دوشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۸

ماجرای دو دیدار هاشمی رفسنجانی و ملک عبدالله

رفسنجانی

آیت الله «اکبر هاشمی رفسنجانی» رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در بخشی از گفت وگوی اختصاصی خود با خبرگزاری مهر و روزنامه تهران تایمز به ماجرای دو دیدار خود با امیر عبدالله و تاثیر آن بر بهبود روابط تهران - ریاض در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی پرداخته است. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام موضوع عربستان را مهم ارزیابی می کند و معتقد است روابط باید هرچه زودتر ترمیم شود.

بخشی از گفت وگوی خبرگزاری مهر و روزنامه تهران تایمز با آیت الله هاشمی رفسنجانی به شرح ذیل است:


* همانگونه که مستحضرید، مذاکرات هسته ای به نقطه حساس خود رسیده و شعارهای مردم در راهپیمایی اخیر هم پیام روشنی برای غرب و تیم مذاکره کننده مبنی بر استقامت بر حق هسته ای داشت. حضور مردم چه تأثیری بر مذاکرات دارد و پیامش برای کشورهای مقابل چیست؟

- حضور مردم بر مسایل خارجی و نگاه جهانیان تأثیر دارد. یعنی استحکام نظام را از این حضور می فهمند. پایداری نظام را می فهمند. روی ایران و جمعیت ایران حساب می کنند و می گویند که مردم بی تفاوت نیستند. حساب جدیدی باز می کنند. از لحاظ ارزش اجتماعی، دنیا به این کار ارزش می دهد. به نظرم همه پیام هایش به خارج مثبت است. به عنوان مثال، می توان به مراسم اربعین که در عراق اتفاق افتاد، اشاره کرد. دو، سه سالی است که این مراسم انجام می شود، ولی این دفعه خیلی وسیع و دیدنی بود. نظر دنیا با دیدن این صحنه خیلی فرق کرد.



* در سال 81 بحث هسته ای ایران در دستور کار شورای حکام قرارگرفت و خرداد همان سال اولین بیانیه و شهریور هم اولین قطعنامه صادر شد. سال 85 به شورای امنیت رفت و الان بیش از 12 سال است که پرونده هسته ای جریان دارد. اخیراً هم مذاکرات بعد از ژنو ادامه داشته است. مقام معظم رهبری در صحبت هایی که داشتند، اشاره کردند که توافق باید یک مرحله ای باشد و قابل تفسیر نباشد و این بحثی که می گویند توافق نکردن بهتر از توافق بد است، حرف جمهوری اسلامی هم بود و ما هم همین نظر را داریم. یعنی فقط آمریکایی ها نیستند که این گونه می گویند. سوال من به طور مشخص این است که مشخصات و مختصات یک توافق خوب از نظر جناب عالی چیست؟

- خیلی روشن است. حقوق ما نباید ضایع شود. ما حقوقی داریم که عضو آژانس هسته ای در ژنو هستیم و حقوق آنجا هم روشن است و می توانند از همه منابع صلح آمیز هسته ای برخوردار باشند. طبعاً این برخورداری، تکنولوژی می خواهد. آنها مسؤولیت دارند که به ما کمک کنند و نه اینکه مزاحمت ایجاد کنند. در اساسنامه آنها این نکته هست و ما هم مطالبه می کنیم. ما قطعاً دنبال (فناوری) هسته ای «نظامی» نیستیم. ممکن استگزارش هایی که منافقین و دیگران می دهند، در حدی باشد که آنها حساس شوند. یا ممکن است به خاطر بعضی از خریدها و بعضی از چیزهایی که می تواند دو منظوره باشد، شبهه داشته باشند.

توافق بد این است که بخواهند بعضی از حقوق ما را نادیده بگیرند یا جلوگیری کنند؛ اگر این گونه باشد، بد است، منتها نسبی است، اگر بخواهند زیاد تجاوز کنند، سخت تر است و اگر جزیی باشد باز هم بد است ولی به بدی کارهای دیگرشان، یعنی سلب حق مردم ایران نیستاگر ما درصدد هسته ای نظامی بودیم، رهبری نمی آمدند که فتوا بدهند و به جایش یک بیانیه سیاسی می دادند. وقتی فتوا می دهند، معنایش این است که اعتبار اجتهاد و مقامشان را در جامعه در گروی این فتوا می گذارند. آنها باید این را بفهمند. وقتی می خواهیم فقط برای کارهای صلح آمیز استفاده کنیم، باید براساس معاهده های بین المللی کمک کنند و حقمان محفوظ باشد.

