شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۶

گفت‌وگو با نویسنده کتاب «تا پلاک ۱۴۰»

ثبت «جریان زندگی» اهالی قلم در دوران دفاع مقدس

فاطمه عامل نیک

پلاک40

کتاب «تا پلاک ۱۴۰» که مجموعه خاطرات ۱۴۰ نفر از اهالی قلم در حوزه دفاع مقدس و ادبیات پایداری است که به تازگی از سوی نشر صریر منتشر شده و شنبه نهم آذر، از سوی سازمان ادبیات و تاریخ دفاع مقدس، اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان تهران در موزه انقلاب اسلامی و تاریخ دفاع مقدس رونمایی شد.

قدس آنلاین: نویسنده این کتاب با نگاهی تازه به سبک زندگی دوران جنگ به سراغ خاطرات نویسندگان از آن دوران رفته است و در تلاشی دو ساله توانسته خاطره 140 نویسنده را گردآوری،تدوین و منتشر کند.

آذر خزاعی سرچشمه به بهانه رونمایی  از کتاب تازه اش؛ «تا پلاک ۱۴۰» در گفت‌وگو با خبرنگار ما  گفت:  فکر اولیه جمع آوری خاطرات زندگی درجنگ روزی در ذهنم جرقه زد که  شاهد گفت و گوی همسر و فرزندانم در خصوص وضعیت زندگی در زمان جنگ و دهه 60 بودم. همسرم در حین بازگویی آن شرایط تعدادی از عکس‌های آن دوره را از آلبوم عکس هایش ورق می زد. با دیدن این صحنه  تصمیم گرفتم در دو بخش «جبهه» و «شهر» در مورد سبک زندگی در آن دوران عکس و خاطره جمع آوری کنم.

این نویسنده ادامه داد:با این رویکرد دنبال خاطرات و عکس‌های آن دوران رفتم. ابتدا به سراغ عکس‌هایی از جنگ رفتم که با اولین نگاه حس می‌کردم زندگی در آنها جریان دارد. نزدیک به 200 عکس جمع آوری کردم و بعد با عکاس‌هایشان تماس گرفتم. آنها اجازه استفاده ازعکس را دادند، اما گفتند نمی‌توانند بنویسندیا خاطره‌ ی مشخصی ندارند.

جرقه نوشتن کتاب

وی افزود: من درکنار اینکه اندکی قلم می‌زنم، گاه درگیر برگزاری نشست‌ها و جلسات فرهنگی هم هستم. درجریان همین فعالیت‌ها طی مراسم بزرگداشتی که برای آقای آذری یزدی برگزار کرده بودیم با مصطفی رحمان‌دوست درباره اثری دیگرم با عنوان «دستان کوچک و نقش‌های بزرگ» صحبت می‌کردیم که این کتاب شامل صد نقاشی از بچه های جنگ است و این ایده را هم برایش توضیح دادم و ایشان خاطره‌ای گفتند و من هم خاطراتی را بازگو کردم. در طی این رفت و برگشت ها به ایشان گفتم که در این خاطرات زندگی جریان دارد و من خیلی دوست دارم که این خاطرات که اینقدر سرشار از زندگی ست جمع آوری کنم. سپس به دنبال خاطرات سایر اهالی قلم رفتم. می‌شود گفت به دلیل نزدیکیم به دنیای کتاب و اهالی قلم اول به سراغ نویسندگان رفتم.

این نویسنده ادبیات دفاع مقدس گفت: گرفتن خاطره از اهالی قلم دوسال طول کشید.نویسندگان و هنرمندان خاطره داشتند اما فرصت نوشتن نداشتند و همین امر باعث شد که با آنها مصاحبه کنم و بعد ازپیاده شدن مصاحبه، متن پیاده شده را در اختیارشان قرار دهم و با اصلاح متن و اعمال نظراتشان به متن مورد تأییدشان برسم.

وی درباره چگونگی تدوین خاطرات اظهار کرد: بعضی از متن ها به دل نوشته نزدیک شد و بعضی دیگر به یادداشت روزانه و حتی بعضی به خاطره داستان ولی همگی به نوعی سعی کرده بودند گوشه ای از جریان زندگی در آن سال ها را با حس و حالی که داشتند نشان دهند.

آذر خزاعی سرچشمه درباره چگونگی تدوین تازه ترین اثرش گفت: برای من نشان دادن وضعیت زندگی در آن دوران مهم بود.جنگ شکل و جریان زندگی مردم ما را عوض کرد و مفاهیم تازه‌ای مثل ایثار و شهادت، مقاومت و پایداری را وارد فرهنگ معاصرمان کرد. برایم نشان دادن این مفاهیم مهم بود و به همین دلیل هیچگونه دسته بندی دیگری نکردم و تنها ترتیب خاطرات را براساس حروف الفبایی نام خانوادگی نویسندگان خاطره آوردم.

هدایت الله بهبودی، نصرت الله محمود زاده، سیروس همتی، مرتضی سرهنگی، جهانگیر خسرو شاهی، راضیه تجار از اهالی قلم شاخص کشور در نگارش خاطراتشان هستند و در مجموع ۱۶۱ خاطره از ۱۴۰ نفر نویسنده در این مجلد گردآوری شده است.

