جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۳

گفت و گو با سعیده قدس، بانوی نیکوکار و بنیان گذار موسسه محک:

لبخند کودکان سرطانی زیباترین هدیه خدا برای من است

بانوی نیکوکار

*ملیحه پژمان - دهمین روز از ماه مبارک رمضان سال دهم بعثت نبوی، یادآور حزنی بی پایان برای رسول گرامی اسلام(ص) و حضرت زهرا(س) است، 

روزی که بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه(س) به دیدار حق شتافت. این بانوی بی قرینه در صدر اسلام و به عنوان اولین گرویده به آئین محمدی، هرآنچه از ثروت و مکنت داشت در طبق اخلاص گذاشت تا در مسیر رسالت آخرین نبی خدا صرف شود.

انفاق و بخشش های بی حد و حصر حضرت خدیجه(س)، منشاء خیر و برکات بسیار برای اسلام بود و حال آنکه همسر بزرگوار پیامبر خدا(ص) در هنگام رحلت به ایشان گفت: یا رسول الله!‌ذمرا ببخشید که در حق شما کوتاهی کردم.  پیامبر(ص) فرمودند: حاشا و کلّا! من از شما تقصیری ندیدم بلکه منتهای کوشش خود را در حق من نمودی؛ در خانه من زحمات بسیاری را متحمل شدی و اموالت را در راه خدا بذل و بخشش نمودی.
آن بانوی بی مانند اولین زنی است که پیامبر(ص) را تصدیق کرد؛ اول زنی است که در مکه با آن حضرت نماز جماعت خواند؛ نخستین زنی است که ایمان خود را در مکه در میان مشرکان اظهار و در مقابل دشمن از پیامبر(ص) دفاع کرد.

اما در روزگار ما هم کم نیستند بانوانی که در مسیراعتلای دین خدا که برترین صفت آن خدمت به خلق و گره گشایی نیازمندان است، حرکت می کنند.

بانوان نیکوکاری که خدمات شایسته آنها قدمهای بزرگی در زندگی افراد نیازمند برداشته و آلام و دردهای نیازمندان را مرهمی آرام بخش بوده است. همزمان با سالروز وفات اولین بانوی نیکوکار اسلام حضرت خدیجه (س)، فرازهای نیکی به دیگران را در گفت و گو با سعیده قدس، بانوی نیکوکار و مؤسس مؤسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک)، مورد برسی قرار داده ایم.

وی دانش آموخته کارشناسی ارشد جامعه شناسی، نویسنده و موسس موسسه خیریه محک در سال 1370است. گفتگوی ما را با این بانوی نیکوکار بخوانید.

 * اگر بخواهید مروری به گذشته داشته باشید دوست دارید به کدام نقطه زندگی تان اشاره کنید؟

به گذشته های دوری که من را به این نکته رهنمون شد که مهربانی را می شود با دیگران تقسیم کرد، حتی می توانی سهیم درد دیگران باشی، تو هم همراه خانواده ای که نگران سرطان کودک خویش است باشی. این خاطره ها من را به گذشته ای می برند که خودم درگیر بیمار تنها دخترم کیانا بودم و او در اوج شیطنت های کودکی مبتلا به سرطان شد. بیماری بدی که همه ما تصوری جز مرگ برای آن نداریم اما خدا بزرگ تر از رنج و دردهای ماست و اگر صلاح بداندن همین بیماری هم به سلامتی و عافیت ختم می شود. کیانا که دوساله شده بود در یک چکاپ همیشگی پزشکان متوجه توموری در کلیه او شدند و به سرعت عمل شد و من تا چند سال درگیر بیماری دخترم و درمان او بودم تا این که به لطف خدا سلامت کامل خود را به دست آورد.

* چطور شد که محک را تاسیس کردید؟

خب من برای درمان دخترم به بیمارستان می رفتم و همان سالها مادران بسیاری را می دیدم که برای درمان سرطان فرزندشان می آیند و می روند، چه بسیار کودکانی که بر اثر سرطان از دنیا رفتند و من شاهد ضجه مادران آنها بودم. با آنها گریه می کردم تا با ابراز همدردی ام کمی آرام شوند. همین مساله جرقه ای را در ذهنم شکل داد که ای کاش موسسه ای به کودکان سرطانی اختصاص داشته باشد که والدین آنها برای درمان بچه هایشان سرگردان نباشند. از آنجایی که در آلمان زندگی می کردم در آنجا انجمنی برای حمایت از پدر و مادرانی که فرزند سرطانی داشتند، وجود داشت و احساس کردم ما هم درایران باید چنین مکانی را داشته باشیم که والدین علاوه بر نگرانی برای سلامتی فرزند سرطانی شان دیگر نگران مخارج و هزینه های سنگین آن نباشند. برگشتم ایران و مقدمات ثبت محک را با همراهی و راهنمایی دوستان و اقوام و پزشکان معالج کیانا فراهم کردم. دو سالی درگیر کار ثبت بودم و بعد از دو سه سال محک شکل گرفت و پایه های اصلی آن را همراهی خیرین و نیکوکاران تثبیت کرد و هنوز هم این موسسه دارد به کودکان سرطانی خدمات می دهد.

