جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹ - ۲۲:۴۸

نذر ارباب

تاخت سمت آفتاب

حُرّ

پیش قراول، حُرّ شد... کوفی، وفا کرد... فرمانده، سرباز شد... نور تابید... سپاه و تیغ و شمشیر و ابن زیاد و اسارتِ نهر کجا بود؟... خبر این است حُرّ، حُرّ شد.

قدس آنلاین - رقیه توسلی: کاش فُرات زبان بگشاید به فرود آمدن ۴ هزار مرد جنگی. اسبانی که نعلِ تازه خورده اند. شِمر و امان نامه هایش را بگوید. از کربی که به مَشک ها بیرحم است. کاش علقمه، حَرمله را بگوید. از حُرّ که دل باخت. از وَهب که مسلمان شد. نماز ظهر عاشورا را بگوید و امامی که از او عاشقتر، هم اوست. آیه اهدناالصراط المستقیم را پیش بکشد و فرزند یزید ریاحی، جنگاوری که وارونه کرد سپرش را. کاش فرات، توبه را بگوید و رجزخوانی را. از قلب شُسته ی مبارز بگوید. از حُرّی که حُرّ شد.

کاش فُرات دردودل کند. از سرلشکری بگوید که کلاهخود برداشت و تاخت سمت آفتاب... شد آزاده ی دشت نینوا... نامه نداده ای که ایستاد پای توبه نامه اش.. امیری را رها کرد... یال و کوپال و اسم و رسم را... میانه تَف صحرا، رَدّ عشق را گرفت... حُر شد... توبه جانانه کرد... خونباز گشت... از آن یارانِ یار... ماموری شد که دیگر معذور نیست... و دلش را آورد به خیمه گاه خیر.

السلام علیک وارسته ی کربلا !

السلام علیک حضرت حُرّ بن حُرّ !

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.