دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۳

فهم زبان قرآن

اولین دستورات خداوند به پیامبر(ص)

اولین دستورات خداوند به پیامبر(ص)

سوره مبارکه علق ضمن معرفی خداوند به پروردگار به بیان چهار ویژگی خدا پرداخته و به بیان دلایل طغیان انسان می‌پردازد.

به گزارش قدس آنلاین، فهم زبان قرآن عنوان سلسله گزارش‌هایی از خبرگزاری فارس است که طی آن مفاهیم سوره‌های پایانی قرآن کریم بیان می‌شود.

این مطالب از کتاب «فهم زبان قرآن» استخراج شده و این کتاب توسط حجت‌الاسلام محمدی در برنامه‌ای با همین نام و در رادیو قرآن تدریس می‌شود.

در این گزارش مفاهیم آیات ابتدایی سوره مبارکه «علق» تقدیم علاقه‌مندان می‌شود.

سوره مبارکه «علق» سوره‌ای است مکی که اولین سوره‌ای است که بر قلب پیامبر نازل شده و در مصحف شریف به عنوان سوره نود و ششم جای گرفته است.

سوره مبارکه «علق» سجده واجب دارد و قرائت آن برای بانوانی که در ایام عادت ماهانه هستند، جایز نیست.

در این سوره، اولین دستور خداوند به پیامبر گرامی اسلام(ص)، در زمینه قرائت قرآن، ابلاغ می‌شود. حال سؤال اینجاست که «عکس العمل انسان» در برابر تعلیم قرآن چیست و خداوند با این مسئله چگونه برخورد می‌کند؟

 

 

به نام خدای بخشاینده بخشایشگر

بخوان به نام پروردگارت کسی که آفرید(1) آفرید انسان را از خونی بسته شده(2) بخوان و پروردگار تو بزرگوار‌ترین است(3) کسی که یاد داد بوسیله قلم(4) یاد داد به انسان آنچه را که ندانست(5) هرگز همانا که انسان حتماً طغیان می‌کند(6) به دلیل اینکه دید خودش را و بی‌نیاز پنداش خود را(7) همانا به سوی پروردگار تو است بازگشتن(8)

 

بیان آیات

 

با نازل شدن سوره علق، مسئولیت جدیدی بر دوش پیامبر(ص) گذاشته شد و ایشان مأمور شد در نخستین گام رسالت، دو کار مهم را انجام دهد؛ اول آنکه پروردگار را به مردم معرفی و آنان را به توحید و بندگی او دعوت کند. دوم با قدرت و قاطعیت، پیام خود را ابلاغ کند و از مخالفت‌‌ها هراسی به دل راه ندهد و از خواسته مخالفان پیروی نکند.

پیامبر اکرم(ص) نسبت به مردم دو وظیفه بزرگ بر عهده داشتند:

معرفی پروردگار به انسان‌ها

آیات نخست سوره مبارکه علق، بیانگر نخستین دستورات خدا به پیامبر اکرم(ص) هنگام برانگیخته شدن به رسالت است. در این آیات، پیامبر(ص) مأموریت می‌یابد خدایی را که می‌پرستد به مردم معرفی کند و برتری او را نسبت به خدایان باطلی که مشرکان می‌پرستند نشان دهد. خداوند در آیه نخست سوره علق به پیامبر(ص) می‌فرماید: ای پیامبر! صفات پروردگارت را (بر مردم) بخوان: «اقرا باسم ربک»

چهار ویژگی خداوند

1- او آفریننده انسان و جهان است: «الَّذِی خَلَقَ». در این آیه بر این نکته مهم تأکید شده است که بر خلاق اعتقاد مشرکان، آفریننده و مدبّر جهان یکی است.

2- رب پیامبر(ص) نه تنها همه جهان، بلکه انسان را هم آفریده و او را تدبیر نموده و از «علق» آفریده است: «خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ»

وصف «علق» یا «علقه» حالت جنین در دوره میان نطفه و مضغه است. جنین در این مرحله، در حال عبور از شکل اولیه و رسیدن به مرحله‌ای است که در آن، صورت انسانی می‌یابد و سپس به تدریج اعضای جنین و ویژگی‌های فردی او شکل می‌گیرند و چون جنین در این مرحله، صورت و وضع مستقر و ثابتی ندارد و در واقع پیوسته «معلق» است، به او علقه می‌گویند.

3- ربوبیت او هیچ کاستی و نقصی ندارد و آنچه را آفریده، به درستی و از همه نظر تدبیر و همه نیازهای او را تأمین می‌کند؛ از این رو از همه موجوداتی که به عنوان رب و معبود مورد پرستش واقع می‌شوند، برتر و کامل‌تر است؛ در نتیجه تنها او شایسته عبادت و پرستش است. آیه بعد با اشاره به این ویژگی خداوند، خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: آری! صفات خدا را بر مردم بخوان؛ زیرا پروردگار تو از هر ربّی کریم‌تر و کامل‌تر است: «اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ »

4- آنچه را که انسان به آن نیاز دارد به او یاد می‌دهد و این یکی از جلوه‌های ربوبیت کریمانه پروردگار است. آموخته‌های انسان دو گونه است: یکی دانش‌های اکتسابی که از انسان‌های دیگر فرا می‌گیرد و دیگر، دانش‌های فطری که خداوند علم آن را در نهاد بشر قرار داده است. در آیات بعد، ابتدا به علوم اکتسابی اشاره می‌کند و می‌فرماید: خداوند به وسیله قلم به آدمی تعلیم داد: «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ» سپس به سایر علوم اشاره می‌کند و می‌فرماید: و به انسان آنچه را نمی‌دانست، یاد داد: «عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ»

پرورگاری که پیامبر(ص) به مردم معرفی می‌کند، همه موجودات از جمله انسان را آفریده و با ربوبیت کریمانه‌اش، آنچه را برای تدبیر حیات مادی و معنوی انسان مورد نیاز است، به او عنایت کرده است؛ برای مثال، امکان آموختن علوم را برای او فراهم آورده و تربیت و هدایت او را به عهده گرفته است. بدون شک چنین خدایی از همه خدایان برتر و برای عبادت از همه شایسته‌تر است؛ متأسفانه طبع انسان این‌گونه است که مرز خود را نمی‌شناسند و علیه خدای خود طغیان می‌کند. «کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى»

طغیانگری انسان به این دلیل است که می‌پندارد از خدا بی‌نیاز است؛ در حالی که همه وجود او به خدا وابسته است: «أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى» این پندار باطل موجب می‌شود انسان از بندگی خدا و اجرای دستورات او اجتناب کند و به پیروی از هوای نفس یا خدایان پوشالی و خیالی بپرردازد. این رفتار به هیچ وجه درست نیست؛ زیرا بازگشت همه هستی از جمله انسان به سوی خدا است: «إِنَّ إِلَى رَبِّکَ الرُّجْعَى» همچنین تدبیر آنها لحظه به لحظه به عهده خداست. انسان باید روزی در دادگاه عدل الهی حاضر شود و پاسخگوی تمام اعمال و رفتار خود باشد؛ در این صورت انسان با چه منطقی از فرمان خدا سرپیچی می‌کند؟!

 

شرح واژگان کلیدی

 

برچسب‌ها

نظرات

  • رضا ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ - ۱۰:۰۶
    1 0
    با سپاس فراوان خدا خیرتان دهد!

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.