شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۸

پیوند واقعه غدیر خم با قرآن از نگاه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی:

ولایت امیر مومنان بااستناد به آیات قرآن

غدير خم

در این آیه شریفه به وضوح به پیامبر اعظم(ص) اعلام شده است که اگر حکم و دستور الهی که در واقع همان معرفی جانشین پس از خود است را برای مردم بازگو نگردانی، رسالتت را انجام نداده ای. آیا در طول تاریخ اسلام واقعه ی دیگری جز غدیر خم بوده است که خداوند اینگونه اشرف مخلوقات خود را مورد خطاب قرار داده باشد؟

قدس آنلاین - وحید اکرمی: در مسیر بازگشت پیامبر گرامی اسلامی از آخرین سفر حج دوران شریف خود که به حجة الوداع نیز نامیده می شود و زمانیکه کاروان به منزلگاه غدیر خم رسید، فرشته وحی بر او نازل و آیاتی بسیار باعظمت و بااهمیت را برای ایشان قرائت نمود.

ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شده است (در مورد ولایت و جانشینی حضرت علی) اعلام کن واگر چنین نکنی، رسالت الهی را نرسانده ای و (بدان که) خداوند تو را از (شرّ) مردم (و کسانی که تحمّل شنیدن این پیام مهم را ندارند) حفظ می کند. همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمی کند. «سوره مبارکه مائده آیه ۶۷»

در این آیه شریفه به وضوح به پیامبر اعظم(ص) اعلام شده است که اگر حکم و دستور الهی که در واقع همان معرفی جانشین پس از خود است را برای مردم بازگو نگردانی، رسالتت را انجام نداده ای. آیا در طول تاریخ اسلام واقعه ی دیگری جز غدیر خم بوده است که خداوند اینگونه اشرف مخلوقات خود را مورد خطاب قرار داده باشد؟ بررسی آیات الهی در خصوص ماجرای غدیر چه موضوعی را روشن خواهد کرد و چه رابطه ای بین قرآن و غدیر وجود دارد؟

حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی، در کتابی به نام "قرآن و غدیر" سعی کرده است با بررسی نکاتی که در آیاتی که در غدیر خم بر پیامبر عظیم الشان اسلام نازل شد، اثبات کند که از نگاه این مصحف شریف، به دستور خداوند تبارک و تعالی، جانشین برحق حضرت محمد مصطفی(ص) و ولی مسلمان پس از پیامبر اکرم، علی ابن ابیطالب(ع) است. قسمتی از کتاب ارزشمند "قرآن و غدیر" را با هم مرور می کنیم.

ابلاغ ولایت، ماموریت پیامبر

"یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّـهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ" سوره مبارکه مائده، آیه ۶۷

اﻳﻦ آﻳﻪ ﺑﻪ دﻻﻳﻠﻰ ﻛﻪ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣﺪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻰ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰعلیه السلام و ﻧﺼـﺐ او ﺑﻪ وﻻﻳﺖ در ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺑﺮﮔﺸﺖ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﻛﺮم صلی الله علیه و آله و سلم از ﺳﻔﺮ ﺣﺞ در ﺳﺎل دﻫﻢ ﻫﺠﺮی اﺳﺖ. ﺟﺎﻟﺐ اﻳﻨﻜﻪ اﻳﻦ آﻳﻪ در ﻣﻴﺎن دو آﻳﻪای ﻗـﺮار ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﻛـﻪ ﻣﺮﺑـﻮط ﺑـﻪ اﻗﺎﻣﻪی ﻛﺘﺎب آﺳﻤﺎﻧﻰ اﺳﺖ و ﺷﺎﻳﺪ اﺷﺎره ﺑﻪ اﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻴﺎن رﻫﺒﺮ ﻣﻌﺼﻮم و اﻗﺎﻣﻪ ﻛﺘﺎب آﺳﻤﺎﻧﻰ، ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﺤﻜﻤﻰ ﺑﺮﻗﺮار اﺳﺖ. آری، اﻣـﺎم اﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻣـﻰﺗﻮاﻧـﺪ ﻛﺘـﺎب آﺳﻤﺎﻧﻰ را ﺑﻪ ﭘﺎ دارد و اﻳﻦ ﻛﺘﺎب ﺧﺪاﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰﺗﻮاﻧﺪ اﻣﺎم واﻗﻌﻰ را ﻣﻌﺮّﻓﻰ ﻛﻨﺪ.