البته در کنار این، یک موضوع دیگری هم هست که آژانس می گوید: «من هم باید ناظر باشم و مطمئن باشم» باید این را هم تأمین کنیم و وظیفه ماست که تأمین کنیم تا بگذاریم آنها مطلع باشند و ببینند که ما به طرف مسائل نظامی نمی رویم. اگر این قیدها پیش بیاید، ما باید آمادگی نظارت را داشته باشیم و آنها هم باید حقوق ما را بدهند.

به نظرم حرف رهبری خیلی روشن است. این توافق خوب و بد را خود آنها می گویند. اول رژیم اشغالگر قدس و بعد آمریکایی ها گفتند که اگر توافق نشود، از توافق بد بهتر است. ما هم همیشه قبول داشتیم. منتها بد را آنها به صورت دیگری معنا می کنند و ما هم به گونه دیگری معنا می کنیم. آنها این گونه معنا می کنند که ردّپایی پیدا نشود که ما دنبال هسته ای نظام هستیم و ما این گونه معنا می کنیم که از حقوق ما چیزی کم نشود. این تفاوت وجود دارد، ولی قابل تفاهم است.



* تعداد سانتریفیوژها هم در همین مقوله می گنجد.

- بله. اگر اینها عاقل باشند، ما بیش از اینها لازم داریم. بالاخره همین نیروگاه هسته ای که داریم و همه آنچه که الان در نطنز و فردو داریم، نمی توانند سوخت نیروگاه بوشهر را تأمین کنند. البته سوخت آن را روس ها تعهد دارند و فعلاً می دهند. بنا داریم چند نیروگاه دیگر بسازیم و باید هم بسازیم و این حق و مصلحت ماست که بسازیم. لذا باید به موازات آن، قدرت غنی سازی ما بالا برود. فکر می کنم اگر به تفاهم برسیم و با نظارت کامل هم باشد، دیگر دلیلی برای کارشکنی آنها وجود نداشته باشد. مثلاً می گویند ما از خارج به شما سوخت می دهیم که این حرف دلیلی ندارد. الان تعداد زیادی از کشورها مثلاً ژاپن هستند که اینها را دارند. آنها هم همین بحث ها را با آژانس داشتند تا به اینجا رسیدند. من فکر می کنم معنای توافق خوب برای ما همین است که چیزی از حقوقمان کسر نشود.



* شرایط منطقه ای ما مشخص و خیلی خاص و ویژه است. در این شرایط، همیشه بحث تعامل ایران و عربستان به عنوان دو قدرت منطقه ای مطرح بوده است. در سال های اخیر و بعد از تحولاتی که در کشورهای عربی بوجود آمده، رابطه ایران و عربستان خیلی ابهام برانگیزتر شده است. مرگ ملک عبدالله و سقوط قیمت نفت هم به آن دامن زده است. الان تحلیل شما از روابط ایران و عربستان و در واقع نحوه تقویت و اصلاح تعاملات چیست؟

- وضع الان بدتر از گذشته نبود ولی با اظهاراتی که در نمازجمعه تهران شد خیلی بد شده. در مقطعی خیلی خوب شد، ولی الان هم نسبت به گذشته خیلی بدتر نیست. پیش از انقلاب، ایران و عربستان به خاطر نفت و موضوعات دیگر با هم درگیر بودند و دائماً به هم پرخاش می کردند. بعد که انقلاب شد، آنها اوایل از انقلاب ما ترسیدند. مخصوصاً آن روزهایی که شعار صادر کردن انقلاب را می دادیم و بالاخره خود ملت ها هم به فکر افتادند که راه ایران را بروند، آنها نگران بودند و روابطشان با ما بد بود. تا اینکه زمان به ریاست جمهوری من رسید. در جنگ هم آنها از صدام حمایت می کردند و پول می دادند و فضای آنها در اختیار صدام بود. امام هم وقتی حج قطع شد، نگران بودند و گفتند: این بد است که ما دولتی اسلامی باشیم و حج که از اصول مسلّم اسلام و قرآن است، تعطیل باشد، بروید و درست کنید.

