چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۳:۱۷

میراث نیاکان

هوم، نوشداروی اساطیری ایران‌زمین

حسن احمدی‌فرد/روزنامه‌نگار و پژوهشگر

احمدی فرد - کراپ‌شده

«مِرتَ» ریشه‌ای است که واژه «مرگ» از آن ساخته شده است. این واژه با پیشوند منفی‌ساز «اَ» بی‌مرگی معنا می‌دهد؛ پس مرداد(اَمرداد) یعنی بی‌مرگی و جاودانگی. امرداد نام ششمین امشاسپند هم هست. امشاسپند امرداد، سرور گیاهان است. او گیاهان را می‌رویاند و رمه گوسفندان را بیفزاید؛ و اوست که می‌کوشد تا گیاهان پژمرده نشوند...

قدس آنلاین: «مِرتَ» ریشه‌ای است که واژه «مرگ» از آن ساخته شده است. این واژه با پیشوند منفی‌ساز «اَ» بی‌مرگی معنا می‌دهد؛ پس مرداد(اَمرداد) یعنی بی‌مرگی و جاودانگی. امرداد نام ششمین امشاسپند هم هست. امشاسپند امرداد، سرور گیاهان است. او گیاهان را می‌رویاند و رمه گوسفندان را بیفزاید؛ و اوست که می‌کوشد تا گیاهان پژمرده نشوند...

مردادماه، ماه بی‌مرگی است و از این رو پذیرفتنی است که جشن نوشیدن شربت اساطیری بی‌مرگی در این ماه برگزار شود. جشن «می‌خواره» جشنی باستانی است که هجدهم مرداد ماه(رشنروز از امردادماه) برگزار می‌شده است. به گواه ابوریحان بیرونی در کتاب گران‌سنگ آثار الباقیه‌عن‌القرون‌الخالیه، در این جشن کهن، «عصیر ناب» نوشیده می‌شده و این عصیر ناب، یادآور شربتی است که قدمتی به درازای تاریخ ایران‌زمین دارد.

بسیار پیشتر از آنکه آیین زرتشتی در ایران‌باستان رواج پیدا کند، آیین‌های «دیو یَسنا» بر این سرزمین، حاکمیت داشت. در این آیین‌ها دیوها مظاهر قدرت خداوند در عرصه عالم بودند. بعدها با ظهور آیین زرتشت، دیوها و دیگر مظاهر آیین‌های دیو یسنایی، معنا و جلوه‌ای دیگرگونه پیدا کردند. آن‌ها که تا پیش از این، مظهر حاکمیت خداوند در جهان بودند، به گونه‌ای دیگر معنا شدند و جلوه‌ای از آفرینش‌های اهریمنی پیدا کردند. پادشاهان سرزمین‌هایی که هنوز بر آیین کهن بودند(کاویان) و نیز پیشوایان دینی آن‌ها(کَرَپان‌ها) دشمنان آیین نو معرفی شدند و گسستی تاریخی در جامعه ایرانی رخ داد. با این وجود اما بسیاری از آن آیین‌ها و باورهای کهن، با حفظ اصل و اساس و تغییر در شکل و شیوه، به آیین نو، راه یافتند. یکی از آن آیین‌ها، آیین نوشیدن شربتی بود که دستور فراهم ساختن آن تنها در اختیار کرپان‌ها بود و قدرتی ویژه و رازآلود به آن‌ها می‌داد تا آنجا که از کرپان‌ها به عنوان جادوگران روزگار باستان یاد می‌شود. این شربت که در مناسک آیینی(از جمله در جشن می‌خواره) به مصرف می‌رسید از گیاهی به نام «هوم» ساخته می‌شد. در آیین‌های دیو یسنایی، نوشیدن این شربت، مبنایی برای کشف و شهود و گذر از عالم پیرامون و ورود به جهان مرگ و بازگشت از آن باشد. جالب آنکه در خراسان‌زمین در امروزه ‌روز هم اصطلاحی که درباره مسکرات، استفاده می‌شود «مرگابه» است که احتمالاً بی‌ارتباط با کاردهای باستانی هوم نیست.

در باورهای کهن، این شربت می‌توانست انسان را جاودانه یا «انوشه» کند. واژه «نوشدارو» (حتی اصلاحات نوش باد، نوش‌خواره‌گی، نوش جان و...) هم برگرفته از همین انوشگی و بی‌مرگی دارد.

در شاهنامه، رستم، آنگاه که پهلوی فرزندش سهراب را می‌درد، برای نجات او از مرگ، از کی‌کاووس طلب نوشدارو می‌کند؛ نوشدارویی که البته با تعلل کی‌کاووس پس از مرگ سهراب می‌رسد:

از آن نوشدارو که در گنج تست

کجا خستگان را کند تن‌درست

به نزدیک من با یکی جام می

سزد گر فرستی هم‌اکنون به پی...

بعدها در روزگار زرتشت، مصرف این نوشیدنی که عاملی مهم برای تداوم باورمندی به آیین کهن بود، نکوهیده شد؛ اما در گذر زمان، همین آیین نکوهیده، در شمار مناسک دین نو درآمد؛ اگرچه به نظر می‌رسد دستور ساخت شربت اساطیری هوم، صرفاً در نزد کَرَپان‌ها باقی ماند(یا باقی مانده است).

آنچه امروزه به عنوان شربت هوم در مناسبت‌های آیین زرتشتی نوشیده می‌شود، صرفاً عصاره گیاه هوم است و کارکردهای سکرآور اساطیری را ندارد.

هوم، گیاهی است با ساقه‌های بلند علفی و میوه‌های ریز سرخ‌رنگ. این گیاه در بیشتر کوهپایه‌های ایران‌زمین می‌روید و محلی‌ها از عصاره آن برای ضدعفونی کردن مَشک استفاده می‌کنند.

در اطراف مشهد هم به‌ویژه در ارتفاعات دیزدر، بوته‌های فراوان گیاه هوم(دقیق‌تر زیرگونه «هومَک») وجود دارد؛ آن هم بر فراز منطقه‌ای وسیع که سنگ‌نگاره‌های چند هزارساله بر سنگ‌های آن نقش شده‌اند؛ در کنار ویرانه‌های بنایی باستانی به نام «قلعه گبرها» که حالا به لطف نهادهای مسئول، روی آن، یک دکل بلند مخابراتی بنا شده است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.