می دانند.یقینا انگیزه های افراد با هم متفاوت است اما آنچه که در این میان در سالهای اخیر برروند ترک تحصیل دانش آموزان تاثیر قابل توجهی داشته است استفاده از شبکه های اجتماعی و رایانه ای است.ضریب نفوذ ماهواره ها به منازل افزایش یافته و شبیخون های فرهنگی تله های ناپیدایی هستند که ذهن و هوش نوجوانان را نشانه گرفته اند.همچنین نامناسب بودن رشته های دانشگاهی با بازار کار و عدم تناسب و تعال بین فارغ التحصیلان و بازار کار بازتاب بدی در آینده تحصیلی نوجوانان برجای گذاشته است و موجی از عدم ترغیب را در میان این نسل حساس دامن زده است.مساله ترک تحصیل و عدم میل و رغبت به درس خواندن در سه دهه پیش در آمریکا و کانادا  سرعت گرفت به طوری که مسئولان از این امر به واهمه افتاده و به ناچار با تبلیغات فراوان و اختصاص امکانات خاص به تیزهوشان و نخبگان دیگر کشورها به مهاجرت مغزها دامن زدند تا در این راستا بتوانند فقدان توجه به آموزش عالی و تحصیل را از راه جذب نخبگان کشورهای در حال توسعه جبران نمایند.

-نقش خانواده را در رشد انگیزه و توجه به ادامه تحصیل دانش اموزان تا چه حد مهم و تاثیر گذار می دانید؟

 یكي از عوامل مهم در موفقيت تحصيلي دانش آموزان، حمايت و پشتيباني والدين است. خانواده ها نقش مهمي در فراهم ساختن زمينه رشد و پرورش توانايي هاي فرزندان خود برعهده دارند. والدين مي بايست شادي گم شده در لابه لاي سنگيني تكاليف درسي را به دانش آموزان بازگردانند و آرامش و اطمينان خاطر را در آنها به وجود آورند و اين جز در سايه نظارت دائم و منظم برفعاليت هاي يادگيري، توجه به شرايط روحي و رواني و بررسي وضعيت درسي دانش آموزان در منزل و مدرسه امكان پذير نيست. نظارت و پيگيري نبايد به گونه اي باشد كه استقلال و اعتماد به نفس را از فرزندان بگيرد.

دستوردادن و امر كردن و پيگيري همراه با سرزنش و توبيخ، جز افت تحصيلي هيچ ثمره اي نخواهد داشت. در سال هاي ابتدايي، اين نظارت شايد حتمي باشد ولي با رسيدن دوران بلوغ و نوجواني، براي نوجوانان خوشايند نيست كه والدين مدام به آنها گوشزد كنند كه چگونه تكاليفشان را انجام دهند. نوجوان در اين دوره احساس استقلال مي كند و دوست دارد به ارزش ها، ايده ها و نگرش هاي او احترام گذاشته شود و تمايل به امر و نهي ديگران ندارد. ولي اين بدان معنا نيست كه حمايت و نظارت بر عملكرد او، كاملاً قطع شود، بلكه در اين دوران نياز به نظارت غيرمستقيم است، به گونه اي كه دانش آموز حس استقلال عمل داشته باشد و حس كنترل از طرف والدين بر او القا نشود.

دانش آموزان پس از گذراندن دوره ي راهنمايي وارد مرحله بعد يعني متوسطه مي شوند که در دوره ي متوسطه آخرين دوره ي آموزشي آنان محسوب مي شود. نحوه تدريس و آموزش در دوره هاي ابتدايي و راهنمايي مي تواند کمک شاياني به دانش آموزان در دوره ي متوسطه بنمايد، زيرا در آن دو دوره پايه ي علمي دانش آموزان گذاشته مي شود و اگر پايه ي علمي آنان ضعيف باشد يا اصلا نمي توانند وارد متوسطه شوند يا اگر هم شوند با مشکل مواجه خواهند شد.

يکي از سال هاي پر خطر و حساس دوره ي متوسطه سال اول است. دانش آموزان سال اول متوسطه از دانش آموزاني هستند که بيشتر مورد خطر قرار مي گيرند زيرا اولين سالي است که وارد اين دوره مي شوند و تا بتواند خود را با قوانين و اصول اين دوره عادت دهند زمان مي خواهد و روزهاي اول مشکل است و در اين سال دانش آموزان درس هاي عمومي مي آموزند و عنوان اين سال ، سال اول عمومي است. دانش آموزان  در اين سال حق انتخاب رشته را ندارند و بايد يک سال طي نمايند و نحوه ي دوست يابي در اين  سال تاثير بسزايي دارد. اگر دانش آموزان دوستان خوب و درس خواني انتخاب نمايند باعث پيروزي آنان در اين سال خواهد بود در غيراين صورت با مشکل مواجه خواهند شد.

