دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۱:۱۹

گفت‌وگو با احمد دهقان به انگیزه انتشار دومین مجموعه داستان این نویسنده

می‌خواهم بهترین و انسانی ترین داستان جنگ را بنویسم

خدیجه زمانیان

احمد دهقان

دومین مجموعه داستان احمد دهقان با عنوان «جشن جنگ» به فاصله گذشت ۱۵ سال از انتشار «من قاتل پسرتان هستم» منتشر شد. این اثر اگرچه سال گذشته منتشر شده است اما رسانه ها کم تر از این مجموعه نوشته و گفته اند.

قدس آنلاین: دومین مجموعه داستان احمد دهقان با عنوان «جشن جنگ» به فاصله گذشت ۱۵ سال از انتشار «من قاتل پسرتان هستم» منتشر شد. این اثر اگرچه سال گذشته منتشر شده است اما رسانه ها کم تر از این مجموعه نوشته و گفته اند. «جشن جنگ» از معدود کتاب هایی است که مخاطب دوست دارد بعد تمام شدن کتاب، توضیحات نویسنده را درباره اش بشنود. داستان های مجموعه مثل سایر داستان های دهقان فقط از جنگ است، با همان التهابات و آدم هایی که با یادگاری هایی در جسم و ذهن شان از آن سال ها به امروز پرتاب شده اند. «جشن جنگ» یک سوال اساسی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که احمد دهقان، در دل جنگ به دنبال چه روایتی برای جامعه خودش است و در دل رفتارهای ناهنجار اجتماعی امروز چه چیزی چشم و جان او را به خود مشغول کرده است که برای آنها، تنها در جنگ پاسخی پیدا کرده است؟

احمد دهقان به همه سوالات ما پاسخ داد و تاکید کرد با انتشار سومین مجموعه داستان کوتاهش، همه حرف هایش را در مورد جنگ گفته و دیگر داستان کوتاهی با موضوع جنگ نخواهد نوشت و این مهم را به نویسندگان جوان و تازه نفس واگذار می کند.

*  چه شد بعد گذشت ۱۵ سال، دومین مجموعه داستان تان را منتشر کردید.

** برای من، نوشتن داستان کوتاه فرصتی است بین نوشتن‌های دیگر تا بتوانم بخشی از دلتنگی‌های خودم را روی کاغذ بیاورم. داستان کوتاه برای من جزء غریضی‌ترین نوشته‌ها است و نشان از حس و حال درونی من دارد. برای همین اگرچه رمان هم می نویسم، اما داستان کوتاه ها برای من مورد احترام است. چون با نوشتن هر داستان،   بخشی از وجود خودم را روی کاغذ می آورم. «من قاتل پسرتان هستم» همین حس را داشت. وقتی این مجموعه را نوشتم، خیلی ها گفتند در مورد سرنوشت آدم های بعد از جنگ نوشته ام و تلخ است. چون گمانم این است که زندگی به گونه ای پیش می رود که سرنوشت این گونه آدم ها تلخ می شود. شخصیت های هر داستان، یک زمانی قهرمانان دوران خودشان بود اند که بعد از جنگ دیگر آن قهرمانی وجود نداشت. مدتی طول کشید تا بتوانم دوباره مجموعه داستان کوتاه دیگری را آماده کنم. «جشن جنگ» تقریبا با همان حال و هوای «من قاتل پسرتان هستم» نوشته شد.   

* * با گذشت این همه سال نگاه شما در نوشتن داستان کوتاه، همان نگاه  «من قاتل پسرتان هستم» است. نگران نیستید از اینکه شما را به عنوان نویسنده ای می شناسند که اگرچه پیشرو هستید، اما فقط از تلخی های جنگ می نویسید؟

