یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۹ - ۰۲:۰۳

یادداشت/

تقویت واسطه‌گری به جای تولید در سیاست‌های دولت

سید محمود فاطمی عقدا/ کارشناس بازار مسکن

سیدمحمود فاطمی

مدیریت درست اقتصادی یکی از مؤلفه‌های مهم در آرامش‌بخشی به بازارهای اقتصادی است. اگر مدیریت درست نباشد و سرمایه‌ها به سمت بازارهای درست و اصولی هدایت نشوند، قطعاً افزایش قیمت‌ها در بازارهای مختلفی مثل بازار مسکن، ارز، خودرو و طلا، امری بسیار عادی و طبیعی است.

قدس آنلاین:مدیریت درست اقتصادی یکی از مؤلفه‌های مهم در آرامش‌بخشی به بازارهای اقتصادی است. اگر مدیریت درست نباشد و سرمایه‌ها به سمت بازارهای درست و اصولی هدایت نشوند، قطعاً افزایش قیمت‌ها در بازارهای مختلفی مثل بازار مسکن، ارز، خودرو و طلا، امری بسیار عادی و طبیعی است. در حالی که دولت از هفت سال گذشته می‌توانست با تعقل، تفکر و تدبیر، سرمایه‌های سرگردان را به سمت انبوه‌سازی مسکن با سود تضمین شده برای مردم هدایت می‌کرد، امروز تداوم مسکن  مهر و خانه‌دار شدن مردم یکی از افتخارات دولت به شمار می‌رفت که به تبع آن اشتغال هم با افزایش چشمگیری بیشتر می‌شد و بسیاری از حوزه‌های اقتصادی و بخش‌های تولیدی به تبع راه افتادن اقتصاد مسکن در گردش کاری به درآمد و توسعه قابل‌توجهی می‌رسیدند. با اینکه دولت می‌توانست با مدیریت سرمایه‌های سرگردان جامعه زیربناهای تولید را تقویت کند و مانع کاهش ارزش پول ملی شود، متأسفانه دست روی دست تنها نظاره‌گری بیشتر نبود.

در حالی که دولت می‌توانست با سیاست‌گذاری و مدیریت درست، واسطه‌ها را از بسیاری بازارها مثل مسکن، ارز، طلا و خودرو حذف کند، هیچ‌گاه تمایل نشان نداد در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری مدیریتی داشته باشد و چون دولت برای هدایت سرمایه به سمت بازارهای تولید، توان، کارآمدی و کارایی نداشت، واسطه‌ها در بسیاری از بازارها نبض بازاها را به دست گرفتند و مانع از توسعه سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی در بخش‌های تولیدی کشور شدند.

با اینکه چند طرح زیربنایی توسعه‌ای جذاب برای سرمایه‌گذاری در بورس ارائه داده شد، اما بی‌عملی دولت این موضوع را هم از دستور کار و تحقق خارج کرد. متأسفانه  آنچه درحال حاضر در بازار سرمایه، سهام شرکت‌های موجود است، در حالی که کشور نیازمند تقویت زیرساخت‌های توسعه‌ای بسیاری است و واقعاً ارزش سرمایه‌گذاری دارد، چون سودآوری خواهد داشت متأسفانه در بورس عرضه نشد، بنابراین شرکت‌هایی در بازار سرمایه عرضه می‌شوند که پیرامون آن حرف و حدیث‌هایی وجود دارد، بنابراین طبیعی است که در این بین عده‌ای از سرمایه‌گذاران احساس خطر می‌کنند و با اصلاح بازارسرمایه و از سوی دیگر کاهش ارزش پول ملی، سرمایه‌های خود را به سمت بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن منتقل می‌کنند. اگر دولت، بازارها و سرمایه‌های سرگردان را در هفت سال گذشته درست مدیریت می‌کرد و برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها همگی به نفع واسطه‌گری، دلالی و مرگ تولید نبود، آیا در حال حاضر دلار باید ۲۰هزار تومان و سکه بهار آزادی ۸ میلیون تومان به فروش برسد؟ دولت باید در این مورد توضیح دهد که چرا با سیاست‌های ضد تولید خود چنین وضعیت اقتصادی خطرناکی را بر اقتصاد جامعه و بر معیشت و گذران زندگی آبرومندانه مردم مسلط کرده است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.