-

-آیا بیکار ماندن فارغ التحصیلان می تواند در روحیه دانش آموزان برای ادامه تحصیل اثر سوءداشته باشد؟و چه معضلاتی ممکن است از این ناحیه گریبان گیر نوجوانان شود؟

-هنگامی که نتوانیم دانش آموزان را درست تربیت و راهنمایی کنیم به طور  قطع در سالهای جوانی با معضلات و آسیب های متعددی مواجه  می شوند .متاسفانه افکار غلطی که این روزها در ذهن جوانها ریشه دوانده ، فکر می کنند راه صد ساله ر ا یک شبه باید طی کرد و از پله اول به پله دهم رسید. این افکارخطر و آسیب و زنگ هشداری است برای جامعه .این افکار نه تنها به ترک تحصیل دانش آموزان  منجر می شود بلکه به درآمدهای نامشروع و پولهای کاذبی دامن می زند که از راهها ی نادرست و حرام با روحیات کاذب و روشهای غلط به دست آمده است پولهایی که شاید چند صباحی فرد را راضی نگه دارد اما عواقب آن به شدت در زندگی پیش رو و ناملایمات آتی تاثیر خواهد گذاشت.

متاسفانه مسئولان به این مساله نرسیده وباور نکرده اند که زمانه در حال تغییر است و ادبیات والدین دیگر راهگشا نیست زبان نوجوانان و جوانان امروز زبان نوجوانان دهه های قبل نیست و راهکار و بیان خود را می طلبد.اگر با ادبیات خاصی که نشان دهنده و برخواسته از فرهنگ ملی و دینی خود نباشد به سراغ آنها برویم وضعیت نابسامانی این قشر جامعه ساز بیش ازپیش به خطر می افتد چرا که هرروز متوجه حضور و نفوذ بیگانگان با فرهنگ های وارداتی اشان بر جوانهایمان هستیم.متاسفانه زبان والدین الکن شده و دیگر تاثیر قابل توجهی بر ذهن و رفتارفرزندان ندارند .

می طلبد مسئولین به این امر توجه بیش تری نشان دهند و با استفاده از راهکارهای متخصصان بر نابساانی فرهنگی غلبه نمایند که یکی از نتایج آن توجه به علم و تحصیل خواهد بود.متاسفانه آمار اعتیاد نوجوانها و جوانها خبر خوبی نیست .بیراه رفتن های آنها .فشارهای اجتماعی و...هر کدام در جای خود نوجوان را از هدف اصلی زندگی که کسب علم و دانش و پیشرفت است دور می کند.

 می طلبد همه مسئولان از آموزش و پرورش تا دیگر نهادهای مختاف اجتماعی هر چه زودتر چاره ای بیندیشند تا نوع نگاه جوانهار ا به زندگی تغییر دهند.حتی نوع نگاه افرا د تحصیل کرده به زندگی نیز با ده های قبل تغیر کرده است.همه راحت طلب شده اند.قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به خاطر کمبود پزشک از هندوستان و پاکستان پزشک وارد می کردیم ،یعنی مهاجرت در سطح کشوری.اما در حال حاضر پزشکان ما حاضر نیستند چند سالی را در مناطق محروم کار کنند.حاضرند جزء پزشکان بیکار باشند اما به سختی نیفتند یا مهندسین ما حاضر نیستند در مناطق جنوبی کار کنند حتما در شهرهای بزرگ و محل زندگی اشان کار می خواهند و هنگامی که کاری برایشان پیدا نمی شود می گویند شغل نداریم بیکاری افزایش یافته در حالی که همین متخصصان اگر به کانادا سفر کنند می بایست در دمایی چهل درجه زیر صفرکار کنند.بنابراین جوانها راحت طلب شده اند و باید اسیب شناسی بیشتری صورت بگیرد تا هم مانع ترک تحصیل فرزندانمان شویم هم بتوانیم آنها را از معضلات و آسیب های اجتماعی به دور نگاه داشته و حس کار و فعالیت بر اساس آموخته های علمی را در آنها تقویت نماییم.

 

 

 

 

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.