سه‌شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸ - ۰۹:۴۹

یادداشت

جایگاه والای مرجعیت در جهان اسلام

دکتر محمد معرفت/ رایزن فرهنگی و استاد حوزه و دانشگاه

و امّا الحوادثُ الواقعه فارجعوا فیها الی رواهِ حدیثنا فاِنّهم حجتی علیکم و اَنا حجهُ الله علیهم از مــواردی کــه از اصول دیــن و همچنین از ضروریات و مسلمات قطعی دین نباشد و از اوامر و دســتورهای فرعی و عملی دین است، انسان مکلف می‌تواند یکی از ســه راه ذیل را انتخاب نماید.

و امّا الحوادثُ الواقعه فارجعوا فیها الی رواهِ حدیثنا فاِنّهم حجتی علیکم و اَنا حجهُ الله علیهم از مــواردی کــه از اصول دیــن و همچنین از ضروریات و مسلمات قطعی دین نباشد و از اوامر و دســتورهای فرعی و عملی دین است، انسان مکلف می‌تواند یکی از ســه راه ذیل را انتخاب نماید: یا با تحصیل مقام اجتهاد و احراز شایستگی این مقام، آن احکام را از روی دلیل و استدلال بدست آورد که این مورد بسیار دشوار و مشکل است و به تعبیر برخی از علما دشواری مقام اجتهاد را به جابه‌جایی یک کوه بزرگ با ســر سوزن تشبیه می‌کنند؛ یا راه دوم اینکه انسان مکلف در اعمال خود بر طبق احتیاط رفتار نماید و در مستحب، واجب به وجوب شرایط است بنماید، یعنی تقلید از مجتهدی که عاقل و عادل اســت و خود را از گناهان نگه می‌دارد و دینش را حفظ می‌کند و با هوای نفس مخالفت می‌نماید و امر مولایش) خداوند متعال) را اطاعت می‌کند.

 پس اگر کسی نه مجتهد است و نه به احتیاط عمل میکند و نه از مجتهد جامع‌الشرائط تقلید می‌نماید، همه عباداتش باطل بوده و پذیرفته نخواهد شد، اگرچه تمام عمرش را به عبادت و نماز و روزه گذرانده باشد مگر اینکه اعمال سابق او موافق فتوای مجتهدی کــه بعداً از او تقلید می‌کند باشد و هنگام انجام (اعمالی که جنبه عبادت دارنــد) رعایت قصد قربت (انجام عمل برای خدا) واقعاً تحقق یافته باشد.

 با تقلید از مرجع تقلید جامع‌الشرائط، مسئولیت چگونگی انجام اعمال عبادی و وظائف شــرعی مقلدین به ذمّه و گردن مرجع تقلید می‌افتد و او مورد سؤال قرار میگیرد، که این امر بسیار بسیار مهم و قابل اهمیت و قابل ملاحظه است و این مسئولیت‌پذیری امری بسیار سنگین و مشکل و حساس است.

 در زمان غیبت کبری دســتور بر این است که علاوه بر مراجعه به مراجع تقلید جهت کسب تکلیف چگونگی انجام اعمال و وظائف شرعی بلکه در امور مختلف دینی، اجتماعی و سیاسی و امثال آن باید به آنان مراجعه نمود.

 مرجع تقلید نایب و قائم مقام امام) ع(در عصر غیبت اوســت، او زمامدار است و آنچه را برای شــخص امــام در رأی نهایــی در قضاوت‌ها و حوادث و حکومت بین مردم و... رواســت برای او نیز رواست.

 اســحاق بن یعقوب نامــه‌ای خدمت حضرت صاحب الامر(ارواحنا له الفدا) نوشــت و عرضه داشت مسائلی که برایم مشکل شد و نتوانستم حل کنم و به محمد بن عثمان و دومین نایب از نواب خــاص امام زمان(عج) دادم که خدمت امام بدهد و جواب بگیرد «فورد التوقیع بخطه الشریف» و جواب به خط مبارک امام(عج) آمد که چند بند داشت.

 یک بند آن این اســت که امام زمان(عج) فرمود: «و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فاِنّهم حجَّ تی علیکم و اَنا حجه الله علیهم» به این روایت صحیحه در زمان غیبت کبری تمسک می‌شود؛ که از این روایت صحیحه جایگاه بسی والا و خطیر برای ولایت فقیه و همچنین فقها و مراجع عظام تقلید به دســت می‌آید و آنها را در عصر غیبت نواب امام زمان(عج) و جانشین آن حضرت (عج) معرفی می‌نماید و هر حقی برای امام که حجت خداوند متعال ثابت است همان برای فقها ثابت است و این مطلب قابل ملاحظه و بسیار مهم اســت و همین مورد است که به عقیده غیر امامیه رمز موفقیت جوامع شــیعی است، عالم و استاد دانشگاه الازهر تصریح نمود که رمز موفقیت تمام شیعیان وجود مقوله‌ای به نام مرجعیت است که در تمامی امور جامعه به آن مراجعه می شــود و موجب توفیق جامعه و جهتدار بودن جامعه می‌گردد.

 بخشی از جایگاه والای مرجعیت را در تاریخ و تأثیرگذاری اجتماعــی آن و از نمونه‌هایی مانند فتوای تحریم تنباکو از ســوی میرزای شــیرازی(ره) و یا فصل‌الخطــاب بودن کلام امام خمینــی(ره) در کوران حــوادث و رقم زدن انقلابی جهانی، میتوان متوجه شــد و یا عیادت مقام معظم رهبــری (دام ظله) به عنوان ولایت فقیــه از مراجع عظام تقلید به روشــنی گویای جایــگاه والای مرجعیت در جهان اسلام است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.