یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۹:۱۱

یادداشت/

ارزش سختگیرها

  علی محمد مودب

گفت آســانگیر بر خود کارها کز روی طبع/ سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش! شاید حافظ به ضرورت قافیه سختگیر را سختکوش گفته است و شاید اصلا کلمه ســختگیر در آن دوره تاریخی وجود نداشته است.

علی محمد مؤدب/

گفت آســانگیر بر خود کارها کز روی طبع/ سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش! شاید حافظ به ضرورت قافیه سختگیر را سختکوش گفته است و شاید اصلا کلمه ســختگیر در آن دوره تاریخی وجود نداشته است.

 اما در واقعیت این یافته حافظ درست است. هر چه آدم سخت بگیرد دنیا بر او سخت میگیرد. مسئله این است که وقتی سخت میگیریم خودمان شرایط را سخت ارزیابی میکنیم و به همین ســادگی با یاری نیروی درون خود ما، دنیا بر ما سخت گرفته است!

 اما سختگیرها ارزشهای خاص خودشان را دارند. داشتن دوستان سختگیر به ما فرصت رشد می‌دهد. اگر همه آسانگیر باشند ما به خودمان نمیرسیم. میدانیم که دوست ما، هر طوری که باشیم ما را خواهد پذیرفت.

 در انتخاب‌هایمان دقت به خرج نمی‌دهیم و در گفته هایمان هم بی‌ملاحظه و نسنجیده حرف میزنیم.

 البته ســختگیری زیاد دوســتان آدم را دچار وسواس میکند و نظم ذهنی ما را به هم میریزد و مدام ما را دچار بحران در ارزیابی خودمان می‌کند، ولی حدی از سختگیری دوستان برای ما مایه ارتقاست.

زمانی در انتشار یک کتاب با دوستی ســخت‌گیر همکاری میکردم، آن دوست جزئیات را مدام بررسی میکرد و به ما انتقال می‌داد.

 البته شاید آن روزها بر ما سخت گذشته باشد ولی آن کتاب یکی از بهترین و زیباترین کتابهایی است که منتشر کردهایم و بعد از آن هم تجربه انتشار آن کتاب به ما در کارهای بعدیمان بسیار کمک کرد.

پدرهای خیلی آسانگیر البته موجب میشــوند به بچه‌ها خوش بگذرد، ولی معلوم نیســت این وضعیت عاقبت به خیر بشود یا نه ؟ آسانگیرها برای آزادی احترام زیادی قائلند و مایلند آدمها از درون خودشان به سمت موفقیت حرکت کنند، ولی واقعیت این است که وضعیت برای همه مطلوب نیست.

با همه دشواری‌های سربازی هنوز عده زیادی از دوران آموزشی و سختی کشیدن‌های آن دوران با افتخار یاد می‌کنند. آدمهایی که خودشــان بر خودشان سخت نمی‌گیرند نیازمند کسانی هستند که بر آنها سخت بگیرند.

من خودم همیشه به آزادی تمایل داشته‌ام و همیشه تلاش کردهام کاری کنم که آدمها خودشان بالا بیایند، ولی واقعیت‌ها آدم را محاصره می‌کنند. کم نیستند آدمهایی که اگر آزادشان بگذاری مثل جلبک‌های رودخانه خودشان را در مسیر آب رها می‌کنند و باری به هر جهت زندگی می‌کنند.

یک نوع آزارخواهی هم در ادبیات ما هست که همیشه آدمها منتظر کسی هستند که بیاید و بر آنها سخت بگیرد و تحقیرشان کند و آنها را وادار به حرکت کند.

گفتوگوهای شمس تبریزی با مولوی از همین سنخ است و غزلیات شمس پر از این نوع برخوردهاست.

 به هر حال از هر سنخی که باشیم حدی از سختگیری برای همه ما خوب است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.