*ﻫﻤﻪی ﻣﻔﺴّﺮان ﺷﻴﻌﻪ ﺑﻪ اﺗﻜﺎی رواﻳﺎت اﻫﻞ ﺑﻴﺖ علیهم السلام و نیز ﺑﻌﻀـﻰ از ﻣﻔﺴّـﺮان اﻫﻞﺳﻨﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻰ از ﻣﺼﺎدﻳﻖ، آﻳﻪ را ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻧﺼﺐ ﺣﻀـﺮت ﻋﻠـﻰعلیه السلام در ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﺑﻪ وﻻﻳﺖ و اﻣﺎﻣﺖ داﻧﺴﺘﻪاﻧﺪ. "تفاسیرکبیر فخر رازی و المنار"

* در ﺗﻤﺎم ﻗﺮآن ﺗﻨﻬﺎ در اﻳﻦ آﻳﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﻛﺮم صلی الله علیه و آله و سلم ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﺘﻤـﺎن ﭘﻴـﺎم، ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺷﺪه ﻛﻪ اﮔﺮ ﻧﮕﻮﻳﻰ، ﺗﻤﺎم آﻧﭽـﻪ را ﻛـﻪ در ٢٣ ﺳـﺎل رﺳـﺎﻟﺖ ﮔﻔﺘـﻪای ﻫـﺪر ﻣﻰرود. ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ دﻳﺪ ﭼﻪ ﭘﻴﺎم ﻣﻬﻤﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎن ﻣﻰﺷﻮد؟

ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﻛﺮم صلی الله علیه و آله و سلم ﺑﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰعلیه السلامﻓﺮﻣﻮد: «ﻟﻮ ﻟﻢُأبلغ ﻣﺎ اﻣﺮتُﺑﻪ ﻣِـﻦ وﻻﻳﺘـﻚ ﻟﺤﺒﻂ ﻋﻤﻠﻰ «اﮔﺮ آﻧﭽﻪ درﺑﺎره وﻻﻳﺖ ﺗﻮ اﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻧﺮﺳﺎﻧﻢ ﺗﻤﺎم اﻋﻤﺎل ﻣﻦ ﻣﺤﻮ ﻣﻰﺷﻮد. "تفسیر نورالثقلین، امالی صدوق، ص ۴۰۰"

* در اﻳﻦ آﻳﻪ، ﭼﻨﺪ ﻧﻜﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻬﺖﮔﻴﺮی ﻣﺤﺘﻮاﻳﻰ آن را روﺷﻦ ﻣﻰﻛﻨﺪ:

.١ﺳﻮره ی ﻣﺎﺋﺪه، در اواﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﺷﺮﻳﻒ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﺳﻼم ﻧﺎزل ﺷﺪه اﺳﺖ.

.٢ در اﻳﻦ آﻳﻪ، ﺑﺠﺎی «ﻳﺎأﻳهااﻟﻨّﺒﻰ»، ﺗﻌﺒﻴﺮ «ﻳـأَﻳﻬَـﺎاﻟﺮﱠﺳُـﻮلُ» آﻣـﺪه اﺳـﺖ، ﻛـﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪی ﻳﻚ رﺳﺎﻟﺖ ﻣﻬﻢ اﺳﺖ.

٣. ﺑﻪ ﺟﺎی ﻓﺮﻣﺎن «أﺑﻠﻎ»، ﻓﺮﻣﺎن «ﺑَﻠﱢﻎْ» آﻣﺪه ﻛﻪ ﻧﺸـﺎﻧﻪی اﺑـﻼغ ﻗﻄﻌـﻰ ورﺳـﻤﻰ وﻣﻬﻢ اﺳﺖ.