 این نویسنده با بیان اهمیت انتقال مفاهیم دهه 60 به نسل جدید بیان کرد: خواننده‌ای که این خاطرات را می‌خواند به نحوه زندگی افراد در ان دوره ورود می کند و با رفتار و گفتار آنها آشنا شده و سبک زندگی ان دوران را که همراه با ایثار و مقاومت بود را لمس خواهد کرد.

خاطرات دست اول

در این کتاب ما با خاطراتی مواجه هستیم که همه به نوعی دست اول هستند. من در جریان گرداوری اثر به نویسنده ها تاکید داشتم که خاطره ای را در اختیارمان بگذارند که تا به حال جایی بازگو نشده است، از این حیث ما با خاطره هایی روبه رو هستیم که تابه حال بازگو نشده‌اند و می‌توانند به عنوان یک سند از آن دوران مورد توجه قرار بگیرند.

آقای نصرت الله محمودزاده زمانی که تصویر دست خطشان را برای من در تلگرام فرستادند گفتند اگر توانستی این دست خط را ترجمه کنی، من برایت اصلاح می‌کنم. تعداد دیگری از اهالی قلم مانند آقای هدایت الله بهبودی هم روزنوشت‌های خودشان را که متعلق به آن سال‌ها بود در اختیار من گذاشتند. من تصویر این روزنوشت‌ها را به عنوان سند در انتهای کتاب آورده‌ام.

وی با ابراز امیدواری از اینکه نسخه‌های بعدی این اثر هم تولید شود بیان کرد: دوسال جمع آوری و ثبت و ضبط خاطره‌ها و حدود یک سال هم کارهای مراحل تولید کتاب به طول انجامید، طی این زمان دوستانی بودند که راغب بودند،خاطره‌هایشان را در اختیار من بگذارند، به همین خاطر امیدوارم که جلدهای دیگر این اثر تهیه و تولید شود. ممکن است در جلدهای بعدی به سراغ سایر اهل قلم  هم برویم.

خزاعی با اشاره به ظرفیت‌های خاطرات شفاهی در دوران جنگ افزود: در حال حاضر من ایده ای برای جمع آوری خاطرات جانبازان در ذهن دارم. کسی از دوستان بعد از دیدن این اثر پیشنهاد داده بود که به سراغ ثبت خاطرات شهدای زنده بروم. منظور افرادی هستند که تا پای شهادت رفته و برگشته اند. همین ایده ها و نظراتی که دوستان می دهد نشان می دهد که ظرفیت گسترده ای در این حوزه وجود دارد و انشالله من هم بتوانم به سراغ آنها بروم.

این نویسنده با بیان تمایز داستان و خاطره بیان کرد: در داستان تخیل نویسنده حرف اصلی را می‌زند اما در خاطرات ما با اسناد مواجه هستیم و می‌دانیم که اثر سندیت دارد. این سندیت باعث اهمیت آثاری که در دسته خاطرات قرار دارند، می‌شود چون می‌توانند سندی معتبر از گذشته باشند. در خاطره ما حق دخل و تصرف نداریم .

وی با بیان اینکه در حین تهیه و تولید این اثر با خاطرات گوناگونی از اهالی قلم  مواجه شده است و  هر کدام آنها برای او خاطره جدیدی را ساخته اند،اظهار داشت: هر کدام از خاطره ها، برای من خاطره ای را ساختند. به عنوان مثال احمد عرب لو خاطره‌ای شیرین و طنز بود. من در ابتدای خوانندن این خاطره می‌خندیدم اما بدون اغراق بگویم که در پایان آن اشک ریختم. چون هر چند این خاطره با زبانی شیرین و طنز بیان شده بود اما در پایان خواننده را متاثر می‌کرد. خاطره خانم زواریان واقعا مملو از حس مادرانه و عاطفه ای خواهرانه ای بود که ایشان دارند و در کنارش عشق پدری را هم در آن می‌دیدید. از این لحاظ خاطره ایشان هم مرا خیلی تحت تاثیر قرار داد.

وی در پایان با یادی از نویسندگان کتاب گفت: در این کتاب ما یک شهید هم داریم آقای سیدعلی کاظم داور با وجود اینکه راهشان دور بود اصرار داشتند به تهران بیایند و خاطره شان را حضوری به بنده بدهند تا اینکه یک روز با بنده تماس گرفتند و گفتند تهرانم و در حوزه هنری خاطره را از ایشان گرفتم و گفتم زمان رونمایی اثر حتما از شما دعوت می‌کنم. در اواخر مهر ماه سال 1397 برای گوشیم پیامی آمد زمانی که پیام را باز کردم از همان شماره‌ای بودکه با ایشان تماس گرفته بودم برای گرفتن خاطره و با دیدن اعلامیه شهادت ایشان غافلگیر شدم.

در آخر من از زحمات بی دریغ مسئولین اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان تهران برای انتشار این کتاب قدردانی می کنم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.