جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۵

طلوع ماه در ظهر عاشورا

شهادت قاسم بن الحسن (ع)

روز واقعه نزدیک است، شش روز از ماه محرم می‌گذرد، کم‌کم عطر و بوی کربلا به مشام می‌رسد و زمزمه‌های ماجرای ظهر عاشورا دل‌ها را پریشان می‌کند، ششمین روز از این ماه مزیّن شده است به نام قاسم‌بن‌الحسن علیه السلام، نوجوانی که در زهد و تقوا، در بصیرت و آگاهی، در جوانمردی و وفاداری و در شجاعت و جنگاوری از هزاران پیر و جوان نام‌آوررتر است.

در روز عاشورا مهمترین و سرنوشت‌سازترین نقش‌ها را نیروهای جوان عهده دار بودند که طی آن هفتاد و دو تن از بهترین یاران ابا عبدالله علیه‌السلام به شهادت رسیدند، حضرت امام رضا علیه‌السلام درباره جوانان حادثه کربلا می فرمایند: «ای پسر شبیب! هجده نفر از ما بنی‌هاشم در کربلا شهید شدند که در روی زمین نظیر نداشتند. این هجده نفر به استثنای فرمانده لایق و پیشوای عالی‌قدر خود امام حسین علیه‌السلام که پنجاه وهفت‌ساله بود، همه جوان بودند؛ جوانان سی و پنج‌ساله و کمتر تا نوجوانان دوازده ساله و ده ساله! سایر جانبازان کربلا نیز اکثرا نسل جوان بودند. در حقیقت می‌توان گفت اکثریت فداکاران قهرمان کربلا را جوانان تشکیل می‌دادند» [۱]

صحنه به میدان رفتن قاسم‌بن‌الحسن علیه‌السلام بسیار زیبا است، صحنه‌ای است که نوجوانی سیزده ساله با چهره ای چون قرص ماه و عزم و اراده‌ای راسخ، برای دفاع از دین خدا و احیاء امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با دشمان امامت و ولایت آماده نبرد می شود. ماجرای نبرد قاسم‌بن‌الحسن علیه‌السلام را رهبر معظم انقلاب چه زیبا توصیف می کنند: "قاسم‌بن‌الحسن علیه‌الصّلاةوالسّلام یکی از جوانان کم سالِ دستگاهِ امام حسین است. نوجوانی است که «لم یبلغ الحلم»؛ هنوز به حدّ بلوغ و تکلیف نرسیده بوده است. در شب عاشورا، وقتی که امام حسین علیه‌السّلام فرمود که این حادثه اتّفاق خواهد افتاد و همه کشته خواهند شد و گفت شما بروید و اصحاب قبول نکردند که بروند، این نوجوان سیزده، چهارده‌ساله عرض‌کرد: عمو جان! آیا من هم در میدان به شهادت خواهم رسید؟ امام حسین خواست که این نوجوان را آزمایش کند - به تعبیر ما - فرمود: عزیزم! کشته‌شدن در ذائقه تو چگونه است؟ گفت «احلی من العسل»؛ از عسل شیرین‌تر است. ببینید؛ این، آن جهت‌گیریِ ارزشی در خاندان پیامبر است. تربیت‌شده‌های اهل‌بیت این‌گونه‌اند. این نوجوان از کودکی در آغوش امام حسین بزرگ شده است؛ یعنی تقریباً سه، چهار ساله بوده که پدرش از دنیا رفته و امام حسین تقریباً این نوجوان را بزرگ کرده است؛ مربّی به تربیتِ امام حسین است.

حالا روز عاشورا که شد، این نوجوان پیش عمو آمد. در این مقتل این‌گونه ذکر می‌کند: «قال الرّاوی: و خرج غلام». آن‌جا راویانی بودند که ماجراها را می‌نوشتند و ثبت می‌کردند. چند نفرند که قضایا از قول آنها نقل می‌شود. از قول یکی از آنها نقل می‌کند و می‌گوید: همین‌طور که نگاه می‌کردیم، ناگهان دیدیم از طرف خیمه‌های ابی‌عبداللَّه، پسر نوجوانی بیرون‌آمد: «کانّ وجهه شقّة قمر»؛ چهره‌اش مثل پاره ماه می‌درخشید. «فجعل یقاتل»؛ آمد و مشغول جنگیدن شد.

... «فضربه ابن فضیل العضدی علی رأسه فطلقه»؛ ضربه، فرق این جوان را شکافت. «فوقع الغلام لوجهه»؛ پسرک با صورت روی زمین افتاد. «وصاح یا عمّاه»؛ فریادش بلند شد که عموجان. «فجل الحسین علیه‌السّلام کما یجل الصقر». به این خصوصیات و زیبایی های تعبیر دقّت کنید! صقر، یعنی بازِ شکاری. می‌گوید حسین علیه‌السّلام مثل بازِ شکاری، خودش را بالای سر این نوجوان رساند. «ثمّ شدّ شدّة لیث اغضب». شدّ، به معنای حمله کردن است. می‌گوید مثل شیر خشمگین حمله کرد. «فضرب ابن‌فضیل بالسیف»؛ اوّل که آن قاتل را با یک شمشیر زد و به زمین انداخت. عدّه‌ای آمدند تا این قاتل را نجات دهند؛ اما حضرت به همه آنها حمله کرد. جنگ عظیمی در همان دور و برِ بدن  «قاسم‌بن‌الحسن»، به راه افتاد. آمدند جنگیدند؛ اما حضرت آنها را پس زد. تمام محوطه را گرد و غبار میدان فراگرفت. راوی می‌گوید: «وانجلت الغبر»؛ بعد از لحظاتی گرد و غبار فرو نشست. این منظره را که تصویر می کند، قلب انسان را خیلی می‌سوزاند: «فرأیت الحسین علیه‌السّلام» : من نگاه کردم، حسین‌بن علی علیه‌السّلام را در آن‌جا دیدم. «قائماً علی رأس الغلام»؛ امام حسین بالای سر این نوجوان ایستاده است و دارد با حسرت به او نگاه می‌کند. «و هو یبحث برجلیه»؛ آن نوجوان هم با پاهایش زمین را می‌شکافد؛ یعنی در حال جان دادن است و پا را تکان می‌دهد. «والحسین علیه‌السّلام یقول: بُعداً لقوم قتلوک»؛ کسانی که تو را به قتل رساندند، از رحمت خدا دور باشند. این یک منظره، که منظره بسیار عجیبی است و نشان‌دهنده عاطفه و عشق امام حسین به این نوجوان است، و درعین‌حال فداکاری او و فرستادن این نوجوان به میدان جنگ و عظمت روحی این جوان و جفای آن مردمی که با این نوجوان هم این‌گونه رفتار کردند."[۲]

روابط عمومی حوزه علمیه خراسان

 

[۱] سیمای جوانان در قرآن و تاریخ اسلام، علی دوانی، ص ۲۰۹.

[۲] رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای مدظله العالی، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.