دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۹ - ۱۳:۴۱

پهلوانی نمی میرد ...

خیابان

جامعه/ اعظم طیرانی «وقت مبارکی نیست پهلوان که به مبارک دمی سر در لاک خود فرو ببری، روزگار، روزگار کنار ایستادن و تماشا کردن نیست!» این بخشی از دیالوگ ماندگار سریال «پهلوانان نمی‌میرند» است که چندی پیش برای چندمین بار از تلویزیون پخش شد.

عبارتی که بیانگر مجموعهای از باورها، اعتقادات، رفتارها، سنتها و آیینهایی است که چرخ روزگار موجب شده، بسیاری از آنها تنها از میان داستانها و حکایتهای کهن و قدیمی شنیده شود.

در سال‌های دور فتوت، جوانمردی و پهلوانی جایگاهی ویژه در آداب و رسوم و زندگی اجتماعی و ادبیات این مرز و بوم داشته است. اما همین فتوت و جوانمردی هم به سرنوشت بسیاری از سنت‌ها و آیین‌های زندگی ایرانی دچار شده است و رنگ و بویی از آن مشاهده نمی‌شود!

روزگاری در شهرها لوطیها بودند و پهلوانان و جوانمردان و تا چند دهه پیش هم جوانان و رادمردانی که برای دفاع از هویت و ناموس ایرانی در برابر هجوم بیگانه سینه سپر کردند و مرام و لوطیگری واقعی را به نمایش گذاشتند. اما امروزه انگار «فتوت، جوانمردی و پهلوانی» در هیاهوی زندگی شهری رخت فراموشی بر تن کرده و کمتر اثری از آن در شهر و دیار ما مشاهده میشود.

به راستی چه شده است که منش و رفتار جوانمردی و پهلوانی دیگر آنگونه که باید در جامعه مشاهده نمیشود؟ چرا لوطیها کمیاب شدهاند؟ آدمهایی که جلو سارقان، زورگوها و مزاحمان نوامیس آنها بایستند. برای احیا و یا بازتولید فرهنگ لوطیگری و جوانمردی چه باید کرد؟

چرا امکان عملیاتی شدن فرهنگ پهلوانی و لوطیگری قدیم وجود ندارد؟

اصغر مهاجری، پژوهشگر اجتماعی و استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش میگوید: شکی در این نیست که جامعه نیازمند روحیه و فرهنگ جوانمردی است، زیرا هرچه جامعه دارای ارزشهای اخلاقی بیشتر و نظام هنجاری پهلوانی، گذشت و ایثار باشد، آن جامعه دارای سپهر روانی و وجدان جمعی کاملتری خواهد بود که لبریز از اخلاق است. اما نکته مهمتر این است که اگر ما به دنبال فرهنگ پهلوانی و ایثار به شکلهایی که مستندات و الگوهای آن را در تاریخ جامعه خودمان داریم، بگردیم اشتباه است؛ چرا که آن فرهنگ با آن ویژگیها و با آن نظام هنجاری مربوط به جامعهای است که مناسبات، ارتباطات و روابط آن از جنس سنتی بوده، اما اکنون که ساختار جامعه مدنی و شهری است، امکان عملیاتی شدن فرهنگ پهلوانی و لوطیگری آن دوران وجود ندارد زیرا هویت و مناسبات محلهای جامعه تغییر کرده است و سبک زندگی و نوع همسایگیهای امروز امکان اعمال شدن آن فرهنگ را ندارد و به عبارت دیگر اکنون گروههای مرجع ما، گروههای مرجع پهلوانی نیست و در گذر زمان متفاوت شده است.

عشق رمانتیک در سبک زندگی جدید

به گفته دکتر مهاجری، اکنون بسیاری از گروههای مرجعی که در نظام گذشته جامعه ما تجربههای موفقی داشتهاند، وجود ندارند و یا امکان مرجعیت آنها در سبک زندگی امروز جامعه ما فراهم نیست و نمیتوانند الگوهای رفتاری را بر ذائقه پیروان خود بنشانند و آن روحیه تکثیر و بازتولید شود. بنابراین ضرورت دارد گروههای مرجع جدید، فرهنگ پهلوانی و لوطیگری گذشته را متناسب با سبک زندگی افراد و شرایط روز جامعه بازتولید کنند.

