سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۲

گفتگو با نویسنده کتاب «مناجات» که بتازگی منتشر شده است

به جای غر زدن، دعا کنیم

خدیجه زمانیان

مناجات

به تازگی اثری به بازار کتاب آمده که مورد توجه و اقبال مخاطبان اهل کتاب قرار گرفته است. «مناجات» های عباس حسین نژاد که با لحن و بیانی طنزآمیز نوشته شده است پیش از این در فضای مجازی منتشر شده بود و حالا در ایام ماه مبارک رمضان از سوی نشر سوره مهر به صورت کتاب عرضه شده است. نویسنده در هر کدام از مناجات های خود ، بر روی یکی از موضوعات مهم و ارزشی از جمله مسائل اجتماعی،اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دست گذاشته است و با استفاده از زبان طنز توانسته توجه مخاطبش را به این موضوعات به ظاهر ساده ولی در باطن بسیار عمیق و مهم، جلب کند.

عباس حسین نژاد که با طنزنویسی در مجلات مختلف طنز و ادبی از  جمله مجله طنز سه نقطه خود را به جامعه طنز معرفی کرده است به خوبی موفق شده بار دیگر طنز خود را با چاپ اثری متفاوت و با استفاده از زبانی امروزی و عامه‌پسند به مخاطبان ارائه دهد.

 حسین نژاد با چاپ این اثر با زبانی ساده و بی آلایش با خدای خود درد دل کرده و به مخاطبش نشان داده که می‌شود خیلی ساده حرف‌های زیادی را با پروردگار جهانیان در میان گذاشت.

 دربازدید مقام معظم رهبری از نمایشگاه کتاب، «مناجات» های عباس حسین نژاد یکی از آثاری بود که ایشان آن را تورق کردند. 

در صفحه امروز با خالق این مناجات ها به گفتگو نشستیم و از او درباره این قطعه ها و نوع ادبی «مناجات» پرسیدیم.

عباس حسین نژاد متولد 1356 است. او کارشناس زبان ژاپنی است و به هایکوهای ژاپنی هم علاقه زیادی دارد. حسین نژاد در حال به عنوان قائم مقام موسسه فرهنگی هنری سپهر سوره هنر حوزه هنری منصوب شده است.

حسین نژاد پیش از این مجموعه شعر «تو ابر شو ببار» را توسط نشر سپیده باوران منتشر کرده است.

 

* چه شد که «مناجات » ها  نوشته شد و به سمت نوشتن این قطعه ها رفتید؟

** من به طور کل کوتاه نویس هستم و اگر پیش از این هم موفقیت هایی درجشنواره های مرتبط با نوشتن کسب کردم به خاطر همین کوتاه نویسی ها و نوشتن داستان های مینیمال بوده است.

اما آنچه من را به سمت نوشتن این مناجات ها برد غر زدن های ما در شبکه های اجتماعی است. غر زدن، اتفاقی است که در شبکه های اجتماعی سالهاست شروع شده و برای همه جا خیلی هم لذت بخش است. این لذت ، ما را به مردمی تبدیل کرده که مدام غر می زنند و کیف می کنند و با گذشت زمان  افسرده تر می شوند. به باور من٬ فعالان شبکه های اجتماعی اگر به آخرت و روز جزا اعتقاد دارند باید با خودشان تکرار برای تولید، خواندن و بازنشر و بازارسال مطالب به دیگران در پیشگاه خداوند مسوول هستیم.

 ناامید کردن حتی یک نفر ممکن است تمام آخرت ما را به خطر بیندازد و کسی اگر با خواندن متن و نوشته ما دچار یاس شود ما در برابرش مسوول خواهیم بود. 

من برای شکستن حالت غر و ناامیدی در فضای مجازی مخصوصا تویتتر  خیلی فکر کردم گفتم یکی از راه هایی که می شود از غر زدن فرار کرد این است که این غرها به مناجات تبدیل شود به دوستانم هم گفته ام که امام سجاد(ع)  راه را به ما نشان داده اند که اگر اوضاع بر شما سخت می گذرد، دعا کنید و با خدا حرف بزنید . ما به جای اینکه با خدا حرف بزنیم واگویه هایی را از خودمان بروز می دهیم که سیاه است اما اگر همین ها به مناجات تبدیل شود شیرین و نورانی می شوند. این راهی است که اهل بیت (ع) پیش پای ما گذاشته اند و من هم تلاش کردم که از این راه استفاده کردم. به هر حال همه آن ها اول در توییتر منتشر شد و بعد از چند سال تصمیم گرفتم آن را در قالب کتاب منتشر کنم.

