چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۰

نگاهی به 4 موزه شاخص مردم شناسی کشور به بهانه روز ملی مردم‌شناسی

حامد کمالی

0

تقویم ایران پُر است از انواع و اقسام روزها و نام‌گذاری‌های مختلف که غیر از مذهبی‌هایش و برخی دیگر، تقریباً هیچ نام و نشانی از بقیه وجود ندارد و کسی هم از وجودشان اطلاع ندارد؛ مگر آن‌هایی که کار و علم و تخصصشان به آن روز خاص مرتبط است و باید حتماً گرامی‌اش بدارند.

یکی از آن روزهای ناشناخته تقویمی، روز مردم‌شناسی است. دلیل نام‌گذاری‌اش هم آن‌طور که می‌گویند که به پاس بزرگداشت ابوریحان بیرونی است که در کنار همه هنرهای دیگرش، از نجوم و ریاضی گرفته تا فلسفه، دستی هم بر آتش مردم‌شناسی داشته و به نوعی قبل از فرنگی‌ها او پدر این علم محسوب می‌شود. البته نزدیک‌ترین چیزی که با شنیدن واژه مردم‌شناسی به ذهن ما می‌رسد، موزه‌هایی است که با این نام در بیشتر شهرهای ایران وجود دارد و دایره‌المعارف حیّ و حاضری از فرهنگ و آداب و رسوم آن‌ شهر است. به بهانه روز «مردم‌شناسی» سَری زدیم به چند موزه مردم‌شناسی معروف ایران که نامشان در سطح بین‌المللی مطرح است و در ادامه نگاهی انداخته‌ایم به مردم‌نگاری پیترو دلاواله و شاردن، سفرنامه‌نویسان مشهور دوره صفوی،‌ از زندگی مردم ایران در آن زمان که خواندنش خالی از لطف نیست.

■ کاخ ابیض گلستان تهران قدیمی‌ترین موزه مردم‌شناسی کشور
در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، سلطان عبدالحمید، پادشاه عثمانی مقداری اثاثیه ارزشمند و گران‌بها برای شاه ایران فرستاد. چون در آن زمان همه کاخ‌ها و تالارهای سلطنتی با تابلوها و اثاثیه متعدد پر و آراسته شده بود، ناصرالدین شاه تصمیم گرفت که در گوشه جنوب غربی محوطه کاخ گلستان که قبل از این محل عمارت کلاه فرنگی یا همان برج آغامحمدخانی بود، کاخ جدیدی بنا کند و هدایای سلطان را در آن جای دهد. 
این بنا به علت سفیدی رنگ نمای ساختمان که به شیوه بناهای قرن ۱۸ اروپا گچ‌بری و نماسازی شده بود و نیز به دلیل آنکه پله‌های سراسر کاخ مرمر سفید رگه‌دار بود، کاخ ابیض نامیده می‌شد. این کاخ از همان ابتدا به جلسات هیئت دولت اختصاص یافت، اما سال1314 رضاشاه دستور داد که این مکان به موزه مردم‌شناسی تبدیل شود. برای همین کارشناسان و آدم‌های مختلفی سرتاسر ایران را جست‌وجو کردند و از اشیا و لوازم زندگی مردم شهرها، روستاها و اقوام مختلف گرفته تا لباس‌های محلی را جمع‌آوری کردند و به این ساختمان آوردند. موزه سرانجام مهرماه سال1316 افتتاح شد و در طول این سال‌ها به یکی از قدیمی‌ترین و غنی‌ترین موزه‌های مردم‌شناسی در سطح کشور تبدیل شد. این موزه در دو طبقه و از بخش‌های متنوعی تشکیل می‌شود؛ طبقه همکف شامل بخش اداری و تالارهای نمایش است. در طبقه دوم علاوه بر پوشاک مناطق مختلف ایران، پوشش مردان و زنان قاجار و موارد دیگر در معرض تماشای بازدیدکنندگان است.
 
■ موزه کندلوس مازندران؛ به همت استاد
خیلی کم پیش می‌آید که یک روستا موزه داشته باشد؛ آن هم موزه‌ پُر و پیمان و غنی با کلی سند و مدرک و لوازم خاص از فرهنگ‌ مازندران. موزه مردم‌شناسی کندلوس این روستا را به یکی از قطب‌های گردشگری استان مازندران تبدیل کرده است. ایجاد این مجموعه فرهنگی به همت «علی اصغر جهانگیری» که خود زاده این روستا است، امکان پذیر شد. همه آثار این موزه جزو کلکسیون شخصی دکتر جهانگیری است. او از کودکی به جمع آوری اشیای قدیمی علاقه داشته و اصلاً یکی از سرگرمی‌هایش خرید اشیای قدیمی از پیرها و قدیمی‌ترهای این روستا و روستاهای اطراف بوده است. این موزه با الهام از داستان‌های شاهنامه ساخته شده و یک بخش آن به اشیای ارزشمند دوران‌های مختلف تاریخی اختصاص یافته است و بخش دیگر جلوه‌هایی از آداب و رسوم و ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی مردم منطقه را به نمایش می‌گذارد. این اشیا شامل بافته‌ها، پوشاک و زینت‌آلات روستایی، مجسمه‌ها، نقاشی‌های سنتی و قهوه‌خانه‌ای، ظروف و ابزارآلات فلزی و چوبی و اشیا و ظروف سفالی، چینی آلات، وسایل روستایی از هزاره دوم قبل از میلاد تا دوره قاجاریه است. اسناد و کتب خطی، نسخ خطی، کلام‌الله مجید، دیوان اشعار و عقدنامه‌ها و فرامین آن نیز بخشی از این گنجینه به شمار می‌رود. 

