یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۶

محصولات تراریخته غذایی، فرصت تولید یا تهدید سلامتی

ممنوعیت مصرف عمومی محصولات پرخطر تراریخته در سوئیس ۵ سال دیگر تمدید شد

یک دانشجوی دکتری ژنتیک مولکولی در مقاله خود با عنوان «محصولات تراریخته غذایی، فرصت تولید یا تهدید سلامتی» آورده است" اصرار به ایجاد تغییرات ژنتیکی در گیاهان و ورود آنها به سبد غذایی مردم بدون انجام تحقیقات همه جانبه برای چیست؟

به گزارش قدس آنلاین به نقل از فارس، الهام انصاری دانشجوی دکترای ژنتیک مولکولی (اصلاح نباتات) با ارسال مقاله‌ای با عنوان «محصولات تراریخته غذایی، فرصت تولید یا تهدید سلامتی» آورده است:

در زمینه محصولات کشاورزی غذایی ما ژن را به گیاه انتقال می دهیم و در گیاه پروتئین یا پروتئینهایی تولید می شود و در نهایت انسان یا طیور یا دام، آن گیاه دارای پروتئینهای جدید را  مورد استفاده خود قرار می دهند.

علل مخالفت کنونی ما با محصولات تراریخته خوراکی

1-  با روشهای مرسوم انتقال ژن معمولا مکان ژن وارد شده به موجود زنده مشخص است، یعنی معلوم است که این ژن وارد چه اندام یا سلول از موجود می‌شود، اما از آنجا که ما هزاران کپی و نسخه از ژن را وارد گیاه می کنیم، مشخص نیست که همه آن نسخه‌های ژنی دقیقا درکجای ژن‌های آن اندام یا آن سلول خواهند نشست و ممکن است ژن شکسته شده (شکسته شدن ژن حین مراحل استخراج ژن و در کلونینگ، ممکن است به کرات رخ دهد) و وسط یک ژن دیگر بنشیند و باعث شود از کد آغاز در ابتدای اگزون ژن قبلی تا کد پایان ژن جدید باهم تبدیل به یک پروتئین ناشناخته جدید شوند و این پروتئین مثلا یک پروتئین سرطان زا باشد.

2- استفاده از روش‌های نادرست برای انتقال ژن از دلایل اثبات شده برخی سرطان‌هاست. مثلا انتقال ژن با استفاده از ویروس در انتقال آنزیم ADA که در کارایی سیستم ایمنی مؤثر است، به ایجاد سرطان منتهی شده است. (برگرفته از جزوه مهندسی ژنتیک خانم دکتر آسا ابراهیمی).

همین طور برخی روشهای انتقال ژن مانند بایولیستیک یا تفنگ ژنی روشهایی کاملا اجباری و صد درصدی بوده (همان منبع) و  اجازه فعالیت سیستم بازدارنده و یا ایمنی را به گیاه نمی دهند در این صورت گیاه فاقد قدرت غربال طبیعی برای ژنهای ناسازگار خواهد بود، در این زمینه تاکنون تحقیقی از محققان داخلی مشاهده نشده است.

3- از سوی دیگر ژنها بر روی هم اثر متقابل دارند(یعنی یک ژن باعث فعال شدن یا غیر فعال شدن ژن یا ژنهای دیگر ممکن است بشود، به این مساله اپیستازی می گویند) که باز هم  اثرات ژن  بیگانه ی وارد شده،  بر همه ژنهای دیگر،  پس از انتقال ژنها  اصلا بررسی نمی شود  زیرا تعداد ژنهای(جنس ژنها از DNA می باشد) هر موجود آلی بسیار زیاد است مثلا برنج دارای  466 میلیون جفت نوکلئوتید (اجزاء سازنده DNA)  و حدود 50 هزار ژن شناخته شده است و برای بررسی اثرات متقابل ژن وارد شده با این تعداد ژن دست کم 50000 حالت مختلف را باید بررسی نمود و این به غیر از اثر برسایر بخشهای عظیم و گاه میلیونها بار بزرگ تر فاقد کد اما دارای کارکردهای دیگر  ژنوم  است(مثلا در اینجا بقیه 466000000 جفت نوکلئوتید). و یا انسان دارای  3300000000 جفت نوکلئوتید  و بیش از 21000 ژن شناخته شده عملکردی می باشد. منبع: http://www.edinformatics.com/math_science/human_genome.htm

و  بررسی این اثرات متقابل و  همچنین بررسی برهم کنش پروتئینها با هم و پروتئین تولیدی بر ژن ها وقت گیر و قطعا گران و عملا غیر ممکن است و در آزمایشگاه فقط منتقل شدن همان ژن و تولید یک پروتئین مربوط یه همان ژن بررسی می شود. در حالی که ممکن است مثلا 100 نوع پروتئین سرطان زای دیگر  هم  براثر ورود یک قطعه ژن نا متجانس از یک موجود دیگر، تولید شده باشد!

