شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۳

«قدس» از بيماري خاموش سينماي ايران گزارش مي‌دهد؛

پول بده، نقش اول بگير

بازیگری پولی

گروه هنر- تکتم بهاردوست - آرزوي ديده شدن بر پرده نقره‌اي سينما هميشه در سر خيلي‌ها بوده است. عشق بازيگري، گروهي بسيار را به کلاس‌ها و مراکز آموزش بازيگري چه در دانشگاه‌ها و چه در مراکز خصوصي کشانده است،...

 ولي عدهاي هم هستند که راه ميانبر را انتخاب کرده اند و براي حضور در يک اثر سينمايي يا به دست آوردن نقش بهتر از شيوه «دسته چک درماني» استفاده ميکنند!

چندي پيش جمشيد مشايخي، بازيگر پيشکسوت سينما از پديدهاي گلايه کرده بود به نام «نقش فروشي» که به گفته وي سالهاست گريبانگير سينما و تلويزيون شده است؛ پديدهاي که به گفته او در آن استفاده از نزديکان و بستگان تهيه کننده يا کارگردان و سرمايه گذار در فيلمها و سريالها معمول و مرسوم شده است.

از سوي ديگر گروهي از بازيگران تازه کار، با پرداخت مبالغي هنگفت به  برخي تهيه کنندگان و کارگردانها، نقشهاي اصلي را ميخرند.هر چند در خصوص اين جريان سند و مدرکي در دست نيست، ولي شواهد و قراين حاکي از آن است که اين پديده با وجود تمام تذکرها و انتقادهاي سينماگران در حال وقوع است. پديدهاي که  يکي از دلايل فساد سينما، رکود فيلمسازي و خانه نشين شدن برخي حرفهايهاي اين رشته است.

 

 کمک مالي غيرحرفهاي

مريم کاوياني، بازيگر سينما و تلويزيون از اين شکل فساد مالي به عنوان «کمک» ياد ميکند و ميگويد:خود من تا به امروز با يک چنين موردي برخوردي نداشتهام، ولي تا زماني که اوضاع سينما به لحاظ بودجهاي دچار مشکل باشد و تهيه کننده مشکل مالي داشته باشد، ممکن است دچار اين فساد فکري هم بشنود.

وي با تأييد اين نکته که چنين چيزي را از همکارانش شنيده است، تأکيد ميکند: وقتي قرار است فيلمي ساخته شود و بودجهاي هم نيست ويکي هم هست که به عنوان سرمايه گذار ميآيد و ميگويد من در قبال اين مقدار درساخت اين فيلم شريک باشم و ميخواهد که نقشي هم به او داده شود، طبيعي است که تهيه کننده هم دچار وسوسه شود، چون به هر جهت او ميخواهد کار کند و فيلمش را بسازد.

 پولي بزرگ در مقابل نقشي کوچک

محمد فيلي اما نقش فروشي در سينما و تلويزيون را خيلي متداول ميداند و ميگويد: اين معضل سالهاست که اتفاق افتاده و من حتي در جاهايي هم خودم شاهد اين مورد بودهام.

در سينما و تلويزيون ما کساني هستند که نقشي را ميفروشند و کساني هم هستند که براي ديده شدن در يک صحنه کوچک جلو دوربين پول هنگفتي را هزينه ميکنند و نقشي را خريداري ميکنند.

بازيگر سريال روزي روزگاري ادامه ميدهد: ديگر نميشود يک چنين چيزي را پنهان کرد، چون هست و اتفاق ميافتد. افرادي هستند که دلشان ميخواهد تصويرشان در رسانه ملي يا بر پرده سينما ديده شود و از قضا وضعيت مالي خوبي هم دارند.

 اين افراد حاضرند که بابت هر نقشي جلوي دوربين هزينه کنند و وقتي پروژهاي بودجه کافي ندارد،
تهيه کننده مجبورميشود بخشي از نقشها را بفروشد که بروز يک چنين مشکلي چه معضلات و مشکلاتي را براي حرفه ايهاي اين حوزه و کساني که درآمدشان از اين راه تأمين ميشده، به همراه داشته است.خيلي از همکاران من اکنون بيکارند و خانه نشين شده اند.

