شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ - ۰۸:۴۰

یادداشت

تحولات منطقه، نشانه شکست فشار حداکثری آمریکا

سعداالله زارعی کارشناس مسائل خاورمیانه

سعدالله زارعی

 واقعیت تحولات منطقه حاکی از شکســت آمریــکا در فتنه انگیــزی و تفرقــه بیــن کشورهاست.

قدس آنلاین:  این ادعا را می توان به سفرهای اخیر برخی مقامات به ایران تفسیر کرد، یعنی به طور نمونه ســید مقتدی صدر (روحانی شیعه و سیاستمدار عراقی و از رهبران شیعه عراق و شناخته شده ترین بازمانده از خاندان صدر) به ایران می آید؛ وی که آمریکایی ها و غربی ها و بعضی رژیم هــای منطقه او را در نقطه مقابل ایران معرفی می کردند و تلاش می کردند بگویند ایران حتی در جامعه شیعه هم نتوانسته اســت هوادارانی داشته باشد و نتوانسته متحدانی پیدا کند.

 وقتی مقتدی صدر به ایران می آید و در دیدار با رهبر معظم انقلاب آن تصویر محبت آمیز وی با رهبری را شــاهد هســتیم و یا وقتی که سخنان بلیغ و بسیار رسا و معنادار سید حســن نصراالله را در لبنان می شــنویم که می گوید ایران مرکز جبهه مقاومت اســت و رهبری، رهبر خیمه مقاومت در منطقه است و یا در لســان یمنی ها، عبارت های بلندی را مشاهده می کنیم که عبدالسلام، سخنگوی جنبش انصــاراالله در دیدار با رهبری معظم، ایشــان را به عنوان فرزند رسول خدا (ص) و ادامه دهنــده خط امیرالمؤمنین (ع) و یمن را به عنوان بخشــی از جبهه پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) بــا مرکزیت ایران معرفی می کند.

 این هــا علامت های بســیار بســیار بزرگی هستند، منتها در پس صحنه این علامت ها فضای منطقه اســت که به ســمت ثبات و همگرایی و همدلــی و برادری پیش می رود و این فضا در حال گسترش است و در نقطه مقابل ایدئولوژی آمریکایی است که بر مبنای نظریه خاورمیانه جدید تلاش می کردند که کشورهای منطقه را تقسیم کنند. امــا در خصوص تحــولات جدید که چه تأثیــری در معــادلات بین المللی و رابطه ایران و آمریــکا می تواند بگذارد، می توان گفت وقتی آمریکایی هــا این صحنه ها را می بینند در واقع خشــمگین می شوند و در نتیجه وقتی کــه حقیقت و واقعیت به آن ها دیکته می کند که به سمت تفاهم با ایران حرکت کنند، اما از آنجایی که روند تحولات منطقــه را در نقطه مقابل منافع خود می بینند و سر برآوردن مقاومت مردم در منطقه را مساوی با محو آثار مداخلات غرب در منطقه می بینند، طبیعی اســت به هیچ وجه به ســمت گفت و گوی واقعی با ایــران حرکت نمی کنند و تا آنجایی که بتوانند اخــلال می کنند، تحریف می کنند و تحریــم می کننــد و ادبیــات مبتنی بر نادیده گرفتن موقعیــت ایران را در پیش می گیرند.

 اما سؤال مهم این است که آیا این ادبیات در عمل هــم می تواند چیــزی را به نفع آمریکا در منطقه تغییر دهد؟ مسلماً خیر اکنون مشاهده می کنید که به تعبیر ترامپ دوســال اســت که در وضعیت حداکثری فشــار هســتیم و اگر ما مقداری تاریخ را ورق بزنیم می بینیم این فشــار جدید هم نیســت، بلکه ما حداقل در طول 20 سال گذشته در وضعیت افزایش فشار از سوی آمریکایی ها بودیم و اکنون سؤال این است که آیا نتیجه افزایش فشــارها سبب شده که ایران ضعیف شود؟! یا اقتصاد ایران فلج شده و جامعه ایرانی دچار بحران اقتصادی شده که قطعاً خیر؛ بلکه مشاهده می کنیم که این فشــارها در عمل به جایی نرسیده و ادبیات آمریکایی هــا هم از حد و حدود رســانه فراتر نرفته اســت و آمریکا عملاً نتوانسته ضربه اساسی به اقتصاد ما بزند.

 چنــد وقــت پیش یــک هیئــت تجاری آمریکایی وارد ایران شده بودند و وقتی که گشت و گذاری در تهران کردند، برگشتند و در مقاله ای که در نیویورک تایمز منتشر شد با صراحت نوشتند که ما بازار ایران را بازار فعال و پر از امکانات و پر از مشــتری دیدیــم و کمبــودی در بازار این کشــور احســاس نکردیم و بازار ایــران را با بازار فرانسه مقایســه کرده و گفته بودند بازار ایران حتی پررونق تر از بازار فرانسه است و مردم ایران با نشاط تر از فرانسوی ها در بازار مشغول گشت و گذار و خرید هستند.

 این ها نشان دهنده این است که فشارهای آمریــکا عملاً نمی تواند ایران را فلج کند و وضعیت ایران را به هم بریزد.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.