٤. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﺮﺳﺎﻧﺪن ﻳﻚ ﭘﻴﺎم ﻣﻬﻢ ﺗﻬﺪﻳـﺪ ﺷـﺪه ﻛـﻪ اﮔـﺮ ﻧﮕﻮﻳـﺪ، ﻫﻤـﻪی زﺣﻤﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﻫﺪر ﻣﻰرود.

٥. رﺳﻮل ﺧﺪا صلی الله علیه و آله و سلم از ﻋﻮاﻗﺐ ﻛﺎری ﻫﺮاس دارد ﻛﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ او را دﻟﺪاری ﻣﻰدﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ را از ﺷﺮ ﻣﺮدم ﻧﮕﻪ ﻣﻰدارﻳﻢ.

٦. ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ، از ﺟﺎن ﺧﻮد ﻧﻤﻰﺗﺮﺳﺪ. زﻳﺮا در روزﮔﺎر ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑـﺖﭘﺮﺳـﺘﺎن ﻣﺒـﺎرزه ﻣﻰﻛﺮد و در ﺟﻨـﮓﻫـﺎﻳﻰ ﻛـﻪ ﺑـﺎ ﻣﺸـﺮﻛﺎن درﮔﻴـﺮی ﻧﻈـﺎﻣﻰ داﺷـﺖ، از ﺧﻄﺮﻫـﺎ ﻧﻤﻰﺗﺮﺳﻴﺪ. (در ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺳﻨﮕﺒﺎران ﻣﻰﺷﺪ، و ﻳﺎراﻧﺶ ﺷﻜﻨﺠﻪ ﻣـﻰﺷـﺪﻧﺪ، ﺣـﺎﻻ در اواﺧﺮ ﻋﻤﺮ و در ﻣﻴﺎن اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﻳﺎر ﺑﺘﺮﺳﺪ!؟)

 ٧. در آﻳﻪ، ﭘﻴﺎﻣﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ اﻫﻤﻴﺖ، ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﭘﻴﺎمهای دوران ﻧﺒﻮّت و رﺳﺎﻟﺖ، ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ اﮔﺮ اﻳﻦ ﭘﻴﺎم ﺑﻪ ﻣﺮدم ﻧﺮﺳﺪ، ﮔﻮﻳﺎ ﻫﻤﻪی ﭘﻴﺎمﻫﺎ ﻣﺤﻮ ﻣﻰﺷﻮد.

 ٨. ﻣﺤﺘﻮای ﭘﻴﺎم، ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺴﺄﻟﻪای اﺳﺎﺳﻰ ﺑﺎﺷﺪ، وﮔﺮﻧﻪ در ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﺰﺋﻰ و ﻓﺮدی، اﻳـﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪ و دﻟﺪاری ﻻزم ﻧﻴﺴﺖ.

٩. ﭘﻴﺎم آﻳﻪ، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺗﻮحید و ﻧﺒﻮّت و ﻣﻌﺎد ﻧﻴﺴﺖ، ﭼﻮن اﻳـﻦ اﺻـﻮل، در روزﻫـﺎی اوّل ﺑﻌﺜﺖ در ﻣﻜّﻪ ﺑﻴﺎن ﺷﺪه و ﻧﻴﺎزی ﺑﻪ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻔﺎرش در اواﺧﺮ ﻋﻤﺮ آن ﺣﻀﺮت ﻧﺪارد.

١٠. ﭘﻴﺎم آﻳﻪ، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻧﻤﺎز، روزه، ﺣﺞ، زﻛﺎت، ﺧﻤﺲ وﺟﻬﺎد ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ، ﭼﻮن اﻳﻨﻬﺎ در ﻃﻮل ٢٣ ﺳﺎل دﻋﻮت ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﻴﺎن ﺷﺪه و ﻣﺮدم ﻧﻴﺰ ﺑﻪ آن ﻋﻤﻞ ﻛﺮده اﻧﺪ و ﻫﺮاﺳﻰ در ﻛﺎر ﻧﺒﻮده اﺳﺖ.

