یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۵

یادداشت

جراحی به یاد ماندنی

بمب خوشه ای

 داستان بمب خوشه ای را که زمان جنگ، مستقیم آمده بود سراغ کمــر یکی از رزمندگان و از آنجا نفوذ کرده بود داخل بافت نرم رانش، خیلی شنیده اید.

فؤاد آگاه /

 داستان بمب خوشه ای را که زمان جنگ، مستقیم آمده بود سراغ کمــر یکی از رزمندگان و از آنجا نفوذ کرده بود داخل بافت نرم رانش، خیلی شنیده اید.

 حتی شبیه این واقعه اگر اشتباه نکنم در یک فیلم سینمایی بازسازی و روایت هم شده است. نام پزشک جراحی را که آن زمان جرئت کرده و بمب عمل نکرده را با عمل جراحی از بدن رزمنده خارج می کند، البته شاید کمتر شنیده باشید. باشگاه خبرنگاران جوان، دیروز ویدئوی کوتاهی از سخنان دکتر «ناصر تابش» و خاطره آن عمل جراحی به یاد ماندنی را منتشر کرد.

به همین بهانــه و برای خاطره بازی با روزهای دفاع مقدس، نگاه مختصری به زندگی و تلاش های دکتر «تابش» می اندازیم که گویا چند سالی با هشتاد سالگی فاصله دارد، اما هنوز دست از کار نکشیده و پر جنب و جوش است. دکتر ناصر تابش متولد اصفهان است و پیش از گرفتن دیپلم به ارتش پیوسته و بعد تا مرحله پزشکی ادامه تحصیل داده است.

 سال 1354 که درسش را تمام کرد، به خاطر نمراتش، جایزه انتخاب بهترین محل خدمت به او تعلق گرفت، اما وقتی دید هیچ کدام از همدوره هایش حاضر به خدمت در بندر جاسک نشده اند، داوطلبانه به این منطقه رفت. چند سال بعد به اصفهان منتقل شد و تخصص پزشکی اش را گرفت.

 وقتی با عنوان جراح عمومی به بهداری نیروی هوایی برگشت، جنگ آغاز شده بود و گفتند فقط در کربلای ایران (پایگاه هوایی دزفول) برای تو جا هســت! تابش درباره آن روزها گفته است: «در منطقه شمال خوزستان هیچ دکتر جراحی نبود و هر چه از قبل بود، به شهرهای امن دیگر مهاجرت کرده بودند. حتی عمل های جراحی اورژانس مردم شهرها هم به عهده من بود. در این میان اعمال جراحی سرپایی و اورژانس تیپ نیروی زمینی، واحد پلیس، ژاندارمری، سپاه پاسداران و خانواده آن ها را هم بر عهده داشتم.»

 زخمی های درگیری با دشمن، زخمی های حملات هوایی یا موشکی به دزفول و شهرهای اطراف و دیگر بیماران نیازمند به جراحی همه و همه به بیمارستان پایگاه هوایی آورده می شدند تا دکتر تابش و همکارانش حتی فرصت غذا خوردن پیدا نکنند و گاه مجبور شوند همزمان دو بیمار را روی تخت، جراحی کنند!

 حالا تصور کنید با این وضعیت، دشمن به خود بیمارستان هم حمله هوایی کند، طوری که همه کارکنان و بیماران به سنگر و جان پناه منتقل شوند به جز دکتر تابش، متخصص بیهوشی و چند نفری از همکارانشان که چون دستشان به عمل جراحی بند بوده، حاضر به رها کردن کار نشده اند و زیر بمباران، ریختن شیشه ها و تیر و ترکش، کارشان را ادامه داده اند. دکتر در چنین شرایطی رکورد عمل های جراحــی دوران جنگ را می زند و برخی ها تا 18 هــزار عمل را هم برایش ثبت کرده اند.

خودش البته در آخرین مصاحبه این را قبول ندارد و می گوید درســت اســت که تعداد عمل ها زیاد و بالای 16 هــزار تا بوده، اما تنها من جراح نبودم... همکاران دیگر هم بوده اند... خیلی از عمل ها هم در آن شرایط اصلاً ثبت و ضبط نشده اما 10 هزار عمل جراحی را حتماً انجام داده ام!

ماجرای بیرون آوردن بمب از داخل بدن یک رزمنده هم مربوط به همان دوران است که چند نفر از متخصصان مواد منفجره، پیش از عمل با دیدن عکس ها متوجه می شــوند با یک بمب عمل نکرده طرفند نه ترکش. اول قرار می شود رزمنده مجروح و بمب همراهش به تهران منتقل شود، ولی هیچ هواپیمایی حاضر به خطر کردن و بردن این رزمنده نمی شود تا دکتر «تابش» و همکارانش بیمارستان را خالی کنند، بمب را بیرون بیاورند و همان جا تا منفجر نشده، بدهند دست متخصصان خنثی سازی!

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.