سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۱

یادداشت/

صلح افغانستان در تله روابط «واشنگتن- اسلام آباد»

میر احمد رضا مشرف

در شرایطی که در روزهای اخیر اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان شروع هر چه سریعت‌ر مذاکرات بین دولت و طالبان را خواستار شده و نماینده سازمان ملل هم از آغاز قریب‌الوقوع گفت‌وگو میان دو طرف خبر داده، تنش‌های لفظی اخیر میان اسلام‌آباد و واشنگتن نگرانی‌هایی را درزمینه آینده فرایند صلح در افغانستان به‌وجود آورده است.

میراحمد رضا مشرف / کارشناس مسائل افغانستان

در شرایطی که در روزهای اخیر اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان شروع هر چه سریعت‌ر مذاکرات بین دولت و طالبان را خواستار شده و نماینده سازمان ملل هم از آغاز قریب‌الوقوع گفت‌وگو میان دو طرف خبر داده، تنش‌های لفظی اخیر میان اسلام‌آباد و واشنگتن نگرانی‌هایی را درزمینه آینده فرایند صلح در افغانستان به‌وجود آورده است. این موضوع را نمی‌توان انکار کرد که پیشرفت گفت‌وگوهای صلح میان طالبان و آمریکا و در نهایت دستیابی آن‌ها به توافق سیاسی، تنها زمانی میسر شد که روابط پاکستان و ایالات متحده و سطح همکاری این دو کشور به نحو چشمگیری تغییر پیدا کرد. این باور وجود داشت که این همکاری در جریان مذاکرات بین‌الافغانی نیز تداوم یافته و در به نتیجه رساندن هر چه سریع‌تر فرایند صلح افغانستان تأثیرگذار باشد. در چنین موقعیتی اظهارات عمران خان علیه آمریکا و اشتباه توصیف کردن همکاری با این کشور در مبارزه با تروریسم و در کنار همه این‌ها به‌کار بردن واژه شهید برای اسامه بن لادن از یکسو و اقدام واشنگتن در انتشار گزارش وزارت امور خارجه آمریکا درزمینه زیرسؤال بردن عملکرد و صداقت اسلام‌آباد در مبارزه با تروریسم از سوی دیگر، تداوم همکاری دو طرف را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.   

در این میان به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای از این تنش‌های جدید به نگرانی‌ها و نارضایتی‌های پاکستان از چگونگی روند صلح در افغانستان بازمی‌گردد. در وهله نخست مقام‌های سیاسی اسلام‌آباد نگران کمرنگ شدن اهمیت مسائل افغانستان در نزد سیاستمداران آمریکایی هستند. پس از امضای توافق میان آمریکا و طالبان، واشنگتن خروج نیروها از افغانستان را در صدر برنامه‌های خود قرار داده و نسبت به سایر مسائل تقریباً بی‌تفاوتی نشان می‌دهد. به قول یکی از تحلیلگران مؤسسه بروکینگز، این رهاشدگی برای اسلام‌آباد تداعی‌کننده خروج نیروهای شوروی از افغانستان و وقایع پس از آن است؛ همان وقایعی که به فراموش و کم اهمیت شدن جایگاه منطقه‌ای اسلام‌آباد منتهی شد. در همین راستا اعجاز چودری، معاون وزیر خارجه پاکستان هم چندی پیش بر مخالفت اسلام‌آباد با خروج شتاب‌زده آمریکا از افغانستان تأکید کرده و آن را به عواقب فاجعه‌بار خروج شوروی از افغانستان تشبیه کرده بود؛ البته او توجیه متفاوتی برای این مخالفت ارائه داده و آن را به نگرانی از بی‌ثباتی‌های بعدی در دو کشور ارتباط می‌دهد.     

اما نکته مهم دیگر این است که اسلام‌آباد از دستاوردهای مشارکت خود در مبارزه با تروریسم و به‌ویژه نقش فعالش در توافق آمریکا و طالبان به هیچ عنوان رضایت ندارد. عمل نکردن کاخ سفید به وعده‌های خود برای گسترش همکاری‌های تجاری با پاکستان و بدتر از آن گسترش همکاری با هند و تلاش برای مشارکت دادن این کشور در تحولات افغانستان عملاً منافع اسلام‌آباد را به خطر انداخته است. اظهارات عمران خان و به‌ویژه ابراز پشیمانی از مشارکت پاکستان در مبارزه با تروریسم در همین راستا قابل توجیه به نظر می‌رسد.        

اما نکته آخر اینکه اظهارات عمران خان و شهید خواندن بن لادن از سوی وی، احتمالاً می‌تواند حاوی پیامی برای طیف‌های مختلف گروه‌های اسلام‌گرا در پاکستان و افغانستان باشد؛ اسلام‌آباد خط کشی و مرزبندی‌های واشنگتن میان این گروه‌ها و به تبع آن حتی بندهایی از توافق آمریکا و طالبان را که به این تمایزات اشاره دارد چندان مورد تأیید و پذیرش نمی‌داند و دولت و نیروهای نظامی پاکستان همچنان چتر حمایتی خود را برای تمامی این گروه‌ها باز نگه داشته‌اند. این بدین معنی خواهد بود که طالبان هم نباید تصور کنند حمایت‌ها تنها به آن‌ها محدود خواهد شد و آن‌ها خود را تنها نماینده طیف مخالف دولت افغانستان در مذاکرات تلقی کنند.                                         

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.