سه‌شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۶

آیا «ح - م»، همان سلطان سکه است؟

سلطان 2 تُنی از سکه افتاد

مجید تربت زاده

سکه

خبرش، حالا حالاها، سرد نمی‌شود. داغی اخبار بازار سکه آن قدر هست که با وجود گذشت دو هفته از دستگیری «سلطان سکه » و آن هم در روزهایی که گرمای هوا بیداد می‌کند، باز هم می‌شود حرارت اخبار و حاشیه هایش را حس کرد.

فرمانده انتظامی پایتخت – سردار حسین رحیمی – دیروز خبر داد: «بالغ بر 18 نفر از نوچه‌ها و عوامل باند سلطان سکه به پلیس احضار شده‌ که برخی بازداشت و برخی نیز با قرار وثیقه آزاد شده‌اند... با کمک بانک مرکزی، حساب‌های این افراد به طور دقیق در حال بررسی است؛ تمام عوامل این باند نیز شناسایی شده‌اند و پرونده به صورت کامل و با ابعاد جدیدی از جرایم در دست کار است». همین عبارت «ابعاد جدید جرایم» ما را امیدوار می‌کند که پرونده سلطان سکه و اخبار پیرامونش، سرد شدنی نیست و در روزها و ماه‌های آینده باید منتظر خبرهای شاید داغ‌تری هم بود!

■ بال و پَر خبرنگار
اما توقع نداشته باشید این گزارش بتواند، ریز و درشت پرونده «سلطان سکه» را پیش روی شما بگذارد. حتی خیلی امیدوار نباشید بشود زندگی و سوابق آقای «سلطان» را پیدا کرد و روی دایره ریخت که مثلاً سال‌ها پیش کارگر ساده، راننده یک مقام بانک مرکزی یا شاگرد طلا فروشی بوده و با دوچرخه این طرف و آن طرف می‌رفته است. حتی اگر از جمله خواننده‌های پر حوصله و پیگیر باشید و خودتان، به صورت مجازی شال و کلاه کنید، راه بیفتید توی اینترنت و سایت‌های خبری و غیر خبری را شخم بزنید، باز هم به چیز دندانگیری درباره زندگی و گذشته فردی که می‌گویند بازار سکه را روی انگشتش می‌چرخانده، پیدا نمی‌کنید. پرونده «حمید مظلومین» هنوز در مرحله بررسی و تحقیق و اتهام است و همین که ما در این گزارش از او با عنوان «ح – میم» یاد نمی‌کنیم باید خدا را شکر کنید! اگر اولِ مطلب از میزان داغی و حرارت این پرونده گفتیم برای این بود که فکر نکنید در این گرمای بالای 40 درجه تیرماه، به هوای شناخت بیشتر «سلطان سکه»، می‌زنیم به دل آتش و برای چند خط اطلاعات بیشتر، بال و پَر خبرنگاری مان را به فنا می‌دهیم!

■ هرکاری که دوست داشت
با معیارهای اقتصاد ایرانی اگر حساب کنید، بازاری مانند بازار «طلا و سکه» نباید بدون «سلطان» و یا مافیا بچرخد! این را به دلیل وضعیت امروز بازار سکه نمی‌گوییم بلکه گذشته این بازار، بازارهای وابسته و ماجراهایی که قیمت ارز، سکه و طلا تا امروز پشت سرگذاشته، نشان می‌دهد، وجود چنین سلطان هایی، دستِ کم برای اینکه هر چند سال یکبار دستگیر شان کرد و التهاب بازار را فرونشاند، ضروری است! «حمید مظلومین» هم لابد در همین راستا، 13 تیرماه و پس از افسار پاره کردن قیمت سکه، رونمایی شد. رسانه‌ها با تیتر «سلطان سکه زمینگیر شد» به استقبال خبری رفتند که نیروی انتظامی آن را اعلام کرده بود. بر اساس این خبر «سلطان سکه » در بازار، هر کاری که دوست داشت انجام می‌داد و قیمت سکه را بالا و پایین می‌برد. این فرد در طول 10 ماه فعالیت، براساس 500 سند و مدرکی که به دست آمده بود در ماجرای دلالی سکه نقش اصلی را به عهده داشت. بر اساس تیتر و اخبار برخی از سایت‌ها و رسانه‌ها، جناب سلطان با 2 تُن سکه دستگیر شده بود!

■ سلطانی که تنها نیست
اولین سؤالی که به ذهن مردم رسید، این بود که جناب سلطان و عواملش چطور 2 تُن سکه را، یکجا، یا در چند مرحله خریده و جابه جا کرده اند؟ همین سؤال و جوک‌هایی که در فضای مجازی برایش ساختند سبب شد چند روز بعد فرمانده نیروی انتظامی توضیح بدهد که سلطان سکه هنگام دستگیری حتی یک سکه هم همراهش نبود چه برسد به 2 تُن! سردار رحیمی اضافه کرد که ارزش سکه‌های خریداری شده در طول سال توسط سلطان، بالغ بر 2 تن می‌شده است. البته این توضیح سبب نشود شما به این نتیجه برسید که «حمید مظلومین» خیلی «سلطان» به حساب نمی‌آید و اصولاً بازار سکه، طلا، ارز و...، سلطان‌دار نیست. متأسفانه‌ ‌عارضه سلطان پروری مختص یکی دو بازار نیست. اگر ادعایمان را باور نمی‌کنید همین حالا در اینترنت، عبارت‌هایی مانند «سلطان اختلاس، سلطان واردات گوشت، سلطان شکر، سلطان آهن، سلطان واردات خودرو، سلطان خشکبار، سیگار، ارز و...» و سلطان هرچیزی که به فکرتان می‌رسد را جست‌وجو کنید، آن وقت خواهید دید از دهه 80 به بعد، این واژه‌ها در کنار نام‌هایی چون «مه آفرید خسروی، جمشید بسم الله، خاندان گرامی و...» در سایت‌های خبری مثل نُقل و نبات به کار رفته است!

