دوشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۱

بررسی دلایل ساخت سریال صهیونیستی «تهران» در گفت‌وگوی قدس آنلاین باسیدسعید سیدزاده:

مدیران نمی‌دانند نیاز استراتژیک فرهنگی کشور چیست/ نفوذ در عرصه فرهنگ کاملاً جدی است

صبا کریمی

سریال تهران

«تهران» عنوان سریالی است که به تازگی از شبکه kan ۱۱  اسرائیل پخش شده است. تامار رابینیان از مأموران موساد است که در بخش هک ‌کردن سیستم‌های کامپیوتری کار می‌کند. او مأموریت دارد با ایجاد اختلال در سیستم‌های رایانه‌ای پدافند نیروی هوایی ایران، سامانه‌های دفاعی ایران را در برابر حملات جنگنده‌های رژیم صهیونیستی از کار بیندازد.

به گزارش گروه فرهنگی قدس آنلاین، چند سالی است که ساخت فیلم با محوریت ایران هراسی و اسلام ستیزی درهالیوود باب شده و کمپانی‌های مختلف فیلمسازی آثار دست و پا شکسته زیادی را روانه اکران کرده‌اند. از «سیریانا»، «الکساندر» و «۳۰۰» گرفته تا «شبی با پادشاه»، «پرسپولیس»، «آرگو» و ... . اما رژیم صهیونیستی هم نزدیک به یک دهه است که در صنعت نوظهور سینمایی‌اش توجه ویژه‌ای به ساخت فیلم و سریال علیه ایران دارد و عزم خود را برای تولید آثاری  با محوریت ایران‌هراسی جزم کرده است. «باباجون» نخستین فیلم فارسی‌زبان سینمای اسرائیل است و یوال دلشاد کارگردان آن اصالتی ایرانی دارد. «مترادف‌ها» به کارگردانی ناداو لیپید و «مأمور مخفی» ساخته «یوال آدلر» از دیگر فیلم‌هایی دیگری هستند که با این محوریت تولید شدند.

اما «تهران» عنوان سریالی است که به تازگی از شبکه kan ۱۱  اسرائیل پخش خود را آغاز کرده است. این سریال توسط موشه زوندر، دانا ادن و مائور کوهن، در یک فصل و ۸ قسمت تولید شده است و دانیل سیرکرین کارگردانی آن را برعهده دارد.

تامار رابینیان که نیو سلطان بازیگر زن اسرائیلی نقش آن را ایفا می‌کند، از مأموران موساد است که در بخش هک ‌کردن سیستم‌های کامپیوتری کار می‌کند. این نخستین مأموریت خارجی است که به وی محول شده و قرار است در تهران، زادگاهش این ماموریت را به انجام برساند. او مأموریت دارد با ایجاد اختلال در سیستم‌های رایانه‌ای پدافند نیروی هوایی ایران، سامانه‌های دفاعی ایران را در برابر حملات جنگنده‌های رژیم صهیونیستی از کار بیندازد و مانع دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای شوند.

​لوکیشن اصلی سریال تهران، شهر آتن پایتخت یونان است و بیشتر صحنه‌های این سریال به ‌دلیل تشابه با تهران در این شهر فیلمبرداری شده است. پیش از آغاز پخش این سریال تبلیغات گسترده‌ای در فضای مجازی و رسانه‌ها انجام شد و کنجکاوی‌های بسیاری را برای تماشای آن برانگیخت. اما سریال پس از پخش با نقدهای بسیاری مواجه شده و برخی آن را نسبت به دیگر آثار ضدایرانی قوی‌تر و عده‌ای دیگر نیز آن را تصویری کاریکاتوری و ناشیانه از ایران و شرایطش تعبیر می‌کنند. در صورت قوت و ضعف سریال و صرف نظر از اقبال، موفقیت و یا شکستش اما چند سوال به قوت خود باقی است و مهم‌ترین آن این است که مسئولیت ما در مقابله با این هجمه‌های فرهنگی چیست؟ سهم تولیدات استراتژیک در سینما و تلویزیون ایران چقدر است و اساساً متولیان فرهنگی و فیلمسازان ما تا چه اندازه در پی آگاه سازی مخاطب و برنامه‌ریزی برای این جنس از تولیدات هستند؟

سیدسعید سیدزاده، تهیه کننده سینما با تحلیل وضعیت فرهنگی داخل در مقابله با فعالیت‌های ایران ستیزانه کشورهای غربی و صهیونیستم در قالب فیلم و سریال گفت: متأسفانه ما با یک مشکل عمده‌ای مواجه هستیم و آن هم این است که توجه و نگاه درستی به آنچه که ولی امر مسلمین مطرح می‌کنند، نداریم. مقام معظم رهبری سال‌هاست که از نفوذ صحبت می‌کنند و ما اجازه می‌دهیم هر کسی این فرمایشات را تحلیل‌های نابه‌جا کند.

