دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۸:۳۷

کلیدها

درهای بازِ ترجمه کتاب

علی محمد مودب

علی محمد مودب

«... و در اثنای آن به سمع او رسانیدند که در خزاین ملوک هند کتابیست که از زبان مرغان و بهایم و وحوش و طیور و حشرات جمع کرده‌اند و پادشاهان را در سیاست رعیت و بسط عدل و رأفت و قمع خصمان و قهر دشمنان، بدان حاجت باشد و آن را عمده هر نیکی و سرمایه هر علم و راهبر هر منفعت و مفتاح هر حکمت می‌شناسند و چنان که ملوک را از آن فواید تواند بود اوساط مردمان را هم منافع حاصل تواند شد و آن را کتاب کلیله ودمنه خوانند».

این جملات بخشی از مقدمه «کلیله و دمنه» است که ماجرای تولد این کتاب را شرح می‌دهد، پس از این تصریح می‌شود که برای انتخاب «برزویه طبیب» تحقیقی مفصل به عمل آوردند و هزینه خوبی برای این کار در نظر گرفته شد (و مالی خطیر در صحبت تو حمل فرموده می‌آید) و تصریح می‌کند که اگر نیاز به چیزی بیشتر بود: «تمامی خزائن ما در آن مبذول خواهد بود».

این ماجرا یک نوع برخورد با بحث انتقال دانش و ترجمه در فرهنگ ماست و می‌بینیم که برای کتابی که به حوزه دانش مدیریت و سیاست پرداخته است، چقدر تدبیر می‌شود. البته یک نوع برخورد دیگر هم، برخورد این روزهاست که درهای ترجمه بی‌هیچ دقتی باز شده است و همه چیز ترجمه می‌شود. بدترین نوع ترجمه هم ترجمه آثاری است که فرهنگ و هستی‌شناسی را وارد می‌کند بدون آنکه متوجه باشیم چه چیزی را وارد کرده‌ایم! یکی از مهم‌ترین این حوزه‌ها حوزه ادبیات کودک است که دردمندانه باید گفت به طور کلی با ورود محتوای غریبه، جهان، تخیل و هستی‌شناسی هویت‌مند کودکان ما در حال انهدام است. همین امروز در حال خواندن رمان کودکی هستم که پر از دستورعمل‌های اخلاقی پوچ‌گرایانه است. مثلاً به کودک می‌گوید اگر نیاز به معذرت‌خواهی پیدا کردی فوری معذرت‌خواهی کن، نیازی نیست دقت کنی که این معذرت‌خواهی واقعی است یا الکی چون همه حرف تو را می‌شنوند و کسی متوجه نمی‌شود که تو واقعاً عذر خواسته‌ای یا نه!

این روزها، چنین آموزه‌هایی به طور علنی و به وفور در رمان‌های ترجمه شده یا در حال ترجمه کودکان دیده می‌شوند و جالب است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ما هیچ دقت عملیاتی‌ای روی این بحث ندارد که اگر داشت کتابفروشی‌های محله ما در حاشیه شهر چند تُن از این نوع کتاب‌ها را برای فروش عرضه نمی‌کردند. ترجمه در حوزه کتاب کودک حتماً باید آگاهانه و با دقت زیاد انجام شود وگرنه ما به دست خودمان نسل آینده‌مان را با هویت بومی بیگانه می‌کنیم. مهم‌ترین ثروت هر سرزمینی انسان‌هایند که این نوع برخورد با سرمایه انسانی در حوزه مباحث فرهنگی نوبر است.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.