دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۵:۲۱

وقتی مرزی نیست

ازدواج

قضاوت نمی کنم... نمی توانم براحتی تعریفی از خوب و بد و صدور حکم براه بیندازم... به خودم بقبولانم چم و خمِ قصّه را فهمیده ام و ابایی از قاضی شدن نیست...!

قدس آنلاین - گروه استانها - رقیه توسلی: پس در مقابل ساعتی که مادرِ تازه عروس در اتاق انتظار برایم درد و دل می کند، شنونده ای ساکتم.

آمده ام برای سردردهای موذی کشدارم و آنها هم گویا دخترک بیست و دو ساله شان را آورده اند پیش پزشک که چاره گریه های بی امان و عصابنیت های مدامش را پیدا کنند. تغییراتی که انگار دخترک مهربان و آرام شان را از آنها دزدیده است.

از دخالت های خانواده شوهر می شنوم. اینکه حتی در خرید جهیزیه هم، مادرشوهر دستوراتش را غیرمودبانه به مادرعروس دیکته کرده. استقلال مکانی را از بچه ها گرفته اند. هرروز بهانه ای جور می کنند و زنگ می زنند که گِله عروس هشت ماهه را به خانواده اش ببرند.

با زبان تند و پرگلوله شان، وسط زندگی این زوج اند و از خواب تا بیداری و مهمانی و خریدشان را چک می کنند و مرافعه می سازند.

و آقای دامادی که در برابر آسیب های روحی و دلخوری های پیش آمده فقط می گوید: کدام فضولی و دخالت! تطبیق ات را بالا ببر عزیزم و لطفاً چالش ایجاد نکن.

و صدها جمله غم انگیزی که سرِ دلِ این مادر، سنگینی می کند و بعنوان نفرِ ناشناس می خواهد همدردی و داوری ام را بداند!

لحظه ای نگاهم تا عروس جوان و زیبا می رود و برمی گردد... پیش خودم می گویم یعنی چندنفر در این اتاق و این شهر، قربانی دخالت های اشتباه خانواده اند؟ حرف و حدیث دیگران در زندگی مشترک آیا با ریشه یابی و گفتگوی منطقی حل نخواهد شد؟ چرا بعضی از والدین، مرز نصیحت و دخالت و حمایت را گم می کنند؟

و اصلاً چرا عقد و ازدواج، تاییدیه سلامت ندارد؟ یعنی صلاحیت شخصیت زن و مردی که می خواهند وارد یک رابطه شوند، بررسی و تایید نشود! روانشناسی نشود! مثل میزان وابستگی، نوع خلق و خوی، اندازه فهم و دانایی! تطبیق سلایق و خواسته ها و دلایل انتخاب شان!

که منشی مطب، نوبتم را می خواند و زنگ پایانِ گفت و شنود می خورد...

خواهش نوشت: هوای زندگی مشترک جوانان را داشته باشیم... هوای حریم ها و حرمت ها را... به خوشبختی زوج ها دامن بزنیم... که دیدن همسران از هم گسسته، ناخوش ترین بار روی دوش عالم است!

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.