شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸ - ۱۶:۵۹

افول نتانیاهو به منزله آغاز توافق صلح نخواهد بود

سید احمد موسوی

نتانیاهو

افول قدرت نتانیاهو بدون در نظر گرفتن اینکه چه دولتی جایگزین آن خواهد بود به خودی خود نمی‌تواند چشم انداز مناسبی برای بهبود روابط این رژیم با گروه های فلسطینی یا تغییر چشمگیری در روند صلح باشد.

به گزارش خبرنگار بین الملل قدس آنلاین؛ آشفتگی سیاسی در سرزمین‌های اشغالی رژیم صهیونیستی را با بن‌بستی عجیب مواجه کرده است.برای نخستین بار در طی یک دهه اخیر، نخست وزیر این رژیم به احتمال بسیار زیاد فردی غیر از بنیامین نتانیاهو خواهد بود.

بر اساس آخرین گزارش‌ها از سرزمین های اشغالی، به نظر می رسد فضای سیاسی اسرائیل خود را برای برگزاری سومین انتخابات در کمتر از یک سال گذشته در راستای تشکیل کابینه آماده می‌کند.

طبق گزارش کانال ۱۳ رژیم صهیویستی، با توجه به صدور کیفرخواست علیه نتانیاهو و دادگاهی که وی به اتهام رشوه خواری، کلاهبرداری و نقض اعتماد با آن مواجه خواهد بود و اینکه او تاکنون دو بار در تشکیل دولت ناکام مانده، تصور اینکه او پیروز انتخابات سوم باشد دور از ذهن به نظر می رسد.

برخی کارشناسان ترک عرصه سیاسی از طرف نتانیاهو را به منزله پایان رویکرد فرقه‌ای و فساد و نویدبخش کاهش بی نظمی، احترام به قانون، قوه قضائیه و تقویت هنجارهای دموکراتیک تلقی می‌کنند.

اما مهمترین پرسش در این رابطه بی شک مربوط به مذاکرات صلح بین این رژیم و گروه‌های فلسطینی خواهد بود که به نظر می رسد بخش عمده ای از دلمشغولی‌های جهانیان را در برمی‌گیرد.

درواقع باید گفت که افول قدرت نتانیاهو بدون در نظر گرفتن اینکه چه دولتی جایگزین آن خواهد بود به خودی خود نمی‌تواند چشم انداز مناسبی برای بهبود روابط این رژیم با گروه های فلسطینی یا تغییر چشمگیری در روند صلح باشد.

پرسش مهم تر در این زمینه است است که اینکه خروجی نتیجه انتخابات آینده کنست یک دولت برآمده از وحدت ملی متشکل از لیکوود (منهای نتانیاهو) و حزب آبی و سفید بنی گانتز یا ائتلاف ضعیف تری توسط  گانتز رئیس سابق ستاد نیروهای دفاعی اسرائیل با برخی احزاب عرب باشد،تا چه اندازه میتواند در رویکرد رژِیم آینده اسرائیل در قبال مسئله فلسطین تاثیرگذار باشد؟

برخی معتقدند که دولت تحت امر گانتز ممکن است به دنبال بهبود شرایط زندگی در کرانه باختری، کند کردن سرعت ساخت و سازها و روند شهرک سازی و عقب نشینی از برخی خواسته‌های تحریک آمیز قبلی خود مانند الحاق رسمی دره اردن به سرزمین‌های اشغالی باشد. یا اینکه ممکن است رهبری فلسطین که حتی تحت فشارهای بین المللی حاضر نشد تا زمانی که نتانیاهو بر سر قدرت باشد، برای شروع مجدد مذاکرات با اسرائیل اقدام کند، با آمدن دولت جدید احساس کند که مجبور است این کار را با نخست وزیر قابل قبول تری انجام دهد و در نهایت اینکه دولت آمریکا ممکن است سرانجام از برنامه صلح خود پرده برداری کند.

با این وجود هیچ یک از موارد فوق الذکر نمی‌تواند تاثیر قابل ملاحظه‌ای در پیشبرد راه حل مناقشه اسرائیل و فلسطین داشته باشد. تجارب تاریخی نشان داده است که پیشرفت اقتصادی فلسطینی‌ها هرگز نخواهد توانست جایگزین خواسته های آنها در رسیدن به آرمان‌های سیاسی شان باشد.