■ ولیعهد بازار سکه
«حمید مظلومین» بر اساس گفته‌ها، 58 ساله است و به جز نوچه‌ها و خُرده دلال‌هایی که برایش کار می‌کنند، آقازاده‌ای به نام «محمد رضا » هم دارد که لابد قرار بوده ولیعهد و سلطان آینده سکه یا چیز دیگری باشد. این‌ها را از قول سایت‌ها نمی‌گوییم بلکه گفته‌های دو روز پیش سخنگوی قوه قضائیه را بازنشر می‌کنیم که درباره هویت سلطان سکه و سوابقش این را هم اضافه کرد که: «در سال‌های 91 و 92 هم به خاطر اخلال در بازار ارز به همراه عده‌ای دیگر، مظلومین و پسرش نیز دستگیر شدند و حکم هم گرفتند... بانک مرکزی رسماً به دادسرا اعلام کرد این‌ها با نظر و هماهنگی ما بوده است و دلارها را ما در اختیارشان قرار دادیم...». البته بر اساس گفته مسئولان، در حال حاضر آقای سلطانِ پدر در بازداشت، ولی سلطان زاده با قید ضمانت آزاد است. اما اطلاعات بیشتر درباره نوع فعالیت و تخلف «مظلومین» را دیروز، «فارس» به نقل از یک منبع آگاه منتشر کرد که بخشی از این اطلاعات با حرف و حدیث‌ روزهای قبل درباره «مظلومین» جور در نمی‌آید!

■ برگردیم به 27 سال پیش
«فارس» روز گذشته نوشت: «در سال‌های 90 و 91 که این متهمان بحران ارزی به همراه جمشید بسم الله دستگیر شده بودند هیچ گونه صحبتی از هماهنگی بانک مرکزی با اقدامات این افراد نبوده است و حتی لحظه دستگیری، «مظلومین» در حال فرار از طریق یکی از مرزهای غربی بوده و اگر ارتباطی بین وی و بانک مرکزی بوده است نیازی به فرار نداشت...
 وی در دهه 70 نیز از عوامل بحران ارزی بوده و در همان سال‌ها نیز دستگیر و مجوز صرافی‌اش باطل شده بود اما در ادامه از نام و حساب‌های بانکی افراد دیگری استفاده می‌کرده است و ماهیانه مبلغی حدود چند صد میلیون تومان به حساب آن‌ها واریز می‌کرده است... گردش مالی حساب این فرد در سال چند هزار میلیارد تومان بوده است. این باند که متشکل از پدر و فرزند بوده‌اند تقریباً در تمامی بحران‌های ارزی دهه 70 به بعد حضوری فعال داشته‌ و با روش‌های مختلف سعی در دور زدن مراجع نظارتی، امنیتی و قضایی را داشته‌اند...».

■ پیچیدگی در اوج سادگی
تا اینجا ماجرا خیلی ساده به نظر می‌رسد. یعنی آقای سلطان و آقازاده‌اش به دلال‌ها و نوچه هایشان دستور داده‌اند، سکه‌های بازار را با هر قیمت که هست بخرند. 
دو تُن سکه به مرور، خریداری و احتکار می‌شود تا سلطان بتواند هر کار که می‌خواهد بکند و هر بلایی که دوست دارد سر قیمت و بازار سکه بیاورد! ولی وقتی به دیگر ابعاد ماجرا فکر می‌کنیم، قضیه کمی پیچ بر می‌دارد! مثلاً اینکه فروشندگان رسمی سکه در ازای فروش آن کارت ملی دریافت می‌کنند و به همین دلیل از مدت‌ها پیش در بازار اجاره دادن کارت ملی به مبلغ روزانه 30 یا 40 هزار تومان رواج پیدا کرده بود.
 فعالان بازار سکه هم درباره منبع تأمین پول خرید دو تُن سکه هزار جور سؤال دارند. با یک حساب غیر سرانگشتی و با احتساب قیمت 2 میلیون تومان برای هر سکه، «مظلومین» باید 500 میلیارد تومان برای خرید 260 هزار سکه، سُلفیده باشد! در کنار این‌ها صحبت‌های «یوسفیان ملا» عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی هم هست که از ذوب کردن سکه‌های رایج کشور و یا ذوب سکه‌های طلا و خروج آن‌ها به صورت شمش از کشور خبر می‌دهد. یعنی واقعاً همه این‌هایی که گفتیم فقط زیر سر «سلطان» و نوچه هایش است یا فردا و پس فردا اخباری از ارتباطات مشکوک «مظلومین» با افراد و جریان‌های مختلف رونمایی خواهد شد؟  

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.