ﭘﺲ، ﻣﺤﺘﻮای اﻳﻦ ﭘﻴﺎم ﻣﻬﻢ ﻛﻪ در اواﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﺷﺮﻳﻒ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮصلی الله علیه و آله و سلمﻧﺎزل ﺷﺪه ﭼﻴﺴﺖ؟ رواﻳﺎت ﺑﺴﻴﺎری از ﺷیعه و ﺳﻨّﻰ، ﻣﺎ را از ﺗﺤﻴﺮ ﻧﺠﺎت داده و راه را ﻧﺸـﺎن ﻣـﻰدﻫـﺪ. رواﻳﺎت ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: آﻳـﻪ ﻣﺮﺑـﻮط ﺑـﻪ ﻫﺠـﺪﻫﻢ ذﻳﺤﺠـﻪ ﺳـﺎل دﻫـﻢﻫﺠـﺮی در ﺳـﻔﺮ ﺣﺠﺔاﻟﻮداع ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ اﺳﻼم اﺳﺖ، ﻛﻪ آن ﺣﻀـﺮت در ﺑﺎزﮔﺸـﺖ ﺑـﻪ ﺳـﻮی ﻣﺪﻳﻨـﻪ، در ﻣﻜﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﻧﺎم «ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ» ﺑﻪ اﻣﺮ اﻟﻬﻰ ﻓﺮﻣﺎن ﺗﻮﻗّﻒ داد و ﻫﻤﻪ در اﻳﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ. ﻣﻜﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﻫﻢ آب و درﺧﺖ داﺷﺖ و در ﮔﺮﻣﺎی ﺣﺠـﺎز، ﻛﺎرﺳـﺎز ﺑـﻮد و ﻫـﻢ ﻣﺤﻞّ ﺟﺪاﺷﺪن ﻛﺎروانﻫﺎی زاﺋﺮان ﻣﻜّﻪ ﺑﻮد و اﻫﻞ ﻳﻤﻦ، ﻋﺮاق، ﺷﺎم، ﻣﺪﻳﻨﻪ و ﺣﺒﺸﻪ از ﻫﻢ ﺟﺪا ﻣﻰﺷﺪﻧﺪ.

در آﻧﺠﺎ، ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪا در ﻣﻴﺎن اﻧﺒﻮه ﻳﺎران، ﺑﺮ ﻓﺮاز ﻣﻨﺒﺮی از ﺟﻬﺎز ﺷﺘﺮان ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ و ﺧﻄﺒﻪای ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺧﻮاﻧﺪ. اﺑﺘﺪای ﺧﻄﺒﻪ، ﺗﻮﺣید و ﻧﺒﻮّت و ﻣﻌﺎد ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﺎزﮔﻰ ﻧﺪاﺷـﺖ. ﺳﺨﻦ ﺗﺎزه ای ﻛﻪ ﺑﻮد اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ، ﺧﺒﺮ از رﺣﻠﺖ ﺧﻮد داد و ﻧﻈﺮ ﻣﺴـﻠﻤﺎﻧﺎن را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻮﻳﺎ ﺷﺪ. ﻫﻤﻪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻛﺮاﻣﺖ و ﻋﻈﻤﺖ و ﺧـﺪﻣﺖ و رﺳـﺎﻟﺖ او در ﺣﺪ اﻋﻼ اﻗﺮار ﻛﺮدﻧﺪ. وﻗﺘﻰ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺻﺪاﻳﺶ ﺑﻪ ﻫﻤﻪی ﻣﺮدم، در ﭼﻬﺎر ﻃﺮف ﻣﻰرﺳﺪ، ﭘﻴﺎم ﻣﻬﻢ ﺧﻮد را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آﻳﻨﺪه ﺑﻴﺎن ﻛﺮد. و ﻓﺮﻣﻮد : «ﻣَﻦ ﻛﻨﺖُ ﻣﻮﻻه ﻓﻬﺬا ﻓﻌﻠﻰّ ﻣﻮﻻه» ﻫﺮ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﻮﻻی اویم، ﻋﻠﻰّ ﻣﻮﻻی اوﺳﺖ و ﺑﺪﻳﻦ وﺳـﻴﻠﻪ ﺟﺎﻧﺸـﻴﻨﻰ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰعلیه السلام را ﺑﺮای ﭘﺲ از ﺧﻮد ﺑﻪ ﺻﺮاﺣﺖ اﻋﻼم داﺷﺖ.

