شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۴

به بهانه بیست و سومین سالگرد شهادت شهید فخارمقدم

وجود «محمود» وقف مردم و کشورش بود

سرور هادیان

خانواده شهید فخار مقدم

وارد که می‌شوم حاجیه خانم مهین زرگر، مادر شهید و مهندس احمد فخارمقدم برادر شهید برای خوشامدگویی جلو در منزل منتظرمان هستند. شهیدی که با وجود همه داشته‌های مادی دل به دنیا نداشت و اولویتش کمک به اسلام و مستضعفان و ایران بود.

کنارشان که می‌نشینم بیش از هر چیز تابلو زیبا و بزرگ جانباز شهید مهندس محمود فخارمقدم توجه‌ام را جلب می‌کند. شروع گفت‌وگویمان مثل همه دیدارها با خانواده شهدا، حرف‌های دل یک مادر از حال و هوای خاطرات خوب یک پسر است و او برایم تعریف می‌کند: به یاد ندارم که برای درس خواندن به محمود کمک کرده باشم. از همان اول دبستان به محض رسیدن تکالیفش را انجام می‌داد و هرچه می‌گفتم بیا استراحت کن، می‌گفت مامان اول درس. همیشه نمراتش ۲۰ و پسر مؤدب و آرامی بود.

مادر شهید فخارمقدم با اشاره به اینکه محمود ۶ فروردین ۱۳۳۷ به دنیا آمد و ۸ شهریور ۱۳۷۵ هم به دیدار خدا رفت، می‌افزاید: حاصل ازدواجم با حاج آقا عباس فخارمقدم ۶ فرزند به نام‌های احمد، محمود، شهناز، مهدی، هادی و شهرزاد است که همه دارای تحصیلات عالیه دانشگاهی هستند. همسرم کارخانه داشت و خدا را شکر هیچ زمان مشکل مالی نداشتیم، اما اخلاق و دینداری و تحصیل علم برای ما همیشه اولویت تربیت فرزندانمان بود و خدا را به خاطر فرزندان خوب شاکرم.

   پیشرو در راه خیر

این مادر صبور می‌افزاید: همسرم اعتقادات مذهبی قوی داشت و محمود از همان دوران دبیرستان بسیار پیگیر راه پدر و همیشه در راه خیر پیشقدم بود آنچنان که خود را وقف مردم و کشورش کرده بود.

پسرها در دبیرستان علوی درس می‌خواندند. تنها مدرسه‌ای که در آن دوران در دهه ۵۰ مدیرش معمم بود. محمود با گروهی که زیر نظر آقای آستانه‌پرست بود و بعدها آقای آستانه‌پرست شهید شد، فعالیت‌های جدی‌تر خودش را شروع کرد. آن‌ها هیئت و گروهی داشتند که با بهائیت مبارزه می‌کردند و محمود همان زمان با بچه‌های دبیرستان پول جمع می‌کرد و برای مستضعفان خانه می‌ساخت و هرجا کم می‌آورد به پدرش می‌گفت و همسرم او را حمایت می‌کرد. این مادر شهید در ادامه خاطرنشان می‌سازد: همسرم آن زمان در میدان امام حسین ۱۴۶ واحد در زمینی که از طرف بنیادمستضعفان گرفت، خانه ساخت و زیر نظر امام جمعه وقت خانه‌ها تحویل داده شد. بعدها در همان دوران به یاد دارم محمود با بچه‌های دبیرستان خانه‌ای را برای زن بی‌پناه بارداری که هفت فرزند داشت، ساخت.

   ادامه تحصیل و مبارزات در آمریکا

وی از ادامه تحصیل بچه‌ها هم می‌گوید: احمد پسر بزرگم برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و سال ۵۵ محمود ۱۸ساله بود که او نیز به آمریکا رفت و همان جا مبارزاتش را ادامه داد. برادر شهید در تکمیل صحبت‌های مادر ‌می‌افزاید: محمود دو سال پیش از پیروزی انقلاب برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در رشته مهندسی برق به دریافت درجه کارشناسی نایل شد. بعدها رشته مهندسی کامپیوتر را برای دریافت درجه کارشناسی ارشد برگزید و سرانجام موفق به اتمام این دوره شد. مهندس فخار درباره فعالیت‌های برادر شهیدش، خاطرنشان ساخت: محمود از همان ابتدای ورود به آمریکا به جمع اعضای انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا پیوست و در تظاهرات، گردهمایی‌ها و نشست‌های تشکیلاتی فرهنگی و تبلیغاتی انجمن اسلامی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد.

  محبوبیت در بین سیاهپوستان آمریکا

او حالا از مبارزات برادرش برایمان این گونه می‌گوید: در اثر همین فعالیت‌ها بارها تحت تعقیب پلیس آمریکا قرار گرفت و زندانی شد. سال ۶۵ پس از دستگیری و بازداشت به اتهام اخلال در امنیت ملی آمریکا از آن کشور اخراج شد. بهانه این اتهام، محبوبیت وی در جمع سیاهپوستانی بود که برای آشنایی با اسلام و انقلاب اسلامی گرداگرد او جمع می‌شدند.

