سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۵:۳۷

«معامله قرن» و برنامه کوچ اجباری فلسطینی‌ها

سید احمد موسوی

نتانیاهو و ترامپ

گرچه برنامه هایی برای انتقال فلسطینی ها از غزه برای ده ها سال وجود داشته است ، اما اجرای آنها ممکن است دارای اثرات جهانی باشد.

به گزارش خبرنگار بین الملل قدس آنلاین؛ مقامات اسرائیلی برنامه انتقال فلسطینی‌ها از غزه را با بمباران حداقل یکبار در ماه غزه دنبال کرده اند. اخیراً هواپیماهای F-۱۶ آنها به بهانه‌های مختلف جنوب غزه را بمباران کرده اند. از سوی دیگر ، ناگفته پیداست که اسرائیل دائماً تمام تلاش خود را برای افزایش فشار بر غزه انجام می دهد تا آنجا را برای مردم محلی غیرقابل سکونت کند.

طبق گزارش آناتولی، رژیم صهیونیستی علاوه بر تحریم سیستماتیکی که از سال ۲۰۰۶ علیه مردم غزه اعمال کرده، عبور و مرور از چهارراه مرزی و استراتژیک رفح را محدود و تحت کنترل خود قرار داده است؛ علاوه بر این تمام تونل‌های موجود در این منطقه را هم تخریب کرده است.

در این مرحله، اما بمباران منطقه غزه که در حال حاضر شرایط نابسامانی را به خود می بیند ادعاها در رابطه با تغییر بافت جمعیتی و از بین بردن مردم محلی را تقویب کرده است.

مسئله ای که میدل ایست آی نیز اخیرا با اشاره به طرح «معامله قرن» پیشنهادی آمریکا از آن پرده برداشت.

میدل ایست آی نوشت: اعلام اسرائیل برای اخراج فلسطینی ها از غزه، بیانگر هدف صهیونیست ها برای اشغال این منطقه و تحقق سیاست موسوم به " زمین بیشتر، اعراب کمتر" است.

ایده جابجایی مردم غزه به شبه جزیره سینا که امروز کارشناسان و سیاستمداران اسرائیلی مورد توجه قرار می دهند،  در ۸ آگوست ۲۰۱۴ به محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین پیشنهاد شد.گرچه ظاهراً این موضوع با رد عباس بسته شد. اما به نظر می رسد که بسته شدن پرونده این پیشنهاد فقط از سوی طرف فلسطینی مطرح بود؛ چرا که بعدها و در فوریه سال ۲۰۱۷ این موضوع دستورکار دیدار بنیامین نتانیاهو ، نخست وزیر اسرائیل،  جان کری وزیر امور خارجه آمریکا ،، ملک عبدالله دوم پادشاه اردن و السیسی رئیس جمهور مصر در شهر عقبه اردن بوده است. خبر این دیدار و دستور کار این جلسه به محض اینکه از طرف رژیم صهیونیستی به مطبوعات درز کرد واکنش های بین المللی گسترده را به دنبال داشت.

رژیم صهیونیستی از زمان تأسیس به عنوان یک رژیم در منطقه، دائماً  ادعاهایی را نسبت به غزه و همچنین اشغال غیرقانونی سرزمین‌های فلسطین مطرح کرده است.

اولین پیشنهاد برای انتقال ساکنان غزه به صحرای سینا درواقع در سال ۱۹۵۶ مطرح شد؛ پیشنهادی که تا به امروز در دستور کار قرار گرفت و هنگامی که ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده شد، بار دیگر در قالب «معامله قرن» وارد مباحث بین المللی شد و در سال‌های اخیر و از زمان کودتا و به قدرت رسیدن  عبدالفتاح السیسی در مصر مورد گفتگو قرار گرفت. دلیل مطرح شدن این مسئله بعد از به قدرت رسیدن سیسی این بود که پذیرفتن فلسطینیان در سینا مطالبه ای بود که به مسئله به قدرت رسیدن السیسی متصل شده بود.

