یکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۰

دلنوشته ای برای مرحوم پورحسین

خیاط عاشق

*سید حبیب قاآنی

پور حسین

خبرنگاری ازاین حیث که صدماتی به جسم و روح نویسندگان و خبرنگاران در طول سالها فعالیت وارد می سازد جزو مشاغل سخت و زیان آور جامعه قرار گرفته تا شاغلین این حوزه پس از گذشت بیست سال بتوانند بازنشسته شوند.
این را گفتم که درباره مرحوم حسین پورحسین قاعده ای عکس این قانون اهالی مطبوعات را یادآوری کنم، مردی که از سال 43 وارد عرصه نویسندگی حرفه ای در حوزه سینما کشور شد و کار خیاطی اش را در تهران رها کرد و به دوخت و دوز عشق و علاقه اش به عالم مطبوعات وسینما پرداخت ،بطوریکه تا همین چند روز قبل همچنان با یک قلم وچند برگه پیش نویس خبردر جیب بغل کتش مشغول عاشقی بود و چیزی به اسم بازنشستگی برایش اصلا معنا نداشت.
همیشه برایم این همه انرژی وانگیزه کاررسانه ایی غبطه آوربود  وآرزویم این بود که مثل او در این عرصه تا لحظه آخر باقی بمانم. مطمئنم این قانون نانوشته که می گویند کسانی که وارد کار مطبوعاتی می شوند یا دیوانه اند یا عاشق! برای آن مرحوم فقط گزینه عشق است عشق. 
در سوابق مرحوم پورحسین از فعالیت در مجله"فیلم وهنر" و"ستاره سینما" در پیش  از انقلاب تا همکاری با صفحه هنر "روزنامه اطلاعات" بعد از انقلاب دیده می شود، اینها رو که می نویسم حاصل گپ و گفت هایی دوستانه ای است که طی سفر به تهران در اوایل دهه هشتاد برای حضور در جشنواره فیلم فجر در واگن قطار برایمان تعریف میکرد،آنهم با جزئیات و مشخصات کامل یک رویداد که گوش هر شنونده ایی رو نوازش می داد و خودش وسط کلام برای حرفها و خاطراتش تیتر سازی هم میکرد و انگار داشت همه آن خاطرات را در صفحه ذهن ماهمسفرانش  چاپ میکرد مثل همین کوچ همیشگی اش که ثبت کرد و رفت.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.