اﻣّﺎ ﭘﺲ از وﻓﺎﺗﺶ، وﻗﺘﻰ ﺣﻀﺮت زﻫﺮا ﻋﻠﻴﻬﺎ اﻟﺴﻼم ﺑﻪ در ﺧﺎﻧﻪﻫﺎی ﻣﺮدم ﻣﻰرﻓﺖ و ﻣﻰﮔﻔﺖ: ﻣﮕﺮ ﻧﺒﻮدﻳﺪ و ﻧﺸﻨﻴﺪﻳﺪ ﻛﻪ رﺳﻮل ﺧﺪا در ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ ﭼﻪ ﻓﺮﻣﻮد؟ ﻣﻰﮔﻔﺘﻨـﺪ: ﻣﺎ در ﻏﺪﻳﺮ ﺧﻢ، در ﻓﺎﺻﻠﻪ دوری ﺑﻮدﻳﻢ و ﺻﺪای ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ را ﻧﻤﻰﺷﻨﻴﺪﻳﻢ!! اﻟﻠّﻪ اﻛﺒـﺮ از ﻛﺘﻤﺎن، از ﺗﺮس، از ﺑﻰوﻓﺎﻳﻰ و از دروغ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻪ دﺧﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺧﺪا.

آری، ﻣﺮدم ﺑﺎ دو ﺷﺎﻫﺪ، ﺣﻖّ ﺧﻮد را ﻣﻰﮔﻴﺮﻧﺪ، وﻟﻰ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰعلیه السلام ﺑﺎ وﺟﻮد دهﻫـﺎ ﻫﺰار ﺷﺎﻫﺪ، ﻧﺘﻮاﻧﺴﺖ ﺣﻖّ ﺧﻮد را ﺑﮕﻴﺮد. اﻣﺎن از ﺣﺐّ دﻧﻴﺎ، ﺣﺴﺎدت و ﻛﻴﻨﻪﻫﺎی ﺑﺪر و ﺧﻴﺒﺮ و ﺣﻨﻴﻦ ﻛﻪ ﻧﺴﺒﺖﺑﻪ ﺣﻀﺮت ﻋﻠﻰّعلیه السلام در دل داﺷﺘﻨﺪ.

* اﻣﺎم ﺑﺎﻗﺮعلیه السلامﻓﺮﻣﻮدﻧﺪ: «ﺑُﻨﻰ اﻻﺳﻼم ﻋﻠﻰ ﺧﻤﺲ ﻋﻠﻰ اﻟﺼﻼة و اﻟﺰّﻛﺎة و اﻟﺼـﻮم

واﻟﺤﺞ و اﻟﻮﻻﻳﺔ و ﻟﻢ ﻳﻨﺎد ﺑﺸﻰء ﻛﻤﺎ ﻧﻮدی ﺑﺎﻟﻮﻻیة ﻓﺎﺧـﺬ اﻟﻨّـﺎس ﺑﺎرﺑـﺎع و ﺗﺮﻛـﻮا ﻫﺬه» اﺳﻼم ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﭼﻴﺰ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ: ﺑﺮ ﻧﻤﺎز، زﻛﺎت، روزه، زﻛﺎت و وﻻﻳﺖ اﻫﻞﺑﻴﺖ