* مناجات ها راکه می خوانیم متوجه لحن و بیان طنز آمیز شما می شویم . چطور چنین نگاه طنازانه به تضرع و نیایش با خدا داشتید؟

** لحن این مناجات ها بین جدی و طنز است  و الزاما همه آن ها طنز نیست اما من سعی کرده ام لحنم را امروزی تر کنم و حس صمیمیت با خدا را به رخ بکشم و معتقدم اگر با خواندن یک مناجات من٬ حتی یک سیم هم به محضر باریتعالی وصل شود برای من کفایت می کند. کما اینکه خودم بازخوردهای این مناجات ها را می بینم که دوستان پیام تشکر می دهند.  همین  که این کلمات توانسته در ذهن کسی رسوخ کند و با خدا ارتباطی برقرار کند، برای من بس است. مثلا یکی از دوستان معلم من در دزفول برایم برگه امتحانی فرستاده بود که بالای برگه سوال درس ادبیات فارسی کلاس دهم، مناجاتی از من را با اسم نوشته بود  و حتی در سوالات از مناجات هم سوال طرح کرده بود. این بازخوردها برای من جذاب است.

بر این نکته هم تاکید کنم که در طول این چند سال مناجات ها را به قصد انتشار کتاب ننوشتم و قصدم فقط واگویه های درونی خودم بود که حرف خودم را بزنم و به عنوان کسی که در شبکه های اجتماعی فعال است گام های خودم را بردارم و تحت تاثیر جو نباشم. تلاش کردم در توییتر تحت تاثیر نباشم و فضا من را نشکند و بتوانم مسیر خودم را بروم.

* به هر حال نوشتن این کتاب ها کم تو مورد توجه قرار گرفته است. با اینکه نوع ادبی «مناجات» در ادبیات فارسی خیلی موردتوجه بوده است اما نویسندگان معاصر نسبت به آن بی اعتنا بوده اند. چرا؟ 

** نه زیاد هم بی توجه نبوده اند. در طول قرن ها شعر بار مناجات را به دوش کشیده و کمی هم نثر٬ و در معاصر مثلا مناجات های علامه حسن زاده آملی و متون استادان سیدمهدی شجاعی و ساعد باقری و در این چند سال کتاب «چوپان معاصر» رضا احسان پور، نشان می دهد شاعران و ادیبان این زمانه هم گوشه چشمی به مناجات داشته اند و البته در شبکه های اجتماعی نیز جریان مناجات با هشتگ مناجات جریان قابل اعتنایی است به ویژه در ماه مبارک رمضان.

درکلیت حضور رسانه ای مناجات باید عرض کنم که «مناجات» بیشتر تبدیل به محصول چند رسانه ای شده است تا تبدیل به نوع ادبی مکتوب. به هر حال ادعیه ها  عربی است و کسی نیامده آن ها را با زبان ساده بگوید . من هم در نوشتن مناجات ها در اکثریت موارد به حافظه ام مراجعه کرده ام در حالی که ادعیه و زیارات مخصوصا دعاهای امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه یک چشمه عالی است است برای سیراب شدن و تبدیل کردن به مناجات های امروزی . به هر حال هم این ها باید به متونی تبدیل شود که جوان امروزی که ذهنش شلوغ است، رغبت کند آن را بخواند تا بتواند در همه این ناآرامی ها و روزمرگی ها به آرامش برسد آن هم با ادبیات متعالی فارسی و تکیه بر فرهنگ اسلامی.

من در مناجات هایم گوشه چشمی داشته ام  به ادعیه مخصوصا دعاهای امام سجاد (ع)  گاهی به من اعتراض می شد این چه مناجاتی است و چه نوشته ای است که من می گفتم این عین دعای امام سجاد است و من نگفته ام.  مثلا این مناجات که :«خدایا با باز کردن دست ما در امور مادی٬ قلب و مغز ما را در امور معنوی آزاد کن!»  برگرفته از دعای امام سجاد است. در نگاه کلی می شود گفت  آن قدر این مناجات ها خوانده نشده،  شنیده نشده و عرضه نشده که حرف ائمه(ع) هم گاهی برای ما غریب است.

* یکی از علت های دیده نشدن ادعیه علاقه ناشران به انتشار ادعیه هاست . در حالی که می توانند آن ها را با ترجمه های بهتری عرضه کنند تا مورد استفاده شاعران قرار بگیرد.