* فکر می کردید محک به این شرایط و گستردگی امروز برسد؟

اوایل کار این طور فکر نمی کردم چون نیاز مالی بسیار زیادی برای توسعه محک و گذران امور روزمره آن پیدا کرده بودم و از طرفی هم هزینه های درمان بیماران سرطانی بسیار بالاست.اما به لطف خدا محک همیشه سرشار از محبت و همراهی مردم نیکوکار بوده و هنوز هم این مسیر ادامه دارد. اگر آن روزها برای تاسیس محک تنها بودم اما امروز مردم همراه من هستند و همین همراهی محک را توسعه داده است که لطف خداست. خدمات در بیمارستان محک کاملا رایگان است و پس از کارشناسی شرایط بیمار کارشناسی تا 95 درصد هزینه درمان را می پردازیم. در نیتجه در هر نقطه از ایران که کودکی به سرطان مبتلا می شود، محک بر اساس قولی که داده از آن کودک سرطانی تا بهبود کامل حمایت می کند. بنابراین اگر محک توسعه و گسترش پیدا کرده به خاطر مهربانی همیشگی مردم است و اینکه آنها محک را از خودشان می دانند و حمایتش می کنند.

* بعد از گذشت این همه سال از تاسیس محک، اگر بخواهید یک تعریف  از نیکوکاری بدهید، چه جمله ای به ذهن شما می آید؟

نیکوکاری به معنی دیدن لبخند خداست، در حقیقت کسی که به نیازمندان نیکی می کند اول از همه دل خدا را شاد کرده و رضایت خدا را به دست آورده است. به نظر من هیچ ثروتی بالاتر از خشک کردن اشک مادر نگرانی که برای فرزند سرطانی اش بی تابی می کند، نیست. ثروتمند حقیقی در این جهان و آن سرا کسی است که با دیدن شادی دیگران شاد می شود و با گریه های آنها اشک می ریزد. محک به من درس زندگی داد، درس بودن و همراهی با همه کسانی که شاید پیش از این از کنار آنها ساده و بی تفاوت می گذشتم. من عاشق محک هستم چون خودم را در رنج و آلام دیگران سهیم می دانم و خدا را شکر می کنم که لذت چشیدن شادی حقیقی را به من هدیه کرد.

* اما سال 2008 روزنامه وال استریت ژورنال شما را به عنوان یکی از 50 زن برتر جهان معرفی کرد، چرا این عنوان نصیب شما شد؟

لطف و عنایت خدا بود و دعای خیر همه مسانی که دوستشان دارم، این که می گویم کسانی که دوستشان دارم منظورم صرفا اهل خانواده یا دوستان خصوصی من نیست بلکه، دل مهربان و پر عاطفه کودکان سرطانی محک و دعای خیر آنها من را به این درجات رسانده که خدا را از این بابت  شاکرم.

* اگر سعیده قدس یک بار دیگر فرصت برگشت به گذشته را داشته باشد چه تصمیماتی برای خودش ترسیم می کند؟

محک های مختلفی را در تمام ایران تاسیس کنم که دیگر هیچ کودکی درگیر رنج بیماری و هیچ پدر و مادری برای بیماری فرزنشان چشم تر نداشته باشند. اگر یک بار دیگر به گذشته برگردم باز هم محک را تاسیس می کنم. محک خانه آرامش من است.از خدا می خواهم تا انتهای عمرم خدمتگزار کوچک مردم باشم.

* و حرف آخر...

** در این ایام ماه مبارک رمضان به یاد نیازمندان باشیم که شادی دل آنها ظرفیت روح ما را بالا می برد و خشنودی و رضایت خدای متعال را هم به همراه دارد. برای بیماران مبتلا به سرطان دعا کنیم که با عافیت به جمع خانواده های خود برگردند،ان شاالله.

 

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.