   ازدواجی متفاوت

مادر شهید از ازدواج متفاوت محمود هم می‌گوید: همان ابتدا که به آمریکا رفت با دختر خانمی در دانشگاه آشنا شد و به ما گفت می‌خواهد ازدواج کند و من و پدرش هر دو مخالف بودیم و گفتیم هنوز سن تو کم است و باید درست را بخوانی. دختر با خانواده‌اش به منزل ما آمدند و با هم آشنا شدیم و بعد ما به خواستگاری رفتیم و محمود گفت، مهشید همراه خوبی برای من است. آن‌ها به آمریکا برگشتند و ما در ایران با وکالت از عروس و داماد عقدشان کردیم و همان طور که پسرم در همه انتخاب‌هایش موفق بود، این انتخاب هم بهترین بود.

حاجیه خانم ادامه می‌دهد: عروسم مهشید رئیسی، مهندس برق است و همه سال‌ها در کنار پسرم ماند و همراه او بود و او در حال حاضر قرآن تدریس می‌کند و حجاب و اخلاق او در فامیل زبانزد است و خداوند سه فرزند صالح به آن‌ها به نام‌های رضا (دکترای هوا و فضا)، فاطمه (متخصص زنان) و سارا(فوق لیسانس معماری) عطا کرده است.

   فعالیت‌های بعد از آمریکا

برادر شهید درباره فعالیت‌های برادرش پس از بازگشت شهید فخار به ایران می‌گوید: برادرم پس از ورود به کشور، سپاه را برای خدمت انتخاب کرد و تلاش‌های زیادی در راستای پشتیبانی تجهیزاتی رزمندگان اسلام از خود بروز داد و به مصدومیت شیمیایی نیز دچار شد. پس از پایان جنگ تحمیلی و ادغام وزارتخانه‌های دفاع و سپاه، مسئولیت معاونت بازرگانی دانشگاه صنعتی مالک اشتر (مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح) و نیزدر بنیاد مستضعفان و جانبازان به ‌ترتیب مسئولیت‌های معاونت بازرگانی، معاونت طرح و برنامه سازمان عمران و مسکن، مشاور قائم‌مقام بخش اقتصادی و مدیریت بازرگانی سازمان صنایع را پذیرفت. وی ادامه می‌دهد: از بارزترین فعالیت‌های وی تلاش برای اجرای طرح‌های بین‌المللی راه‌سازی، سدسازی، پل‌سازی و صنعتی در خارج از کشور بود تا از این راه بتواند توانایی‌های جمهوری اسلامی ایران را که در پرتو هشت سال دفاع مقدس حاصل ‌شده بود، در جهان نشان دهد.

  ساخت مسجد و ادامه راه خیر از درآمدها

برادر شهید اظهار می‌دارد: با خاتمه جنگ برادرم به جبهه سازندگی پیوست. او به آقا امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) ارادت بسیار داشت و مسجدی به نام ابوالفضل العباس(ع) در شهرک قدس (غرب) بنا کرد و از کارهای خوب او ساخت واحدهای تجاری در کنار مسجد بود. اومعتقد بود مسجد باید خودش درآمدزا باشد و از درآمد خودش هزینه‌ها پرداخت و مراسمات برگزار شود. مهندس فخارمقدم تأکید می‌کند: برادرم بعدها ستاد جهیزیه و کمک به مستضعفان را ادامه داد و بنیان‌گذاری صندوق قرض‌الحسنه و درمانگاه مسجد حضرت ابوالفضل(ع) همه از یادگارهای اوست. او حساب ‌و کتاب‌های خود را مرتب کرد و توصیه‌های مهم او در وصیت‌نامه حکایت از آمادگی برای  شهادت داشت. برادرم  در صرف بیت‌المال دقت داشت و چنان در زندگی شخصی دقت می‌کرد که گفت تمام مراسم خاکسپاری من در کمال سادگی برگزار شود و اگر می‌خواهید هزینه کنید خرج مسجد نمایید.

  عزاداری که ادامه دارد

مادر شهید از لحظات بستری پسرش در بیمارستان ساسان، بیان می‌کند: پسرم جانباز شیمیایی بود و زمانی که در بیمارستان بستری شد، حالش بسیار بد بود دوستانش جلو بیمارستان در بولوار کشاورز سه روز جمع شدند و برایش دعا خواندند. هنوز که هنوز است بعد از ۲۳ سال درعاشورا و تاسوعا جلو منزل پسرم هیئت‌های سینه‌زنی و عزاداری می‌آیند و به یاد او عزاداری امام حسین(ع) را انجام می‌دهند و در سالروز شهادتش هشتم شهریور در منزل پسرم عروسم از دوستان و اقوام و هیئت‌های مذهبی پذیرایی می‌کند و ما هم هرساله مراسمی به یادش برگزار می‌کنیم.

  سخن پایانی

با هماهنگی فرهنگسرای پایداری و حضور راوی دفاع مقدس علیرضا دلبریان و تعدادی از علاقه‌مندان در سالروز شهادت پاسدارجانباز شهید مهندس محمود فخارمقدم دورهم جمع شدیم و به رسم احترام یادآور شدیم که قدر انسان‌های بی‌ادعا و شریف را می‌دانیم و در انتها تابلو نقاشی این شهید بزرگوار توسط هنرمند خوب شهرمان احمد منصوب به مادر و برادر این شهید والامقام اهدا شد.

منبع: روزنامه قدس

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.