سه‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۰

تامین اجتماعی ؛ دریافت امروز ، سرگردانی فردا

عبدالله خدابنده

تامین اجتماعی

اولین اتفاقی که در جهان رخداد و منجر به تاسیس تامین اجتماعی شد به قرن هفدهم بازمیگردد که نمونه آن فرمان هنری چهارم مبنی بر درمان کارگران مصدوم معادن بود . بر اساس این فرمان معادن انگلستان باید بخشی از درآمد خود را صرف مخارج درمان کارگران می‌کردند .

با این حال تا قرن نوزدهم میلادی که جنبش‌های کارگری در اروپا رقم خورد،  قوانین خاصی در زمینه تامین اجتماعی مطرح نبود. در تاریخچه بیمه تامین اجتماعی ، آلمان نخستین کشوری است  که قوانین کار را بنا کرد.

 در زمان صدارت بیسمارک بر آلمان، قوانین تامین اجتماعی با تمرکز بر بیمه‌های بیماری، ازکارافتادگی، پیری و حوادث ناشی از کار در این کشور به تصویب رسید و به دنبال آن به دیگر کشورهای اروپایی گسترش یافت.

درایران اما ، تاریخچه بیمه تأمین اجتماعی به اوایل سال‌های ۱۳۰۰ بر می‌گردد. از اولین قوانین مشابه بیمه تامین اجتماعی سه اصل استخدامی بودند که شامل حقوق و تامین خاص، حمایت کارفرمایان و مقرری خاص می‌شدند.

 این سه اصل به ترتیب بر سه موضع تأکید می‌کنند: حفظ حقوق برای افرادی که دوره خدمت خود را به پایان رسانده و دیگر توان فعالیت ندارند؛ حمایت کارفرمایان از خانواده‌ مستخدمینی که در زمان کار، فوت می‌شوند و در نهایت پرداخت مقرری خاص به افرادی که در اثر حوادث دچار ازکارافتادگی شده‌اند. اما احداث راه‌آهن سراسری را می‌توان به نوعی تاریخچه بیمه تامین اجتماعی در ایران دانست که در نهایت منجر به تأسیس سازمان تامین اجتماعی شد.

 در سال ۱۳۰۹ با تصویب تاسیس صندوق احتیاط کارگران راه‌آهن، اولین قوانین مربوط به تامین حقوق این افراد شکل گرفت که بر اساس آن به کارگرانی که در ساخت راه‌آهن همکاری می‌کردند در زمان ازکارافتادگی و یا فوت ،  تسهیلات خاصی اختصاص می یافت. بعد از کارگران راه‌آهن با تصویب قانونی تحت عنوان نظام‌نامه کارخانه‌ها و مؤسسات صنعتی، همه کارگرانی که در این محیط‌های صنعتی مشغول به کار بودند تحت حمایت‌های خاص قرار می‌گرفتند.

بیمه تامین اجتماعی امروزه طبق آمار اعلام‌شده از سوی سازمان تامین اجتماعی نزدیک به ۴۰درصد از جمعیت کشور را تحت پوشش خود قرار داده است که بزرگ‌ترین جمعیت تحت پوشش بیمه در میان بیمه‌های مختلف است.

یک تحقیق دانشگاهی ، تامین اجتماعی را مجموعه اقدامات نهادی شده برای تامین اجتماعی (در امان نگه داشتن مردم از خطرات مختلف اجتماعی) تعریف کرده است .

درتعریف سازمان تامین اجتماعی ویکی پدیا در یک خط آنرا یک سازمان بیمه گر اجتماعی معرفی کرده  که این سازمان عمومی غیردولتی، وظیفهٔ پوشش اجباری بیمهٔ کارگران مزد، حقوق‌بگیر و پوشش اختیاری صاحبان حرفه و شغل‌های آزاد را برعهده دارد.

 در منشور سازمان بین المللی کار(ILO) ، تامین اجتماعی به مفهوم حمایتی است که جامعه برای اعضای خود از طریق مجموعه ای از اقدامات عمومی در برابر فشارهای اجتماعی و اقتصادی که باعث قطع یا کاهش درآمد آنان به علت بیماری ، زایمان ، حوادث ناشی از کار، ازکارافتادگی ، سالمندی و مرگ انجام میدهد . تامین اجتماعی همچنین مراقبت های پزشکی و حمایت های نقدی  را نیز در برمی گیرد

بنابراین ۹ خطرمتداول اجتماعی که تحت پوشش نظام های تامین اجتماعی قرار می گیرند  عبارت از  ،  سالخوردگی ، از کارافتادگی ، بازماندگی ، آسیبهای ناشی از کار ، بیماری ، بارداری ، زایمان ، عائله مندی و بیکاری  هستند.