آمریکا و اسرائیل ضربه زدن به ایران را وظیفه خود می‌دانند

وی در ادامه افزود: واقعیت امر این است که مسئله نفوذ بسیار جدی است و این نفوذ است که باعث شکل گیری این گونه مسائل می‌شود. اینکه اسرائیل و دیگر کشورهای غربی برای اسلام هراسی و ایران هراسی برنامه ریزی کنند و به ما ضربه بزنند، در واقع وظیفه‌ای است که به گردن خودشان می‌دانند و اتفاقاً اگر به آن عمل نکنند خطا کردند. اما مسئله مهم اینجاست که ما در مقابل چه تکلیفی داریم؟ مقام معظم رهبری سال‌هاست که تکلیف ما را روشن و بارها اشاره کرده‌اند که چه باید کرد، اما موضوع این است که نفوذ اجازه نمی‌دهد اتفاقی در کشور بیفتد. اگر فردی بخواهد کاری کند که در مسیر حرکت انقلاب باشد هزار مانع وجود دارد که در مسیر حرکتش قرار بگیرد، اما برعکس اگر قرار بر این باشد که در راستای مسیر اسرائیل و آمریکا حرکت کند به قدری مسیرش تسهیل شده و به راحتی پشتیبانی می‌شود که انگشت به دهان می‌مانیم. به نظر شما این نتیجه چه اتفاقی غیر از نفوذ است؟

سیدزاده با اشاره به این که نفوذ در فضای فرهنگی از کجا شکل گرفته است، گفت: می‌گویند هیچ دزدی وارد هیچ خانه‌ای نمی‌شود مگر این که از قبل در خانه به روی او باز شده باشد. اتفاقاً در آخرین فیلم من «زیباتر از زندگی» شهید علم الهدی درباره جنگ ایران و عراق شهید اینطور بیان می‌کند که از داخل در را به روی دشمن باز کرده‌اند که وارد کشور شده است. در حال حاضر نفوذ به شکلی کاملاً جدی جای خودش را در عرصه فرهنگی باز کرده و عوامل نفوذ شرایط را به گونه‌ای تعریف کرده‌اند که کار فرهنگی در راستای هنجارها به هیچ وجه امکان پذیر نیست.

برخی مدیران به گونه‌ای عمل می‌کنند که باب طبع دشمن است!

تهیه کننده «پنالتی» یادآور شد: اما برعکس! در راستای تقویت ناهنجاری راه به سادگی تسهیل ‌شده، وام هم پرداخت می‌شود، در پخش نیز مورد حمایت قرار می‌گیرد و اینها همه نشئت گرفته از نفوذی است که در دستگاه فرهنگی و مدیریتی کشور صورت گرفته است. حتی جالب است مدیرانی که احساس می‌کنیم نیروهای انقلابی هستند اما آنها هم به دلیل کوته فکری و ساده اندیشی به گونه‌ای فکر و عمل می‌کنند که دشمن می‌خواهد.

سیدزاده اظهار کرد: متأسفانه من ندیده‌ام که در عرصه مدیریت فرهنگی کشور به این بیندیشند که نیاز استراتژیک فرهنگی کشور چیست، ما در سیاست خارجی، داخلی و فضای اجتماعی به چه چیزی نیاز داریم، برای ارتقای سطح فرهنگی نیازمند چه محصولاتی هستیم، در حالی که باید بگویم مدیران در هر سطحی با هر منش و گرایش فکری، اعتقادی و سیاسی فقط به این فکر می‌کنند که یک فیلم چقدر «می‌رفوشه!». بله! این کلمه لکنت‌دار فیلم‌فارسی‌های زمان ستمشاهی است که وارد ادبیات مدیران ما شده است. متأسفانه در حال حاضر مدیران فرهنگی ما اینگونه به موضوع نگاه می‌کنند و متوجه نیستند که یک فیلم می‌تواند چه تاثیری بر جامعه بگذارد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود عنوان کرد: حضرت آقا بارها تأکید کردند که دشمن جامعه ما را از نظر سطح فرهنگی تقلیل داده‌ و ما باید سال‌های سال تلاش کنیم تا آن ارتقا بدهیم و این چگونه میسر خواهد شد؟ مگر راهش غیر از انجام کارهای اصولی فرهنگی است که متاسفانه مسئولان فرهنگی هم به هیچ وجه، هیچ گونه اندیشه، برنامه و سیاستگذاری در این مسیر ندارند و نتیجه‌اش هم وضعیتی است که امروز شاهد آن هستیم.