 و یا  پروتئینهایی تولید شوند که مثلا پروتئینهای ممانعت کننده از سرطانی شدن روند چرخه سلولی را  تخریب یا آنها را غیر فعال سازند و سبب ایجاد سرطان شوند.

و یا مثلا پروتئینهای ترمیم کننده DNA  را متاثر سازند و بازهم باعث سرطان شوند و بر همین سیاق...

 پس عملا اگر پس از انتقال ژن، ژنهای دیگری نیز دچار تغییراتی بشوند و آن تغییر مشهود نباشد (با توجه به تعدد صفات  و واجد صفات بسیار بودنِ موجودات زنده عالی)،  ایجاد آن تغییرات، از نظر دور خواهد ماند اثرات ژنها بر روی هم

4- از طرفی هریک ژن ممکن است چند صفت را کنترل کند و موجب شود  که در ژنتیک به آن پلیوتروپی گویند. در حالی که ما در آزمایش اثبات وارد نمودن ژن در ژنوم فقط وجود تقریبی همان نوکلئوتیدها و نهایتا  یک پروتئین تولیدی و یک یا دو  صفت مورد نظر  را  بررسی می کنیم نه همه پروتئین های تولید شده  ممکن را، آن هم نه در طول نسل‌ها. حال  تصور کنید زمانی را که ورود یک ژن باکتریایی یا ویروسی با هدف درمان انسان‌ها در گیاه یا حتی ورود  یک ژن از یک گیاه دیگر، در شکل گیری  نوعی پروتئین تولید سرطان یا بیماری دیگر   علاوه بر پروتئین اصلی  مؤثر باشد یا محصول تولیدی توسط ژنِ  انتقال یافته ، سبب فعال شدن ژن مولد مثلا سرطان شود. آیا هیچ آزمایشی در این باره   انجام می پذیرد یا تاکنون صورت گرفته است؟ خیر. مافقط تعداد بیشمار و روز افزون بیماران سرطانی را   خصوصا مشاهده می‌کنیم.

5- از طرفی در بررسی‌هایی که پس از انتقال دادن ژن به موجود دیگر در سطح جهان انجام می‌گیرد فقط اثر انتقال ژن در یک نسل انسانی بررسی می‌شود که در واقع مساله  پیچیده تر از آن است که  فقط با یک آزمایش دریک نسل انسانی تایید شود. زیرا ما ژن را به گیاه انتقال می‌دهیم و در گیاه پروتئین یا پروتئین‌هایی تولید می‌شود و انسان آن گیاه دارای پروتئین‌های جدید را  استفاده می‌کند.

همانطور که بیان شد برخی پروتئین‌ها می‌توانند بر فعال نمودن ژن‌ها مثلا ژن‌های تولید بیماری خاصی مثلا در سلول‌های مولد اسپرم و تخمک انسان موثر باشند و آنگاه فقط آزمایش در نسلهای بعد است که می تواند روشنگر اثرات ژن یا DNA انتقال یافته باشد.

6- اگر شرایط خاص محیطی و فیزیولوژیک و... در تغییر کدهای آغاز و خصوصا خاتمه ژن‌ها (بخش‌هایی از ژن که ابتدا و انتهای آن را بر روی زنجیره طولانیِ DNA بر روی کروموزوم مشخص می‌سازند) موثر باشد که تا‌کنون ظاهرا حتی تحقیقاتی هم در باره آن صورت نپذیرفته است، آنگاه  ممکن است ژن یا  حتی ژن‌های ناشناخته دیگری همراه  ژن اصلی وارد گیاه شود و این مورد نیز هرگز در آزمایشگاه‌ها بررسی نمی‌شود و هیچ دلیلی وجود ندارد که یکی از  این ژن های جدید؛ ژن ایجاد پروتئین سرطان‌زا در انسان نباشد.