** من در داستان های کوتاه خودم را سانسور نمی کنم، چون قرار نیست قسمتی از تکه‌پاره‌های خودم را انتخابی در اختیار خواننده قرار دهم. اگر قرار است وجود خودم را در اختیار خواننده قرار دهم، بگذارید شفاف، زلال و دیدنی باشد. شاید این تلخی هم بخشی از وجود خود من باشد که روی کاغذ آمده است. نگاه خاصی به ادبیات جنگ دارم که از درون من می جوشد. بله گفته می شود مجموعه داستان های من تلخ، ضد جنگ و یا پیشرو است اما من هیچ گاه به این کلمات توجه نداشته ام، چون قرار نیست با کلمات بازی کنم. قرار است وظیفه خودم را انجام دهم. وظیفه من نوشتن و اضافه کردن برگی به ادبیات کشور است. ماموریت این است. اگر یک مجموعه دیگر بنویسم، کار من با انجام این مساله در عرصه داستان کوتاه به پایان می رسد. همواره گفته ام که عرصه های بسیاری وجود دارد که باید به آن ها بپردازم. اگر دو برابر عمر معمول را هم داشته باشم، آن قدر سوژه و کار دارم که بتوانم بنویسم و منتشر کنم. اگر خدا عمری دهد دوست دارم مجموعه داستان کوتاه دیگری بنویسم و این کارها را سه گانه کنم. بعد انتشار این سه گانه، مطمئنا مجموعه داستان دیگری نخواهم نوشت، چون فکر می کنم در داستان کوتاه، تمام شده هستم. البته هر چه غیر از داستان کوتاه بنویسم، باز هم با موضوع جنگ خواهد بود.

*  سومین مجموعه چه زمانی نوشته می شود؟

** نمی دانم چه زمانی باشد.

*  شما همیشه گفته اید نوشتن از «عشق» و «جنگ» تمام نشدنی است و راجع به این دو مضمون همیشه داستان نوشته می شود. در جنگ چه مساله مهمی برای شما وجود دارد که همیشه قلم شما به سمت نوشتن از آن می رود؟

** در مورد داستان جنگ حرف های زیادی وجود دارد. گاهی نابرادران می خواهند این برادر را آن چنان که خودشان می خواهند جلوه دهند و نمی خواهند حقیقت دیده شود اما من می خواهم بهترین و انسانی ترین داستان جنگ را بنویسم و گمان می کنم اگر داستان جنگ این گونه باشد خوانده می شود. عهد من با خودم این است که صادق باشم، کاری به دیگران نداشته باشم، خودم را سانسور نکنم و بهترین داستان را بنویسم. عهدی که با خودم بسته ام یعنی شکوه دادن به داستان است؛ در این صورت حس خوب به خواننده منتقل می کند. این را خیلی گفته اند و کلیشه شده که جنگ در همه جا یک امر مذموم است، اما پر از یاد گرفتنی هاست، پر از شکوه و جلال است. من می خواهم بهترین داستان جنگ را بنویسم و نگاهی به حرف های دیگران ندارم. شاید در گذشته دور این حرف ها می توانست در من اضطراب بوجود بیاورد یا من را نا امید کند،   اما سعی کرده ام به حس درونی خودم اتکا کنم. ادبیات جنگ ما نهال تازه ای است، هیچ کس نبوده چراغ راه ما باشد، اما می تواند بر ادبیات گذشته متکی باشد. من سعی کرده ام برای نوشتن از آن چراغ راه استفاده کنم. برای همین همیشه گفته ام ادبیات کلاسیک ما می تواند کمک کند به آنچه که امروز می خواهیم بنویسیم. نویسنده جنگ باید از جنگ بداند، اما باید مولوی، سعدی، حافظ و عبید را هم بشناسد. اگر آن ها را خوب بشناسد، می تواند داستان شرقی و ایرانی بنویسد که به قول حافظ و عبید پر از رندی باشد.

* همه داستان های شما باتجربه های برآمده شما از جنگ نوشته شده اند. نظرتان راجع به نسل جدید نویسندگانی که درباره جنگ می نویسند اما هرگز جنگ را ندیده اند، چیست؟

** در گذشته نه چندان دور، گروهی ادبیات جنگ را انحصار می کردند به نویسندگانی که جنگ را دیده اند. همواره مخالف این نظریه بودم؛ چون حداقل در میان دیگران دیده‌ام کسانی که در جنگ نبوده‌اند بسیار خوب نوشته اند و شگفت انگیز در این حوزه حضور پیدا کرده‌اند. امروزه نسلی به وجود آمده که جنگ را ندیده اما خیلی خوب از جنگ، می نویسد. آن ها با تحقیق و خواندن و گفتگو با کسانی که در جنگ حضور داشته اند و همچنین تخیل بزرگ خودشان، داستان جنگ می نویسند. این گروه شگفتی‌ساز هستند و بهترین داستان های ما را می نویسند. این گروه گرچه در جنگ حضور نداشته اند، اما به خوبی فهمیده اند سوژه جنگ بهترین و ناب‌ترین سوژه برای نوشتن داستان های بزرگ است. همانطور که بزرگان ادبیات جهان به ادبیات جنگ پرداخته اند، آن ها نخواسته اند جنگ را ستایش کنند بلکه آن ها می دانند ظرف جنگ آن قدر گنجایش دارد که می تواند بزرگترین حرف ها و سوژه ها را در خودش جای دهد. گمان می کنم با وجود نگاه های تازه، آثار بزرگی را خواهیم دید و نوشته خواهد شد و ادبیات جنگ می تواند، معرف ادبیات ما حتی در حوزه هایی غیر از حوزه فارسی زبانان باشد.

