یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸ - ۰۱:۴۴

یادداشت/

افغانستان و فرصت‌های از دست رفته

میراحمد رضا مشرف / کارشناس مسائل افغانستان

افغانستان

چند سال پیش هنگامیکه طالبان دوباره در افغانستان سر برآوردند و اوضاع این کشــور دوباره رو به نا امنی و خشونت گذاشت، «استفن هارپر» نخست وزیر وقت کانادا عبارتی در مورد افغانستان به کار برد: «ما نمیتوانیم شورش را از بین ببریم. با توجه به آنچه که من از تاریخ افغانستان می‌دانم این کشور همیشه با نوعی شورش ابدی دست به گریبان بوده است.»

قدس آنلاین:  توجه به وضعیت فعلی افغانستان و انتخاباتی که اکنون ناامیدانه و در شرایط بد امنیتی و اخلافات عمیق سیاسی برگزار میشود، شاید بسیاری به استفان هارپر حق دهند که چنین جمله ای را بر زبان آورد و یا با او هم عقیده باشند که سرنوشت این سرزمین و مردم آن با جنگ و خونریزی عجین شده است.

اما به نظر می‌رسد آن‌ها فراموش کرده اند که ۱۵ سال پیش در چنین روزهایی (مهرماه ۱۳۸۳ ) و در آستانه نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ افغانستان، هر ناظری می‌توانست شور و شعف وصف ناشدنی و در عین حال اتحاد و همدلی بی ســابقه میان مردم این سرزمین را گواهی دهد.

 در آن هنگام خــوش بینی و امیدواری در میان پیر و جوان موج میزد و کســی به خود اجازه نمی داد با چنین تعبیرها و یا با عینک بدبینی به آینده نگاه کند.

 نکته جالب دیگر را یکی از نویسندگان غربی مطرح می‌کند، آنجا که وی از صبر و بردباری مردم افغانســتان در برابر حضور نیروهای خارجی در کشورشان اظهار شگفتی میکند.

 در هر حال همه این‌ها نشان میدهد که عزم مردم افغانستان برای حمایت از برقراری صلح و ثبات در کشورشان جدی بوده و هیچکس حامی آنچه که هارپر آن را شورش ابدی می‌نامد، نبوده است.

 اکنون باید دید که چرا این عزم و اراده و خواست عمومی کم رنگ شــده و جای خود را به تردید، بد گمانی و اختلاف داده است. هر چند که بخش مهمی از این سؤال را باید دولت‌مردان و سیاست‌مداران افغانستان پاسخ دهند، اما قسمت عمده‌ای از آن را باید متوجه عملکرد جامعه جهانی و به خصوص آمریکا و جهان غرب دانست.

 آیا آنها نسبت به اهداف حضور نظامی خود در افغانستان، با مردم این سرزمین صادق بوده‌اند؟ آیا حضور دو ده‌های آنها توانست به تثبیت نظام سیاسی و برقراری صلح و امنیت در این کشور منجر شود؟ متأسفانه وضعیت کنونی افغانستان این اجازه را به ما نمیدهد که به هیچ یک از این پرسش‌ها پاسخ مثبت دهیم.

 اصرار اولیه غرب و آمریکا به دولت کابل برای امضای پیمان امنیتی با واشنگتن از یک سو و مذاکرات و توافقات پنهان نظامی و سیاسی با طالبان آن‌هم بدون در نظر گرفتن دولت افغانستان از سوی دیگر، پاسخ مناسبی به حسن نیت افغان‌ها نسبت به پذیرش حضور بیگانگان در این سرزمین نبوده است.

 علاوه بر این وخیمتر شدن اوضاع امنیتی در سال‌های اخیر نیز بر بی‌اثر بودن این حضور متداوم و گسترده مهر تأیید زده است. بازتاب کمک‌های اقتصادی و مالی و نحوه مدیریت آنها نیز آنقدر فاجعه بار بوده که یکی از روزنامه نگاران معروف آمریکایی این کمک‌ها را یکی از سم‌های مهلک نظام سیاسی افغانستان تعبیرمی کند.

پیامد تمامی این شرایط مشروعیت زدایی از نظام سیاسی بود که مردم با امید به بهبود اوضاع از آن استقبال کردند و در این مسیر نواقص و وابســتگی‌های خارجی‌اش را نادیده گرفتند.

 در نهایت باید اذعان کرد که انتخابات اخیر ریاست جمهوری و وضعیت سیاسی و اجتماعی افغانستان در زمان برگزاری آن نشــان می‌دهد که در ۱۵ ســال اخیر فرصت‌های بزرگی برای صلح و ثبات و همچنین تثبیت ساختارهای سیاسی در افغانستان از میان رفته و در نگاهی بدبینانه، شــاید این آخرین فرصت برای بقای نظام جمهوری در این کشور باشد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.