اما به نظر نمی رسد سناریوی جابجایی فلسطینی ها موضوعی آسان و به راحتی قابل قبول باشد. برای تحقق این امر ، ابتدا باید یک دولت راست افراطی در انتخابات رژیم صهیونیستی روی کار بیاید؛ انتخاباتی که سیستم سیاسی این رژِیم را دچار بحرانی کرده که تاکنون بی سابقه بوده است. برای عملیاتی شدن این طرح، اسرائیل نیاز به ایجاد یک اتحاد رسمی با مصر دارد و بازیگران منطقه باید به ناتوانی خودشان در حل مسئله فلسطین صحه بگذارند.

موضوع جابجایی مردم غزه به شبه جزیره سینا از زمان ریاست جمهوری ترامپ به موضوعی داغ برای بحث و گفتگو در آمریکا و منطقه تبدیل شده است.اما ادعای وی مبنی بر ایجاد صلح در خاورمیانه با سیاست های وی در طی زمان ریاست جمهوری  به جای ایجاد صلح باعث آسیب جدی شده است.

تصمیم ترامپ در به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل و در عین حال نادیده گرفتن حقوق قانونی فلسطینی ها در حقوق بین الملل، از سوی بازیگران بین المللی و منطقه ای به عنوان حمایت مستقیم از سیاست های سرکوب اسرائیل بر فلسطینی ها د رنظر گرفته شد.

اینکه ترامپ رهبران شهرک نشینان صهیونیست را که پیشتر اوباما رئیس جمهور ایالات متحده طبق قوانین بین المللی غیرقانونی تشخیص داده بود ، به مراسم سوگند خود دعوت کرد، یکی دیگر از شاخص های مهم حمایت وی از اسرائیل است.

مسئله دیگری که در آن حقوق بین الملل مورد غفلت واقع می شود ، حق بازگشت پناهندگان است.

کوشنر که در عین حال داماد ترامپ و مشاور اصلی رئیس جمهور آمریکا است، با پیشنهاد تغییر تعریف قانونی از پناهندگان فلسطینی، به دنبال تغییر وضعیت حقوقی بین المللی خود بود. هرگونه تغییر در تعریف پناهنده تقریباً تمام حقوق فلسطینی ها از جمله حق بازگشت آنها را از بین می برد.

وقتی از نظر کشورهای منطقه ارزیابی می شود ، به نظر می رسد که برخی از وقایع ، به ویژه آن چه در سالهای اخیر اتفاق افتاد ، اردن و مصر را به این ایده نزدیک کرده است.

به نظر می رسد که مصر از نظر پذیرش سیستمی که به ویژه پس از کودتای ۲۰۱۳ ساخته شده است ، در عرصه بین المللی از اسرائیل و لابی جهانی یهودی حمایت نزدیکی دریافت کرده است. بدیهی است که دولت مصر با حمایت از این ایده ، هزینه ای را برای این حمایت پرداخت می کند. از طرف دیگر ، با بهار عربی ، اردن وارد یک روند بسیار دشوار شد. اردن در کنار تحمل بار اقتصادی کشور که با حضور مهاجران سایر کشورهای منطقه بر دوشش حس میکرد ، مشکلات اقتصادی کشور، مدیریت را در وضعیت سختی قرار داده است.

در همین راستا ، مشخص است که ملک عبدالله با حمایت از لابی های یهودی کمک های قابل توجهی را از ایالات متحده و سایر کشورهای غربی دریافت می کند تا اقتصاد کشور را تا حدودی تسکین دهد. در عوض گفته میشود ملک عبدالله ایده جابجایی غزه ها را به بهای این کمک ها پذیرفته است.

در این مرحله ، وقتی ما به کشورهای منطقه نگاه می کنیم ، حتی اگر این واقعیت را آشکارا اعتراف نکنند ، حقیقت این است که همه آنها با مشکلات داخلی خود دست و پنجه نرم می کنند ، قطعاً رژیم صهیونیستی را تشویق می کند. چیز دیگری که اسرائیل برای رسیدن به اهداف خود در نظر دارد ، تضعیف بخصوص اقتصادی غزه و مجبور کردن ساکنان آن به مهاجرت است. از این نظر ، این یک تحول بسیار مهم است که یکی از مطالعات اخیر نشان می دهد که یک نفر از چهار جوان ساکن غزه می خواهند در جایی خارج از منطقه محصور غزه زندگی کنند.