*  عده ای از کارشناسان معتقدند این نگاه های تازه به تحریف دفاع مقدس پرداخته اند. نظر شما چیست؟

** نویسندگان جدید بر خلاف نویسندگان باتجربه به تاریخ وفادار نیستند و به تخیل و حرف های انسانی بیشتر توجه می کنند. فرزند دیگری از جنگ متولد می شود که این فرزند، اگرچه برادر فرزند قبلی است، اما شکل و شمایل و اخلاق و رفتار و کردار دیگری دارد. بعضی می خواهند بگویند او برادر نیست در حالی که به نظر من این نوع نگاه و حرکت و این نوع نوشتار، برادر ادبیات قبلی است و باید به آن احترام گذاشت. این نسل نوع دیگری از ادبیات جنگ را معرفی می کند. نگاه جدیدی به جنگ دارد که این نگاه بعد از چهار دهه لازم است بوجود آید. این نویسندگان، راه درستی می روند؛ هر چند آن ها هم، آزمون و خطا می کنند. چون این نهال تازه پاست. به نظرم حقیقت دست هیچ کس نیست و هر نویسنده ای قسمتی از حقیقت را در دست دارد. بگذاریم همه بنویسند تا عقل جمعی ادبی موجب نوشته شدن کارهای باشکوه در حوزه جنگ شود.

*  احتمال خلق شاهکار جنگ از میان آثار نویسندگان جوان وجود دارد؟

** بله. اگر قرار است شاهکاری در ادبیات جنگ متولد شود، باید زمان بگذرد تا گرد و غبار جنگ فرو بشیند و بشود جنگ را خوب دید و صداهای مختلف را شنید. وقتی نزدیک به جنگ هستیم، خمپاره و توپ ها در کنار ما فرود می آیند و صداهای دیگر شنیده نمی شود. نویسنده های نسل جدید، می توانند رنگارنگ ببینند و خوب بنویسند.

*  آیا سعه صدر برای خلق داستان های متنوع و رنگارنگ از جنگ در میان متولیان امر، به چشم می خورد؟

** بله سعه صدر در میان متولیان، چه به اجبار و چه اختیاری بوجود آمده است و نویسندگان ما می توانند از جنگ با نگاه های متفاوت بنویسند. دوران جدیدی شروع شده که در آن نویسندگان براحتی می توانند داستان جنگ بنویسند.  

برای مخاطب امروز که به دنبال صلح و زندگی آرام است، چطور باید از جنگ نوشت؟

** رمان روزمره نیست و حرف روزانه نمی زند. رمان عمیق تر از این حرف ها است. برای همین است که «جنگ و صلح»، «وداع با اسلحه» و «آناکارنینا» همچنان خوانده می شود و لذت هم برده می شود. رمان و داستان ورای این حرف هاست. به گمان من قرار نیست با داستان نویسی در مورد مسایل روزمره صحبت کرد. داستان وظیفه دارد، بگوید امروز چرا اینطور است و در مورد آن صحبت کند. رمان جنگ همیشه خوانده می شود، چون قرار نیست تبلیغ جنگ بکند. ضمن اینکه انسان ها از ازل تا ابد جنگ را در کنار خودشان دارند اما رمان جنگ مهم تر از اینهاست و می خواهد دنیا را زیباتر جلوه دهد و حرف های مهم تری بزند. همچنان که آتش هم برای سوزاندن است و هم برای گرم کردن، رمان جنگ هم می خواهد انسان ها را در زمستان های سرد امروز یاری کند و دل آن ها را به آینده گرم کند. رمان جنگ با این شرایط می تواند در هر دوره ای خوانده شود چون برای دلگرمی آیندگان می آید، نه ایجاد اضطراب و دلسردی. اگر این اتفاق بیفتد، رمان خلق شده است.    

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.