این دستور امام(ره) بود. ما هم دنبال این مسأله بودیم و وقتی رئیس جمهور شدم، کار خودم بود که انجام بدهم. پی گیری کردم که پیشرفت هم کردیم. یکی- دو برخورد با ملک عبدالله که آن موقع امیرعبدالله بود، در سنگال و پاکستان داشتم و مقدار زیادی با هم بحث کردیم و ایشان خیلی فرق کرد. یعنی چیزهایی را فهمید که ضد آن فکر می کردند. به صورتی شد که در اجلاس سران در پاکستان، قرارمان این شد که ایشان به اتاق ما بیاید. چون هر کدام از ما اتاقی داشتیم، در سنگال من رفته بودم و در اینجا بنا بود که او بیاید. من در مجلس نشسته بودم که دیدم یکدفعه آمدند و گفتند: امیر منتظر شماست. آقای ولایتی گفتند: قرارمان این بود که ایشان بیاید، الان چه کار کنیم؟ گفتم: برویم، ما نباید تکبر کنیم و اصل بر حرف زدن است. بلند شدیم و به طرف اتاقشان رفتیم، یکدفعه دیدیم که ملک عبدالله و همراهانش از اتاق به بیرون برای استقبال ما آمدند و گفتند: آماده ایم که به اتاق شما برویم. اصلاً یکدفعه زیرورو شدند. یعنی همان حالت تواضعی که نشان دادیم، ایشان را به آنجا آورد. در همان اتاق خیلی از معضلاتمان حل شد. آنها مخالف بودند که اجلاس بعدی در تهران باشد که حل شد. در جدّه یا ریاض بیانیه داده بودند. از همانجا به سعود الفیصل تلفن کرد و گفت که بیانیه را لغو کنید. بعد از جلسه، مهمان نخست وزیر پاکستان بودیم و می خواستیم برای ناهار برویم. از در بیرون آمده بودیم و منتظر تا ماشین ها برسند. ماشین من زودتر از ماشین آنها رسید، امیرعبدالله بدون محافظ در ماشین من سوار شد. این منظره یکدفعه خیلی چیزها را در نظر خبرنگارها و دیگران عوض کرد. با هم وارد اجلاس شدیم و همان مانور کافی بود. مشکل اصلی ما سرقیمت نفت بود که ایشان می گفت: اگر ما نفت را گران کنیم، آنها سوخت های دیگری پیدا می کنند و نفت از ارزش می افتد. من برای او ثابت کردم که چنین چیزی را به این آسانی نمی توان درست کرد و ارزش نفت فعلاً به این زودی پایین نمی آید. ایشان هم قبول کرد و همکاری کرد و مسأله نفت هم حل شد.

در ادامه دوستی ما خانوادگی هم شد. وقتی به آنجا می رفتیم، معمولاً خانواده های ما بودند و خانواده های آنها هم می آمدند و مهمانی می دادند و از حد رو

رابط دیپلماتیک یک مقدار جلوتر رفت و روابط خانوادگی شد. وی که برای اجلاس سران به تهران آمده بود، برخلاف عرف دیپلماتیک به اصرار خودش به خانه ما آمد.

به هر حال در آن فضا بسیاری از مشکلات را حل می کردیم. در عربستان خیلی کار کردیم. الان هم اگر ما شرایط را درست کنیم و آنها هم درست کنند، می توانیم برگردیم. همین آقای سلمان آن موقع امیر ریاض بود. یک مهمانی برای ما گرفت که با خضوع رفتار کرد. همه چیز برادرانه برگزار شد. همه چیز را دوستانه برای من تعریف می کرد. ولی الان مسایل زیادی با هم در یمن، بحرین، سوریه، عراق، لبنان و حتی رژیم اشغالگر قدس داریم. ما قبول نداریم که آنها با اسرائیل حالت فعلی را داشته باشند. این اختلافات هست و باید اینها را حل کنیم. به نظرم می توانیم که برگردیم.



