جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۰

محمدحسین جعفریان :

آشکارتر از این می‌شود  حق کارگران را خورد؟!

جعفری

مظلومترین اقشار و مشاغل در سرزمین ما کارگران و کارمندان هستند. یعنی دقیقاً آنها که بناست دولت مدافع حق و حقوقشان باشد. ...

مالیات اینها براحتی آب خوردن و تا آخرین ریال گرفته می‌شود و میزان حقوقشان نیز هر جور که دولتمردان صلاح بدانند رقم می‌خورد. هر سال برای افزودن چندرغاز به کف حقوق کارگری، ماه‌ها در جلسات مختلف جر و بحث می‌شود و بعد، انگار یک پیروزی بزرگ نصیب کارگران شده باشد، مثلاً اعلام می‌کنند؛ 10 درصد به حقوق سال قبل افزوده شد. وقتی می‌روی و حقوق سال قبل را بررسی می‌کنی، می‌بینی رقمی است در حد نصف آنچه به عنوان شاخصه خط فقر معین شده است. تأسفبارتر آن است که برای کارکردن و دریافت همین حقوق که حتی نام آن را «بخور و نمیر» هم نمی‌توان گذاشت، کارگران امنیت شغلی لازم را ندارند، زیرا اغلب قراردادهای کار به گونه‌ای تنظیم می‌شود که کارفرمایان براساس آن قادرند در هر زمان و به هر دلیلی که شد، آنان را اخراج کرده یا از پرداخت حق و حقوق جانبی ایشان، نظیر حق بیمه و... طفره بروند.

طبق اعلام وزارت کار، بیش از 93 درصد کل قراردادهای کار در کشور، برای زیر یکسال منعقد می‌شود. قراردادهای کاری یک و سه ماهه و حتی 29 روزه در این میان بشدت رواج یافته‌اند. این اوضاع واقعاً برای کارگران نگران کننده و عذاب آور است. برای رفع این مشکل چندی پیش وزارت کار که رسماً پیگیری حقوق کارگران را وظیفه اصلی خویش می‌داند و این قشر را باید نمایندگی کند، بخشنامه‌ای مبنی بر ممنوعیت امضای قراردادهای زیر یکسال صادر کرد. این خبر شادی فراوانی را در مجامع کارگری به دنبال داشت. اما این خوشحالی چند روز بیشتر دوام نیافت. کارفرمایان بشدت به این بخشنامه معترض شدند. آنها برای فرار از پرداخت حق سنوات کارگران قراردادهای زیر یکسال با آنان می‌بندند و این بخشنامه سبب می‌شد دیگر نتوانند از پرداخت این حق قانونی کارگران طفره بروند. پس بشدت معترض شده و تهدید کردند این بخشنامه می‌تواند به آشوب بازار کار و بیکاری بخش عظیمی از شاغلان موجود منجر شود.

حیرتا که وزارت فخیمه کار هم بی‌درنگ عقب نشست و بخشنامه خود را یک هفته پس از صدور لغو کرد. من متخصص حقوق و اقتصاد کار نیستم. اما خوب به خاطر دارم که حضرت روح ا...(ره) یک موی کوخ نشینان را با تمام کاخ نشینان عوض نمی‌کرد. خوب می‌دانم که پس از جنگ و با اصلاحیه قانون کار در آن سالها چه بر سر حق و حقوق کارگران آمد، با شعار تولید بیشتر و سازندگی و مانند آن، که دریغا نه به آن رسیدیم و نه به این. معلوم نیست چطور وقتی پای اصلاح دریافتی صنوف پرنفوذ نظیر پزشکان به میان می‌آید، مثلاً نظام پزشکی می‌تواند هر آنچه می‌خواهد را به دولت حقنه کند. اگر یک سریال طنز هم به آنان بگویند بالای چشمتان ابروست، آسمان را به زمین بدوزند زیر میزی‌شان هم برای قشر قانون شکنشان سرجایش باشد. اما وقتی پای حفظ حقوق کارگران به میان می‌آید که بناست دولت حامی آن باشد، بدبختانه همه چیز به سمت کارفرمایان غش می‌کند... و آخرین پرسش اینکه؛ دولتمردان عزیز! وزیر و مدیران محترم وزارت کار! شما که بدون رضایت کارفرمایان در حمایت از کارگران کوچکترین قدمی نمی‌توانید بردارید، چرا قبل از کسب اجازه از آنان بیهوده بخشنامه صادر می‌کنید؟!

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.