■ بنای رختشوی خانه زنجان؛ کم‌نظیر و دیدنی
ازخاص‌ترین مکان‌های دیدنی زنجان بعد از گنبد سلطانیه، همین رختشوی‌خانه معروف این شهر در محله‌ای معروف به بابا جامال چوقوری (گودال بابا جمال) در قلب بافت تاریخی شهر زنجان است که منطبق بر حصار قدیمی شهر، در یک منطقه پرتراکم مسکونی ساخته شده‌ است. رختشوی خانه زنجان مکانی بود که مردم شهر لباس و رخت خود را در آن محل می‌شستند. چنین کاربری برای یک بنای عمومی در جهان مشابه ندارد یا کم‌نظیر است. این بنا به جهت وجود هوای سرد در زمستان‌ها برای بانوان زنجانی ساخته شده‌ است و بانی آن دو برادر به نام‌های مشهدی اکبر معمار و مشهدی اسماعیل بنا بودند. در واقع زمین آن را علی‌اکبر خان توفیقی، اولین شهردار وقت زنجان، خریداری کرده و بنا در سال ۱۳۴۵ قمری به دستور او ساخته شده است. سبک و سیاق معماری این بنا را می‌توان به شیوه اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی نسبت داد. هدف از ساخت این رختشوی‌خانه، تأمین امنیت و آسایش زنان در یک مکان سرپوشیده بوده ‌است. از نظر تشابه کاربری چنین بنایی در هیچ قسمتی از ایران به این شکل دیده نشده، ولی از نظر معماری با مسجد عباسقلی خان و دروازه ارگ قابل مقایسه‌ است. این بنا به طور عام‌المنفعه و شبانه‌روزی بوده و بابت استفاده از آن هیچ پولی از شهروندان دریافت نمی‌شده‌ است. بنای رختشوی‌خانه شهر زنجان، هم‌اکنون مهم‌ترین موزه مردم‌شناسی این استان است و در آن انواع لباس‌های محلی، زیورآلات، ابزار و وسایل مورد استفاده بانوان در معرض دید همگان قرار گرفته‌.

■ حمام مهدی قلی بیک مشهد؛ گرمابه‌ای با نقاشی‌های خاص
از باب الجواد حرم که بیرون بیایید، درست سمت راست و درچند قدمی حرم امام رضا(ع) با یکی از بزرگ‌ترین حمام‌های ایران روبه‌رو خواهید شد که با قدم گذاشتن به درون آن ساختاری بسیار زیبا از حمام‌های قدیمی را می‌بینید که نمونه‌اش را بعید است جای دیگری دیده باشید. این حمام بنایی قدیمی با سقفی زیبا، رنگین و منحصر به فرد است که قدمت آن به دوران صفویه برمی‌گردد. حمام مهدی قلی بیک درست در کنار مسجد قدیمی شاه مشهد قرار دارد و از همین رو تا مدت‌ها به نام حمام شاه شناخته می‌شد تا آنکه پس از انقلاب اسلامی نام حمام رضوی را بر روی آن گذاشتند. این حمام زیبا بنا به خواسته فردی به نام مهدی قلی بیک در سال ۱۳۰۰ خورشیدی ساخته و وقف مردم شد و امروزه نیز با همان شناخته می‌شود. این حمام سالیان دراز، یعنی تا همین بیست و چند سال پیش مورد استفاده عموم مردم بود تا آنکه به صورت متروکه درآمد و چندسالی هم مورد بی توجهی قرار گرفت تا آنکه سازمان میراث فرهنگی و آستان قدس در اقدامی مشترک در سال ۱۳۷۸ به مرمت و بازسازی حمام توجه نشان دادند. در نهایت در سال ۱۳۸۵ و همزمان با ولادت امام هشتم شیعیان، درهای حمام مهدی قلی بیک با عنوان موزه تخصصی مردم شناسی به روی مردم باز شد. سربینه و چال حوض حمام مهدی قلی‌بیک که به عنوان موزه مردم‌شناسی استفاده می‌شود، پُر است از متعلقات حمام، وسایل استحمام، وسایل آرایش، وسایل روشنایی، سماورها و قهوه‌جوش‌ها و پوشاک و منسوجات محلی خراسان که در سالیان دور از مردم خراسان از آن‌ها استفاده می‌کردند و حالا بخشی از فرهنگ عامه شده است و دیدنش خالی از لطف نیست.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.