یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۲

یادداشت

درس‌هایی از یک دیدار سالانه

آرش شفاعی

شفاعی - کراپ‌شده

پانزدهم رمضان هرسال، گروهی از شاعران کشور همراه با مدیران فرهنگی فرصت می‌یابند که با رهبر معظم انقلاب اسلامی‌دیدار کنند. این دیدار که به دلیل تکرار هرساله آن، به یک سنت تبدیل شده است می‌تواند درس‌هایی برای شاعران، مدیران فرهنگی و مردم داشته باشد.

شاید خیلی‌ها بگویند این دیدار تنها به این دلیل برگزار می‌شود که رهبر انقلاب، شخصاً دوستدار شعر و ادبیات است و اگر این ویژگی در ایشان وجود نداشت، چنین دیداری نیز هرسال برگزار نمی‌شد. به عبارت دیگر کسانی که از این منظر به این نشست سالانه می‌نگرند آن را در حد گعده‌ای شاعرانه و دیداری برای تازه شدن حال و هوا و شنیدن شعر فرو می‌کاهند. البته اینکه رهبر انقلاب دوستدار شعرند و حتی میزان آشنایی ایشان با شعر و ادبیات امروز و دیروز از حد یک علاقه‌مند حرفه ای نیز بالاتر است، نکته درستی است اما برگزاری چنین دیداری در تمام سال‌های اخیر حتی در سالهایی که مشکلات سخت و سنگینی گریبانگیر کشور بوده است و رهبر به عنوان بالاترین مقام کشور فرصت و فراغت لازم برای کارهای جنبی را نداشته است، نشان می‌دهد که رهبر انقلاب به این دیدار به چشم یک نشست جنبی نمی‌نگرد. وقتی رهبر کشور افقی برای سرزمینش در نظر دارد که در دهه‌های دیگر دانشمندان جهان برای رسیدن به سرچشمه‌های دانش روز، مجبور باشند فارسی یاد بگیرند و زمانی که حرف از تمدن نوین ایرانی اسلامی ‌می‌شود، جایگاه هویت ساز و تمدنی زبان و ادبیات فارسی و گل سرسبد آن یعنی شعر در نگاه رهبر انقلاب مشخص می‌شود. ضمن اینکه رهبر انقلاب هرسال دیدارهای مختلفی با گروه‌های مختلف هنرمندان، دانشمندان، دانشگاهیان و اهل فرهنگ برگزار می‌کنند که در راستای همان دغدغۀ تمدنی ارزیابی می‌شود.

اگر به صحبت‌های ایشان در این نشست‌ها دقت کنیم، دائماً بر نقش هویت‌ساز و اهمیت ویژه شعر تأکید شده است تا آنجا که رهبر انقلاب، شعر را ثروت ملی نامیده‌اند، یعنی شعر برای ایران و ایرانی اهمیتی و قدری به اندازه نفت و گاز باید داشته باشد، بلکه حتی بیشتر چرا که این ثروت پایان ناپذیر است و همچنان می‌تواند برای این ملک و ملت ارزش افزوده بیافریند. البته این نکته که چرا مدیران فرهنگی بخصوص در بخش دولتی از این دیدار و مشی رهبر درس نمی‌گیرند، مایه تعجب است. شگفت آور است که یک شاعر جوان شهرستانی به دیدار با رهبر کشور امید دارد اما امید ندارد که بتواند مدیر ارشاد شهرستان خود را ببیند. مدیران سازمان‌ها و اداراتی که با امور فرهنگی سر و کار دارند، از یک دیدار و نشست عادی با هنرمندان کشور و یا اختصاص امکانات مادی و معنوی برای آنان طفره می‌روند، تکلیف مسؤولان سیاسی که دیگر روشن است. شگفت آور است که مسؤولان ارشاد، حوزه هنری و دیگر سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی در نشست‌های رهبر با شاعران به گوش خود می‌شنوند که ایشان دربارۀ شعر و شاعران چه دیدگاه و سفارشی دارند اما همیشه شعر و ادبیات در هنگام تخصیص اعتبارها و حمایت‌ها در آخر صف قرار می‌گیرد و کفگیرش همیشه به ته دیگ می‌خورد.

دیدارهای رهبر انقلاب با شاعران، علاوه بر این بُعد رسانه ای ویژه ای هم دارد. مشخص است شاعران سراسر کشور و بخصوص شاعران شهرستانی دوست داشته باشند در این نشست‌ها حضور یابند و فرصتی برای عرضۀ هنرشان  در پرمخاطب ترین نشست شعری سال را داشته باشند. این جلسات، گاهی سرنوشت ادبی یک شاعر را عوض کرده است. برای مثال «مهدی جهاندار» از شاعران خوب اصفهان را اهل شعر و ادب با عاشقانه‌های شورآفرینش و آیینی‌های خاصش از جمله غزل مهدوی «برای عده ای چه خوب شد نیامدی» می‌شناختند اما شعرخوانی او در این نشست باعث شد خیل زیادی از مخاطبان شعر نیز او را بشناسند. البته شاعران حرفه‌ای نیز در این نشست با جنبه‌ای تازه از شخصیت و هنر شاعری او آشنا شدند. این عطش برای رسیدن و حضور در این نشست را نباید با فربه کردن مقدمات اجرایی از میان برد. اینکه صندلی‌هایی ثابت برای کارمندان حوزه هنری و منتسبان و دوستداران مدیر جلسه، قرار داده شود به این معناست که شاعران جوان و خوبی در شهرستان‌های دور و نزدیک، امکان رساندن هنرشان به سمع و نظر رهبر انقلاب و مردم دوستدار شعر را از دست می‌دهند که البته اتفاق خوبی نیست.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.