7- همین طور هنوز  تحقیقی درباره برخی صفات و ژنتیکی بودنشان انجام نداده‌ایم : مثلا صفات اخلاقی (که علم ما که گرته برداری از غرب است کاملا از آن دور است) و ژنتیکی بودن آنها که مورد تاکید امام راحل بود (صحیفه امام جلد6 صفحه 191) و در نسل پیامبر (امامان علیهم السلام)  نیز مشهود است نیز تحقیقاتی نداشته‌ایم و  درباره خصوصیات  و توانایی‌های جدیدی که عرفا در خود می‌یابند (برخی از این افراد در زمان حاضر نیز زیست می ‌کنند.) و منشأ ژنتیکی آنها  هیچگونه تحقیقی انجام نداده ایم.

 بنابراین بررسی تغییرات آن صفاتی که  آن صفات را نمی‌شناسیم (یا ژنتیکی بودنشان را هنوز متوجه نشده ایم و..) نیز بر اثر پدیده انتقال ژن اصلا بررسی نمی شوند.

8-  همه آنچه در بالا ذکر شد با این پیش فرض است که ژن اصلی وارد شده در گیاه ژنی مناسب باشد، زیرا بدلیل بسیار ریز بودن و فنی بودن و  آزمایشگاهی بودن و گران بودن   تکنیک انتقال ژن ممکن است شیادان و  قاتلانی ژن‌های نامناسب را ضمن آزمایشات خود وارد گیاهان سازند (مانند سازمان‌هایی که به منظور فروش دارو و واکسن اقدام به انتشار بیماری‌های خطرناک و کشنده می‌کنند) و یا با تولید وکتورها و ناقلانی خوراکی برای انتقال خودِ ژن های منفی به جای پروتئین، به بدن آدمی، مستقیما برژن‌های انسانی اثر گذارند... و در علم هیچ ناممکنی وجود ندارد و در دنیا تا کنون کشتارهای صدها و هزاران نفره زیادی را مشاهده کرده‌ایم.

به دلیل افزایش بیماریهای کشنده و خطرناک در متن بالا بیشتر بر روی خطرات تراریختگی محصولات کشاورزی بر روی سلامت انسان تمرکز نموده ایم.

انصاری در این مقاله آورده است که نه فقط هنوز هیچ کس ادعای شناسایی کامل تمام "ژن‌های" انسان را ندارد، بلکه در باره وظایف بخشهای مختلف تمام نقاط  ژنوم انسان هم  اطلاعات کاملی هنوز به دست نیامده است.

و هنوز ابهامات در‌باره ژنوم انسان وجود دارد و درباره برخی از  ژنوم‌های گیاهی مانند گندم این ابهامات حتی در‌باره تعداد ژن‌های آن، بیشتر است و اقعیت آن است که هنوز تمام صفات بشری شناخته نشده‌اند.

ممکن است در پاسخ بیان شود که  چون هر صفت توسط یک پروتئین ایجاد می‌شود و هر پروتئین توسط یک ژن ایجاد می شود، از روی کدهای شروع و خاتمه که در اول و آخر همه ژن‌های شناخته شده وجود دارند توالی یابی و کلونینگ انجام و "پروتئین های تولیدی توسط هر ژن شناخته شده اند". و ما می گوییم بله  احتمالا همین گونه است اما آیا ممکن نیست که یک پروتئین عملکردها و وظایف متعدی را داشته باشد و برخی از  وظایف و کارکردهای  آن پروتئین در شرایط محیطی و فیزیولوژیک ویژه، در انسان  انجام شوند؟

ضمن آنکه هنوز حتی همه ژنها و در نتیجه همه صفات انسان شناخته نشده‌اند.

بعلاوه  اثبات شده است که گاهی  طی فرآیندی به نام  alternative splicing برخی قسمت‌های اگزونها به همراه  اینترونها  حذف شده و ژن و در نتیجه پروتئین نهایی را تغییر می دهند. که ممکن است به بروز ویژگی جدید منتهی شود.

البته اثبات نشده است که فرآیند فوق در mRNA  روند معکوس هم دارد یا خیر؟یعنی آیا ممکن است  در فرایند ویرایش برخی  اینترونها حذف نشده و در ایجاد پروتئین جدید مؤثر باشند؟

و نیز آیا ممکن است در شرایط محیطی و فیزیولوژیک خاص در انسان  یا در گیاهان زنده، کدهای ژنتیکی تغییر یافته و مثلا کد دیگری بعنوان  کد خاتمه مطرح شود؟ آیا این موارد اصلا تحقیق شده اند؟

آیا تمامی اثرات متقابل ژنتیکی برای همه ژن‌هایی که شناخته شده‌اند نسبت به یکدیگر بررسی شده است؟

بنابراین نه فقط بخش وسیعی از ژنوم انسان . موجودات دیگر هنوز شناخته شده نیست، که با تغییر شرایط محیطی و فیزیولوژیک و ... تغییرات در الگوی ترجمه  و تبدیل به پروتئینها هم  هنوز  چندان مطالعه نشده است.