گانتز برخلاف تصور هرگز تفکرات چپ روانه ندارد؛ او یک ژنرال و رئیس ستاد سابق اسرائیل در شکل و شمایل اسحاق رابین است؛ قدرتمند ، عملگرا و بالقوه انعطاف پذیر.

او در هر صورت نماینده ای از نسل قدیم رژیم صهیویستیی با اعتقادات وطن پرستانه و پرجنب و جوش است که تمرکز اصلی وی نه فقط پایان دادن به درگیری با فلسطینی ها نخواهد بود بلکه پایان دادن به تفرقه و قطبیت در بین اسرائیلی‌ها است.

گانتز در طول مبارزات انتخاباتی خود عملاً در مورد مسئله فلسطین سکوت اختیار کرد و ترجیح داد مانند نتانیاهو بر تهدید ایران تمرکز کند. او دولت کنونی را به خاطر نرمش در سیاست هایش در مورد غزه، مورد انتقاد قرار داده و از کنترل دائمی اسرائیل بر دره اردن پشتیبانی می کند و مهم تر از همه اینها از بحث برانگیزترین اقدامات دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در تصمیم برای جابهجایی سفارت ایالات متحده از تلاویو به بیت المقدس، به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر ارتفاعات جولان و اعلام اینکه شهرک سازی منافاتی با قوانین بین المللی ندارد، استقبال کرده است.البته ممکن است گانتز برخی از موارد اشاره شده را عمدتا با اهداف انتخاباتی انجام داده باشد ، تا آرای گروه های چپ را هم به خود اختصاص دهد.

فارغ از اینکه کدام جناح در انتخابات اسرائیل پیروز شود، دولت بعدی همچنان با چالش سرزمین های فلسطینی و استراتژی منطقه ای ایران مواجه خواهد بود. در ارتباط با سرزمین های فلسطینی، اعمال فشارهای ایالات متحده برای پیشبرد برنامه صلح فلسطینی ها را تحت فشار گذاشته و به اقتصاد غزه آسیب رسانده و با تهدید علیه اقتصاد شکننده کرانه باختری همراه بوده که همه این موارد به افزایش تظاهرات، درگیری های منطقه ای و خشونت های احتمالی در هر دو منطقه منجر شده است.

استراتژی منطقه ای ایران در زمینه ایجاد و حفظ ارتباط های سیاسی و نظامی در راستای افزایش نفوذ ورای مرزهای خود، چالشی جدی برای دولت بعدی در تل آویو به ویژه در لبنان و عراق محسوب می شود. دولت بعدی در اسرائیل همچنین مجبور است با تهدید فزاینده برنامه هسته ای ایران و وسوسه شدید برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران مقابله کند.

دولت بعدی همچنین با نگرانی های فزاینده آمریکا درباره نفوذ چین در اسرائیل مواجه است. تغییر سیاست های داخلی در ایالات متحده نیز مانع دیگری برای دولت اسرائیل خواهد بود. ترقی خواهان در کنگره که جناح لیبرال تر حزب دموکراتیک در مجلس نمایندگان ایالات متحده محسوب می شوند، پس از کسب کرسی ها در انتخابات میان دوره ۲۰۱۸ قدرت بیشتری به دست آورده اند. اگرچه هنوز این قدرت را به نمایش نگذاشته اند، رویکردی انتقادی به اسرائیل دارند و به طور فزاینده بر روابط ایالات متحده و اسرائیل تاثیر می گذارند. برای نمونه، فشارهای حزب جمهوری خواه برای به رسمیت شناختن بلندی های جولان به عنوان سرزمین های اسرائیل به طور قطع با مخالفت دموکرات های مجلس نمایندگان مواجه خواهد شد. مسلم است که اسرائیل با تکیه بر روش های پوسیده و قدیمی قادر به فعالیت نخواهد بود و هر جناحی که پیروز انتخابات شود چاره جز تلاش برای به دست آوردن جایگاهی در خاورمیانه ندارد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.