آمریکا نه با حرکت نظامی که با نفوذ فرهنگی به ما ضربه می‌زند

این تهیه کننده ادامه داد: آمریکا تکلیفش روشن است! به خوبی دریافته که در مقابل سینه ستبر جوانان این وطن نمی‌تواند به صورت نظامی به این سرزمین وارد شود، فهمیده است که نمی‌تواند یک قدم بردارد. اینها شعار نیست، من این را هشت سال در جنگ درک کرده‌ام، اما سیاستش را بر این قرار داده که با نفوذ فرهنگی و با استفاده از عناصری در داخل که مسیر آمریکا را پی گرفته‌اند، کشور را به زانو درآورد. سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا ما فیلم و سریالی علیه اسلام هراسی و ایران هراسی نمی‌سازیم؟ پاسخ روشن است زیرا در شرایط فعلی نفوذ، مدیران فرهنگی ما دغدغه‌ای با این مفهوم ندارند و دنبال این مسئله نیستند که مانع چنین تأثیراتی که از غرب می‌رسد، شوند و اتفاقاً ورود آن را تسهیل هم می‌کنند.

سیدزاده گفت: به نظرم باید دنبال این باشیم که چگونه می‌شود نفوذی‌ها را از این خاک و ملک بیرون کرد تا این کشور بتواند روی خوش ببیند. اگر امروز حرکت‌های فرهنگی مثبتی صورت بگیرد به راحتی شرایط استفاده از آن در جامعه فراهم نمی‌شود و عوامل نفوذ اجازه آن را نمی‌دهند. ابتذال فراوان و این خواسته مسلم فرهنگ غرب است اما کدام یک از مردم ما دنبال این هستند که ابتذال را ترویج دهند و خوراک مسموم تناول کنند. این چیزی است که غرب می‌خواهد.

تهیه کننده «شب بخیر فرمانده» تصریح کرد: شما ببینید وقتی قرار است یک فیلم مبتذل ساخته شود چطور بودجه‌اش تأمین می‌شود، بانک‌هایی که از ثروت ملی بهره می‌برند پشت این فیلم‌ها می‌ایستند و آنها را می‌سازند و در اختیار مردم قرار می‌دهند اما وقتی قرار است یک کار ارزشی ساخته شود انگار نه انگار! دریغ از هیچ حمایتی. اصلاً هیچ گونه توجهی نمی‌شود و مسئولان هم سرشان را مانند کبک زیر برف کرده‌اند.

با ولایت مداری باید جلوی جریان نفوذ ایستاد

وی با اشاره به این که چگونه می‌توان مقابل جریان نفوذ ایستاد و تفکر انقلابی را قوت بخشید، گفت: آن چیزی که در این کشور نجات بخش ماست ولایت است و باید در راس همه امور باشد و همه مردم باید به دنبال نگاه و بصیرت ولایی باشند. باید پشت ولایت ایستاد. حضرت آقا تنها یک رهبر دینی و سیاسی نیست، بلکه یک رهبر فرهنگی و هنری است و این حوزه را به خوبی می‌شناسد اما مشکل این است که مدیران دنبال نشان دادن خودشان هستند و اینکه دین چه می‌گوید را مد نظر قرار نمی‌دهند. شاید آن را به کرات عنوان کنند اما فهم لازم برای درک ولایت را ندارند.

سیدزاده با اشاره به اهمیت و تأثیر تولید آثار داخلی و خنثی کردن تأثیرات سریال‌هایی علیه ایران اظهار کرد: به نظرم نباید به صورت کمی به موضوع نگاه کرد. اگر حتی یک اثر ساخته شود اما با بصیرت، می‌توانیم مقابل این هجمه بایستیم. مشکل اصلی امروز ما این است که کارکرد هنر برای هنر شده و هنر برای اعتقاد و باور به خدمت گرفته نمی‌شود. اگر یک فیلم در راه تقابل با غرب و تثبیت فرهنگ اسلامی‌مان ساخته شود مطمئناً می‌توانیم با همان یک اثر هم سر پا بایستیم. مردم ما فهیم هستند اما اگر خوراک فکری بد به آنها بدهیم عادت می‌کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.