 ...وقتي سينما به يغما ميرود!

مهرداد فريد، کارگردان سينما اما دليل بروز يک چنين معضلي را وضعيت نابسامان سينما ميداند و اظهار ميدارد: اگر فيلمها درآمد خوبي داشتند و دست صاحبان فيلمها و سرمايهگذاران پر بود، اگر فيلمها در مرحله ويديو شدن به يغما نميرفت،اگر نظام حقوقي بين المللي سفت و سختي وجود داشت که تلويزيونهاي فارسي زبان ماهواره به شکل غيرقانوني فيلمهاي ما را پخش نکنند،  اگرمتولي دولتي سينما ميتوانست به اين مسايل رسيدگي کند و به وظايف حکومتياش در قبال سينما عمل ميکرد و...بسياري از اين چيزهايي که به نظر ناهنجار هستند، به وجود نميآمد.

اين کارگردان ادامه ميدهد: اگر يک چنين معضلي هم وجود داشته باشد، اين امکان وجود ندارد که بشود اين ناهنجاري را به شکل مستند اثبات کرد، دليلش هم اين است که بازار سينماي ايران به يغما رفته وهيچ کس نيست که به داد سينما برسد و طبيعي است که بيماري که ميکروب وارد بدنش شده باشد، تب کند و... اما به جاي اينکه به ويروسها توجه کنيم، همه حواسمان به تب بيمار معطوف شده است.

 

 تا نباشد چيزکي...

حسين فرحبخش، تهيه کننده سينما، محل بروز اين معضل را بيشتر در تلويزيون ميداند و ميگويد: صحبت از نقش فروشي سالهاست که به گوش ميرسد، ولي من چيزي تا به حال نديده ام.هرچند اين يک واقعيت است که «تا نباشد چيزکي، مردم نگويند چيزها»! ما در اين زمينه هيچ سندي نداريم . وي ميافزايد: ولي بيشک چنين مشکلي وجود دارد، ولي به نظرم اين ناهنجاري بيشتر در تلويزيون رخ ميدهد تا سينما، ولي هنوز بر خود ما هم معلوم نشده که به درستي چه کسي چنين بي اخلاقي را انجام داده است.

 

 خود من يک چنين پيشنهادي داشتهام

داريوش باباييان، يکي ديگر از
تهيه کنندگان فعال سينماست که دليل بروز يک چنين معضلي را برنامهريزي بدون کارشناسي ميداند و ميگويد: بدون شک اين قضيه نقش فروشي صحت دارد و دليلش هم مديران کوتاه مدت وزارت ارشاد،
برنامه ريزي بدون کارشناسي، پروانه ساختهاي متعدد و کارگردان و تهيه کنندگان نوپا وعاشقان سينما هستند. کساني که بدون بودجه و مسايل حساب شده ميآيند و ميخواهند وارد عرصه توليد شوند.

بخش خصوصي و حرفهاي سينما هميشه اين بودجه را تأمين ميکرده و فيلمهاي سنگيني هم ساخته است،
ولي حالا يک عدهاي آمده اند و ميخواهند با 50 ميليون فيلم سينمايي بسازند و مجبورند به اين خاطر از يک عده جوان عاشق سينما پول بگيرند و فيلم بسازند. اين قضيه؛ نقش فروشي و ترافيکي را در سينماي خانگي و سينما به وجود آورده است.

وي ميافزايد: شک نکنيد که يک چنين معضلي وجود دارد و حتي خود من هم پيشنهادهاي عجيب و غريبي در طول مدت اين سالها داشتهام، ولي هيچ زمان زير بار اين قضيه نرفته ام.ولي اين را ديدهام که تهيه کنندگان تازه کار و جوان اين کار را ميکنند و حتي وزارت ارشاد هم در جريان است که من اميدوارم يکي بيايد و جلو اين مشکلات را بگيرد.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.