اگرچه به نظر می رسد در حال حاضر همه شرایط و اوضاع به نفع اسرائیل است، اما بسیاری از بدیهیات و صدالبته ناشناخته‌ها نیز منتظر تل آویو هستند.

بعید است که ایران، گروه‌های فلسطینی و حزب الله لبنان و دیگر نیروهای جبهه مقاومت در برابر بازی با اتش اسرائیل ساکت بنشینند. و اگر اقدام متقابل نیروهای جبهه مقاومت همچون گذشته به شکست اسرائیل و شکست طرح معامله قرن منتج شود، به مثابه شکست همه استراتژی های اسرائیل است.

روزی را تصور کنید که طرح موسوم به معامله قرن و جا به جایی مردم غزه کلید بخورد و این طرح در همان ابتدا با مخالفت جبهه مقاومت و فشارهای جهان سلامی مواجه شود؛ فشارهایی که نه تنها بر اسرائیل بلکه بر مصر نیز وارد خواهد آمد و می تواند مصر را مجبور به عقب نشینی کند. این مسئله باز هم شکست مهمی برای اسرائیل در برابر افکار عمومی بین المللی خواهد بود.

البته رژیم صهیونیستی تلاش کرده است که برای اطمینان از جابجایی مسالمت آمیز و بدون خشونت  فلسطینی های مقیم غزه به شبه جزیره سینا رضایت کشورهای عربی منطقه را نیز جلب کند. و از این رو تصادفی نیست که داماد و مشاور اصلی ترامپ، جراد کوشنر ، در  سال ۲۰۱۹ یک به یک  از کشورهای منطقه دیدار و به ویژه درباره "معامله قرن" رایزنی کردند.

در نهایت آنچه مشخص است، طرح جابجایی ساکنان غزه شکست خواهد خورد. در حقیقت ، در طول سال های اشغال که بیش از ۷۰ سال ادامه دارد ، پروژه هایی برای تبعید فلسطینی ها هرگز  نتیجه ای جز شکست در پی نداشته است. با این حال ، اجرای چنین پروژه ای در آینده نزدیک احتمال وقوع یک زمین لرزه جهانی را دارد. و همین مسئله این باعث می شود بسیاری از بازیگران بین المللی ، به ویژه ایالات متحده ، از آن وحشت داشته باشند. در عین حال این، برنامه و طرح اسرائیل برای رسیدن به این هدف واقعیتیاست که پیش روی کشورهای منطقه قرار دارد بنابراین مردم منطقه و کشورهایشان باید بیشتر مراقب این موضوع باشند.

وقتی این موضوع با دقت بررسی شود ، فوراً درک خواهد شد که آنچه ترامپ "معامله قرن" می نامد ، موضوعی نیست که برای اولین بار توسط جمهوریخواهان در ایالات متحده مطرح شود. در سال ۲۰۰۲ ، کاندولایزا رایس مشاور مشاور امنیت ملی ، پروژه خاورمیانه بزرگ را معرفی کرد و گفت در این پروژه نظم جهانی جدیدی وجود دارد. وی به موارد بسیاری اشاره کرد که ما در حال حاضر آنها را مشاهده میکنیم، از تقسیم سودان و یمن گرفته تا جنگ داخلی سوریه. به همین دلیل ، بسیاری از موضوعاتی که در واقع با عنوان "معامله قرن" مطرح خواهند شد، باید دستکم طی 10 سال اینده مدنظر قرار گیرند.

واقعیت این است که اسرائیل فشار خود را برای اجرایی کردن این طرح و طرح های مشابه شدت خواهد بخشد اما هرگونه عملیات نظامی در منطقه غزه به معنای آن نیست که افراد ساکن در آنجا روزهای سختی را پشت سر بگذارند - در واقع ، این بدان معناست که روزهای سخت و دشوارتر به طور کلی در انتظار منطقه هستند. موضوعی که آغار اجرایی شدنش با توجه به اینکه رژیم صهیونیستی به لحاظ شرایط سیاسی و اجتماعی آمادگی این اقدام را ندارد میتواند به قیمتنابودی این رژِین تمام شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.