اما اینها همه تعاریف کلاسیک از سازمانی است که به نظر میرسد این روزها دچار متناقض نما( پارادوکس ) شده است . از سویی سازمان تامین اجتماعی بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور است و از سوی دیگر در پرداخت کوچکترین مبالغ به بیمه شدگان با مشکل روبرو است .

واقعیت این است که دخالت دولت در مدیریت سازمانی که با پول کارگران تاسیس و بنیان نهاده شده واداره میشود سبب شده تا بهره وری دراین سازمان به حداقل برسد. تامین اجتماعی اگرچه سهم بزرگی دراقتصاد کشور دارد اما به دلیل عزل ونصبهای دولتی وعموما متکی بر سیاستهای دولتها؛ به حیاط خلوت اقتصادی آنها تبدیل میشود.

همین امر باعث شده تا برغم داشتن سهم زیادی از سرمایه ها نتواند به بهره وری کافی از این سرمایه ها دست یابد و کار بجایی برسد که صندوق تامین اجتماعی وضعیتی بسیار نامطلوب پیدا کند و به جایی برسد که ورشکستگی آن محتمل به نظر برسد.

از دیگر سو کارگران هرماهه و به صورت کاملا نقد و حتی قبل ازدریافت حقوق ومزایا سهم تامین اجتماعی را پرداخت میکنند ، ولی درهنگام دریافت خدمات از این سازمان با بروکراسی شدید ومانع تراشیهای رنگا وارنگ مواجه میشوند به گونه ای که در بسیاری موارد از پیگیری موضوع منصرف شده و عطای این دریافتی را به لقایش میبخشند.

از دیگر سو و درحالی که این سازمان برآمده از حقوق کارگران است و باید خادم آنان باشد ، به مانند دستگاههای دولتی و کارمندان ومدیران آنها  که خودرا سرور وسالار بر مردم میدانند ؛ ماهیت وجودی اش را فراموش کرده است و علاوه بر بروکراسی پیچیده ؛ کرامت اربابان واقعی این دستگاه به فراموشی سپرده و لگد مال کارمندان وکارکنانی شده که هرگز احساس خدمت درانها بوجود نیامده است .

اگر حتی بخواهیم از کنار آفتهای انتصابهای دولتی و حیف ومیل اموال کارگران دراین سازمان بگذریم ؛ که البته نمیتوان براحتی گذشت ، باید ببینیم که ایا این سازمان به اندازه پول هایی که تحت عنوان حق بیمه از کارگران ،کارفرمایان ودولت دریافت میکند به آنها خدمات میدهد ؟

اگر چه صنعت بیمه درکشورما توسعه چندانی نیافته و به همین دلیل مردم کشورمان هم آشنایی چندانی با آن ندارندو ازدیگر سو رقابت درصنعت بیمه شکل نگرفته است ؛ اما طی همین چند سال اخیر برخی شرکتهای بیمه وارد گود شده اندو نشان داده اند که بارقمهای بسیارکمتری از آنچه تامین اجتماعی از کارگران میگیرد به شهروندان خدمات بسیار بیشتری ارایه میکنند . بیمه بازنشستگی و بیمه درمان و .... ازجمله این خدمات است که اکنون شهروندان میتوانند با ارقام کمتری تحت پوشش درایند. تنها نکته ای که دراین میان باقی میماند امنیت سرمایه گذاری درشرکتهای بیمه است که هنوز نتوانسته اعتماد مردم را بخود جلب کند.

دراین میان یکه تازی تامین اجتماعی به دلیل اجباری بودن آن درشرایطی شکل  گرفته که عموم بیمه شدگان اجباری این نهاد نه از خدمات درمانی وحمایتی این نهاد رضایت دارند و نه از ضوابط بیمه و ازکارافتادگی . به گونه ای که به باور برخی کارشناسان توانایی مالی فراوان تامین اجتماعی باعث شده که حتی ادارات کار نیز به جای حمایت از کارگران به بازوی تامین اجتماعی دربرابر کارگران تبدیل شده ودرنقش مجری اوامر انها ظاهر شوند.

سازمان تامین اجتماعی درست به دلیل همین توانایی مالی فراوان ورانت فراوانی که از این محل میتواند ارایه کند همواره درزیر چتر مصونیت ازهرگونه بازرسی و تحقیق وتفحص درامان باشد و همچنان حقوق کارگران به فراموشی سپرده شود.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.