* چالش های زیادی در خاورمیانه داریم. بحث تروریسم یک تهدید جدی است و کشورهای مختلف با آن درگیر هستند. خیلی ها و غربی ها می گویند که کلید آرامش خاورمیانه دست ایران و عربستان است. آیا واقعاً کلید آرامش دست ایران و عربستان است یا نه، اتفاقات دیگری در خاورمیانه بایستی بیفتد که به یک منطقه آرام و با رشد اقتصادی تبدیل شود؟

- البته فقط ما دو کشور نیستیم. خیلی کشورها در منطقه درگیر هستند. ولی ما دو کشور اگر با هم هماهنگ کار کنیم، خیلی چیزها حل می شود. ما طمعی به سوریه، عراق و بحرین نداریم. اختلافات ما براساس نگرانی های دیگری است. عربستان اصلاً رژیمی وهابی است. یعنی عبدالعزیز بر آن اساس انقلاب کرده و پادشاهان عربستان هم به انقلابشان پایبند هستند. اما ما شیعه هستیم و مسایل خاص خود را داریم. در دورانی که با هم رفاقت کردیم، این مسأله را تحت الشعاع قرار دادیم و گفتیم که مسایل عقایدی مربوط به علماست و ما باید کشورداری کنیم. من فکر می کنم اگر این دو کشور باهم باشند، خیلی از تروریست هایی که پیدا شدند، از بین می روند. داعش از سوریه بیرون آمد. الان هر دو کشور نسبت به سیاست های همدیگر در سوریه، یمن، بحرین، عراق و لبنان حرف دارند، ولی می توان با هم تفاهم کرد و برای هر یک از اینها یک کمیسیون قرار داد و با تفاهم، کمیسیون ها مسایل را حل کنند. آخرین قرار ما با ملک عبدالله همین بود که هفت کمیسیون تنظیم کنیم و یک کمیسیون هم علمایی باشد تا آنها مسایل عقیدتی و فکری را حل کنند. شدنی بود. الان معتقد نیستم که همه کارها با ما حل می شود. در افغانستان وقتی که اینها با شوروی می جنگیدند، ما با هم بودیم و پیروز شدیم و واقعاً افغان ها شوروی را با کمک ما شکست دادند. ولی بعدها دعوا شد که سهم شیعه چقدر یا سهم سنی چقدر باشد! بالاخره اگر روابط صحیح باشد، فکر می کنم بهترین قدرت حل مشکلات منطقه در این دو کشور هست.



* دورنمای خاورمیانه را چگونه می بینید؟

- الان خوب نمی بینم و بد می بینم. به خاطر همین اوضاعی که می گویید. اولاً به خاطر قدرتی که تروریست ها پیدا کردند. در آخرین خبرها بود که تروریست ها از الانبار آمدند و البغدادی نزدیک پایگاهی است که نظامی های آمریکا در آنجا دارند تعلیم می دهند. البته هنوز جنگ است و شاید نتوانند بمانند. اینها قدرت کمی نیستند. اگر کسانی حمایت دولتی را نداشته باشند، با این وسعت نمی توانند کار کنند و در حد کارهای تروریستی و انتحاری خواهد بود که در جایی ضربه ای بزنند یا انفجاری انجام دهند. ولی الان کشور درست کردند. در نقشه نگاه کنید، تقریباً یک ثلث سوریه و یک ثلث عراق را اشغال کرده اند که به اندازه انگلیس شده است! فکر می کنم این مشکلات به آسانی حل نمی شود. در یمن مسأله خیلی جدّی است. یعنی در آنجا القاعده و سنی ها اکثریت هستند.

در جنوب و شمال مسأله ای بود که حل شده بود که دوباره الان اوج می گیرد. (انقلابیون یمن) در حاشیه عربستان هستند و عربستان از پیروزی الحوثی ها نگران است. وزرای خارجه شورای همکاری خلیج فارس جلسه ای گذاشتند تا اجازه بگیرند که کار نظامی بکنند. من الان نگران یک جنگ در آنجا هستم. گویا شورای امنیت هم جلسه ای داشت که روسیه وتو کرد. این برای من تازگی دارد. چون دیروز(شنبه25 بهمن) خبری منتشر شد که کشتی حامل تسلیحات روسیه برای الحوثی ها به آنجا رفت. اگر این باشد، مسأله یک مقدار بالاتر رفته است. افغانستان را هم می بینید که به هیچ وجه با هم کنار نمی آیند و عده ای معتقدند شیعه مهدورالدم است. در پاکستان هر روز می بینید یک مسجد را منفجر می کنند. می توانیم همه اینها را ما با ملک سلمان حل کنیم اما یک دید و همکاری وسیع باید باشد. برای آغاز می توان با این دو دولت کار را شروع کرد و به تدریج جلو رفت.

 

 

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.