شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۱

یادداشت/

مدیر دلسوز و امتحان الهی!

محمدحسین جعفریان

محمدحسین جعفریان

از روزی که مبلغ حداقل دستمزدها را برای کارگران تعیین کرده‌اند، خواب و خوراک ندارم. مرتب به سال‌هایی فکر می‌کنم که پدرم کارگر بود و به ناچار در چنین اوقاتی او باید با رقم اعلامی برای سال بعد اعضای یک خانواده هفت نفره که چهار نفرشان دانشجو بودند و خود او کارگر ساده، تقویم مالی‌اش را نظم می‌بخشید.

قدس آنلاین: از روزی که مبلغ حداقل دستمزدها را برای کارگران تعیین کرده‌اند، خواب و خوراک ندارم. مرتب به سال‌هایی فکر می‌کنم که پدرم کارگر بود و به ناچار در چنین اوقاتی او باید با رقم اعلامی برای سال بعد اعضای یک خانواده هفت نفره که چهار نفرشان دانشجو بودند و خود او کارگر ساده، تقویم مالی‌اش را نظم می‌بخشید. اینجاست که به قول نسل جوان این عصر و ادبیات حیرت‌آورشان فیوز می‌پرانم و با خود می‌اندیشم؛ خداوندا! پدران و مادران ما چگونه این دوره‌ها را گذراندند و نان حلال بر سر سفره‌های ما آوردند و امروز هر کدام ما سری بین سرهاییم و کتاب‌هایی منتشر شده داریم و فیلم‌هایی ساخته شده و زندگی‌هایی موفق و آن‌ها یا در کنج عزلتند و یا سر بر بالین خاک نهاده‌اند!؟

بی‌اغراق، روزهای بسیار این اندیشه مرا درگیر کرده بود، عاقبت گمان کردم چه خوب می‌شد اگر مسئولان سرزمینی که آرمان‌هاشان بر کشیدن قشر آسیب‌پذیر و به سامان رساندن زندگی نابسامان آنان از نگاه معنوی و هم مادی بود، امروز پیشقدم شوند و خود یک ماه، نه یک هفته، نه لااقل یک روز را بر همین سیاقی که خود برای کارگران تعیین می‌کنند، طی نموده و بدون رأفت و بهره‌وری از داشته‌هایی که مردم طی سال‌ها به ایشان بخشیده‌اند، خانواده خویش را با همان معاش و درآمد یک روزه اداره کنند. مستحضر هستید که بسیاری از این سالار مردان، آلبومی از مشاغل را دارند و هر کدام را حذف کنید، بالاخره یکی برایشان می‌ماند تا جور دیگری را بکشد. برای برخی به یقین بیش از 20 شغل را برشمرده‌اند.

با خود فکر می‌کنم این مشاغل که اغلب عافیت و مزایای لااقل معنوی دارد و نه غیر آن نیست، چه بسیار جوانان ورزیده و کاربلد و پایبند به آرمان‌های این سرزمین و امتحان پس داده، دهه‌ها در پس این مدیران از آسمان افتاده، در صف مانده‌اند و هنوز یکی از آن بیست و اندی شغل و یکی از تکالیف آن‌ بزرگمردان مقید به تکلیف از ایشان ساقط نشده است تا نوبت به ظهور و بروز فکری جدید و جوانی برومند در این عرصه و باری در این عرصه‌ها برسد و چه بسیار که در این موارد این جوانان دانا و توانا در انتها و میانه صف به رحمت ایزدی می‌روند و در آغاز صف همچنان مدیران ارزشمند و دلسوز آن اوایل همچنان با وظایف و تکالیف افزوده شده، بر جای خویش باقی‌اند.

باری برگردیم به اصل بحث و آن همانا یافتن راهی است تا هر یک از این مدیران که اغلب دلسوز و سرباز این نظامند چنان‌که آمد، آزمونی از نوعی که آمد، از خویشتن بگیرند تا مردم هم بیاموزند آن‌ها که چنین ارقامی را برای ملت تقدیر می‌کنند، چنانچه خود بنا باشد بر مصوب خود عمل کنند، چه معجزه‌ای خواهند کرد تا مردم هم از آنان در این شرایط اضطرار و تنگی بیاموزند. یک هفته‌ای آنان را از تمام مواهب و داشته‌ها و امکانات سازمانی و خودروهای آنچنانی و حقوق‌های چند رقمه اندک و وام‌های با بهره نازل و رانت‌های جورواجور و امثالهم اگر هست! محروم کنند، بعد با یک حقوق مطابق حداقل دستمزدها، یعنی همان‌که خودشان مصوب کرده‌اند، وادارشان کنند در کنار خانواده محترم چند روزی، زندگی شاد و مفرحی را سپری کنند. مردم هم تماشایشان می‌کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.