** بله ناشران دوست دارند ادعیه را عینا منتشر کنند چون  در مساجد و مکان های زیارتی و مذهبی عرضه می شود٬ راحتتر به فروش می رود  وبه اصطلاح بازار بهتری دارد.  اگر چه آن کار هم پسندیده است و یک کار اصولی است اما ما در ادبیات فارسی و نگهداری زبان فارسی مسوولیم  و این مساله همان نگرانی مقام معظم رهبری است که ایشان وظیفه نگهبانی و اعتلای زبان و ادبیات فارسی را بر دوش شاعران گذاشتند. در طول قرن ها شعر بار حکمت  و فرهنگ ما را شعر به دوش کشیده است.

در حالی که متون شگفت انگیزی در زیارت ها و ادعیه وجود دارد که محل مراجعه خوبی برای شاعران است و چه خوب است که ناشران  به ویژه ناشران دولتی این متون را با ترجمه های خوب منتشر کنند و در دسترش شاعران و ادیبان قرار دهند. 

*  شما برای نوشتن این مناجات ها مطالعات خاصی داشته اید  یا فقط به حافظه تان مراجعه کرده اید. چون پیش از این هم مجموعه شعر منتشر کردید و ادبیات را می شناسید.

** حتما این نوشته ها حاصل تجارب زیستی من و مطالعات من در طول سال هاست .اما سعی کرده ام آن ها را به امور روزمره پیوند دهم. گاهی این ها را زمینی کرده ام و درباره قسط و قرض حرف زده ام چون می دانم خودم و دوستانم من چقدر گرفتار هستند و دعا کرده ام:« خدایا قسط و قرض و وام و اضطرابشان را از تقدیر ما بردار!» و گاهی هم آسمانی اش کرده ام که: «خدایا هوای نفس را ما داشته باش!» با اینکه من به مسایل اطرافم در نوشتن این مناجات ها توجه خاصی دارم  و تلاش می کنم هیچ اتفاقی از دستم در برود. در ادبیات نیز مثلا یکی از مناجات ها ارجاعی دارد به اول کتاب داستان بوف کور صادق هدایت که کلیدی ترین و معروف ترین جمله او ست. من به اول همان جمله معروف، خدایا اضافه کردم و آن شکوه را به مناجات تبدیل کردم و در نگاه من آن جمله افسرده تبدیل به یک جمله متعالی که که «خدایا در زندگی زخم‌هایی است که...» . درباره متون اصلی دینی ما  و مراجعات من٬ اعتراف می کنم  هربار صحیفه سجادیه را باز می کنم و یا زیارات را مطالعه می کنم  شگفت زده چیزهای جدیدی کشف می کنم با ذوق می خوانم و تلاش می‌کنم آنها را تبدیل  به مناجات کنم.

* شما به ادبیات ژاپن و هایکوهای ژاپنی هم علاقه دارید. این علاقه چقدر در خلق مناجات ها موثر بود؟

** من در رشته زبان و ادبیات ژاپنی تحصیل کرده ام و می توانم بگویم هایکو را بسیار دوست می دارم٬ در هایکو نگاه جدی طبیعت گرایانه وجود دارد و با طبیعت گرایی‌ای  که قبل از آشنایی با هایکو در من وجود داشته پیوند خورده. من زاده شمال هستم و طبیعت تاثیرش را بر ذهن من گذاشته و حفظ کرده است با آنکه سالهاست در تهران زندگی می کنم و  هایکو ارتباط بین نگاه ریزبینانه به همه چیز اطرافم و بیان آن در کمترین کلمات٬ ذهن من را در کوتاه نویسی تقویت کرد و به من کمک کرد حرفم را در خلاصه ترین وجه، بیان کنم. گاهی می‌نشینم متن‌ها را مرور می‌کنم و با خودم فکر می‌کنم در همین کلمات کم چقدر حرف نهفته است و به راحتی  با چند کلمه می شود چقدر حرف های زیادی زد  و با مخاطب هم ارتباط برقرار کرد. کوتاه نویسی، این روزها وجهی از سبک نوشتاری است که به طرز جدی کمک کرده تا بتوانیم مخاطب پیدا کنیم و منظورمان را در جان افراد جا بیندازیم و تا با هم حرکتی به سمت جلو و البته بالا داشته باشیم و مناجات‌های کوتاه به نظر یکی از راه های خوب آن است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.