آیا همین که با وجود پیشرفتهای بسیار در حوزه علم ژنتیک، بیماری‌های ژنتیکی متعددی هست که  هنوز هیچ گونه درمان مؤثری ندارند، مانند بیماری پوست پروانه ای EB ، دیستروفی عضلانی دوشن و پروژریا نشان از علم نا کامل ما در این مقوله نیست؟

همین طور ما هنوز در باره صفات اخلاقی و ژنتیکی بودن آنها تحقیقاتی نداشته‌ایم، و نیز درباره  خصوصیات  و توانایی های جدیدی که عرفا در خود می‌یابند منشأ ژنتیکی آنها  هیچ گونه تحقیقی انجام نداده‌ایم.

واقعیت غیر قابل تردید آن است که ما در بحث ژنتیک هنوز با بسیاری از ناشناخته ها مواجه هستیم.

وی در این مقاله آورده است: مخالفت ما با هرگونه تغییر ژنتیکی  بدون تکمیل دانش و تحقیقات در این بخش است. ما تکنولوژی ستیز نیستیم ما دانش خواه و علم جو و تحقیق طلب هستیم.

ما می گوییم اول دانش ما تکمیل شود و به خوبی و همه جانبه تحقیق کنیم و حتی مناسب ترین  ابزارها را بیابیم و سپس اقدام به دست ورزی و ایجاد تغییراتی کنیم که ابعاد تغییر در نتیجه کار برایمان معلوم نیست و نامشخص است.

آیا درست است در حالی‌که هنوز بشریت دانش کافی در این زمینه ندارد اقدام به دست کاری و دست بردن در ترتیب و ترکیب ژن‌های جسم موجودات زنده که حاصل میلیون‌ها سال تکامل هستند کند؟ آیا بهتر نیست به جای اصرار در زمینه تغییر ژنتیکی در گیاهان و جانوران مورد استفاده مردم، به تحقیقات در زمینه جنبه‌های بی شمارِ ناشناخته علم ژنتیک پرداخته شود؟

چرا در حالی که  اندیشمندان در غرب در حال استفاده از DNA در چیپهای الکترونیکی و تولید ابزارهای  فوق هوشمند و  با سرعت های اعجاب آور هستند و در حالی که حتی تحقیقات ما در این زمینه بسیار بسیار کمتر از کشورهای غربی است، این همه اصرار به ایجاد تغییرات ژنتیکی در گیاهان و ورود آنها به سبد غذایی مردم بدون  انجام تحقیقاتی همه جانبه داریم؟

و اگر قصد ما افزایش محصولات خوراکی است، بهتر نیست هنگامی که هنوز در زمینه ژنتیک علم کامل و همه جانبه‌ای نیافته‌ایم به احیای زمینه‌ای وسیع در دسترس  و مراتع و بهره‌وری از آنها و یا سرمایه گذاری در اصلاح نباتات کلاسیک بپردازیم؟

از آنجا که بحث مرگ و زندگی و سلامتی میلیون‌ها انسان درمیان است پیشنهاد می دهم که اگر افرادی بسیار  اصرار برای انجام این امر در سطح گسترده دارند، اجازه دهند که برای چندین نسل خودشان و خانواده‌اشان در صورتی که راضی باشند، صرفا  از این محصولات استفاده کنند و بعد اگر مشکلی در آنها ایجاد نشد و اصلا نسلی ا زایشان باقی ماند، بقیه مردم نیز بهره ببرند.

4(·  International Human Genome Sequencing Consortium (Oct 2004). "Finishing the euchromatic sequence of the human genome". Nature 431 (7011): 931–45. Bibcode:2004Natur.431..931H. doi:10.1038/nature03001. PMID 15496913.

5·  Pennisi E (Sep 2012). "Genomics. ENCODE project writes eulogy for junk DNA". Science 337 (6099): 1159, 1161. doi:10.1126/science.337.6099.1159. PMID 22955811.

 6.International Human Genome Sequencing Consortium (Feb 2001). "Initial sequencing and analysis of the human genome". Nature 409 (6822): 860–921. doi:10.1038/35057062.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.