و ﭼﻴﺰی ﺑﻪ اﻧﺪازه ی وﻻیت مورد ﺗﻮﺟّﻪ ﻧﺒﻮد، اﻣّﺎ ﻣـﺮدم ﭼﻬﺎرﺗـﺎی آن را ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨـﺪ و وﻻﻳﺖ را ﺗﺮک  ﻛﺮدﻧﺪ! "کافی جلد ۲، ص ۱۸"

اﻣﺎم رﺿﺎعلیه السلام ﻓﺮﻣﻮد: ﺑﻌﺪ از ﻧﺰول اﻳﻦ آﻳﻪ ﻛﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺿﺎﻣﻦ ﺣﻔﻆ رﺳﻮل اﻛـﺮم صلی الله علیه و آله و سلم ﺷﺪ، «وَاللَّـهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻫﺮ ﻧﻮع ﺗﻘﻴﻪ را از ﺧﻮد دور ﻛﺮد. "تفسیر نورالثقلین، عیون اخبار رضا، جلد ۲، ص ۱۳۰"

از اﻳﻦ آﻳﻪ ﻧﮑﺎت ﺑﺴﻴﺎری ﺑﺮداﺷﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ، از ﺟﻤﻠﻪ:

۱ - اﻧﺘﺨﺎب رﻫﺒﺮ اﺳﻼﻣﻰ (اﻣﺎم ﻣﻌﺼﻮم) ﺑﺎﻳﺪ از ﺳﻮی ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ. «بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ»

٢- ﮔﺎﻫﻰ اﺑﻼغ ﭘﻴﺎم اﻟﻬﻰ ﺑﺎﻳﺪ در ﺣﻀﻮر ﻣﺮدم و در ﻣﺮاﺳﻢ ﻋﻤﻮﻣﻰ و ﺑﺎ ﺑﻴﻌﺖﮔﺮﻓﺘﻦ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ، اﺑﻼغ وﻻﻳﺖ ﺑﺎ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﺎﻓﻰ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻋﻤﻞ ﻫﻤﺮاه باشد. «وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ» ﺑﻪ ﺟﺎی «ان ﻟﻢ ﺗﺒﻠﻎ»

 ٣- اﺣﻜﺎم و ﭘﻴﺎمﻫﺎی اﻟﻬﻰ، ﻫﻤﻪ در ﻳﻚ ﺳﻄﺢ ﻧﻴﺴﺖ. ﮔﺎﻫﻰ ﻛﺘﻤﺎن ﻳﻚ ﺣﻘﻴﻘﺖ، ﺑﺎ ﻛﺘﻤﺎن تمام حقایق برابر است. «وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»

٤ - اﮔﺮ رﻫﺒﺮی ﺻﺤﻴﺢ نباشد، ﻣﻜﺘﺐ ﻧﺎﺑﻮد و اﻣّـﺖ ﮔﻤـﺮاه ﻣـﻰﺷـﻮد. «فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»

٥ - اﻣﺎﻣﺖ و ﺣﻜﻮﻣﺖ رکن اصلی اسلام است. «وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ»  

٦ - اﻧﻜﺎر وﻻﻳﺖ، ﻧﻮﻋﻰ ﻛﻔﺮ اﺳﺖ. «إِنَّ اللَّـهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ»

٧- ﻋﻨﺼﺮ زﻣﺎن و ﻣﻜﺎن، دو اﺻﻞ ﻣﻬﻢ در ﺗﺒﻠﻴﻎ اﺳﺖ. (ﺑﺎﺗﻮﺟّﻪ ﺑﻪ اﻳنکه اﻳﻦ آﻳﻪ در ﻫﺠﺪﻫﻢ ذی اﻟﺤﺠّﻪ و در ﻣﺤﻞ ﺟﺪا ﺷﺪن ﻛﺎروانﻫﺎی ﺣﺞ ﻧﺎزل ﺷﺪ)

انتهای پیام/

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.