وی ادامه میدهد: در فرایند توسعه جامعه و سبک زندگی جدید عشقهای ایثاری که نوعی عشق یکطرفه و بدون هیچ چشمداشتی بوده، جای خود را به عشق رمانتیک که در واقع عشقی دوطرفه است، داده. در گذشته پهلوانان ایثار میکردند و عدهای یکطرفه بهرهمند میشدند، اما امروزه باید بپذیریم به همان نسبت که سبک زندگیها تغییر کرده نیازمند الگوها و گروههای مرجع جدید هستیم و باید توجه داشته باشیم در سبک زندگی جدید قادر به تولید و بازتولید عشق ایثاری و یکطرفه نیستیم و اگر بخواهیم این میراث فرهنگی ارزشمندمان را در قالب گروههای مرجع امروزی و الگوهای رفتاری آنها بازتولید کنیم، باید درزمینه بازتولید آن توانایی تولید داشته باشیم. زیرا در شرایط امروز قادر به بازتولید برخی از الگوهای فرهنگی گذشته نیستیم، چرا که از فرهنگ تولید فاصله گرفته و به سمت مصرفگرایی هدایت شدهایم.

پهلوان، کارآفرین است

این پژوهشگر اجتماعی میافزاید: براساس مطالعات انجام شده در شرایط امروز جامعه از بین گروههای مرجع فرهنگی، مدنی، مذهبی و اقتصادی؛ گروههای مرجع اقتصادی و مدنی گروههایی هستند که قادر به تولید و بازتولید برخی از ارزشهای میراث گذشته بوده و توانستهاند در مقایسه با سایر گروههای مرجع، تأثیرگذارتر عمل کنند. البته شیوه رفتاری این گروههای مرجع در جامعه امروز تفاوتهایی با شیوه رفتار فرهنگ پهلوانی در جامعه سنتی قدیم دارد و باید بپذیریم شرایط امروز جامعه متمایز از شرایط روزگاری است که پهلوانان و عیاران ما سینه سپر میکردند. بنابراین امروزه ما نیازمند آن سبک پهلوانی نیستیم و در واقع در جامعه اکنون، پهلوان کسی است که در قالب یک گروه مرجع اقتصادی بتواند کارآفرینی کند و بستر مناسبی را برای اشتغال سالم افراد جامعه با ایجاد کارگاه، کارخانه، مزرعه و... فراهم سازد.

به اعتقاد دکتر مهاجری، امروزه راه نجات جامعه در اختیار فرهنگ پهلوانی نیست و این فرهنگ نوعی مسکن است که درمان کننده نیست. بنابراین باید بسترهای تولید و اشتغال فراهم شود تا افراد جامعه بتوانند در سایه ثروت افراد توانمند و با انصاف جامعه با کار و تلاش، رشد و ارتقا پیدا کنند و اگر بخواهیم همان سبک رفتاری فرهنگ پهلوانی قدیم را در جامعه امروز پیاده کنیم، افراد جامعه به افرادی وابسته تبدیل خواهند شد که تمایلی به تلاش و فعالیت نخواهند داشت. بنابراین باید بتوانیم افراد را مستعد کار و تلاش کنیم تا استعدادهای بالقوه آنها به فعلیت برسد و بتوانند در سایه کار، تلاش، عزت نفس و مناعت طبع، نیازهای خود را تأمین کنند.

دولتهای رفاه موظفند بستر کار کردن را فراهم کنند

این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه دولتهای رفاه موظف هستند بستر کار و بر بازوی خود تکیه کردن را فراهم کنند، میگوید: در برخی موقعیتهای فورس ماژور نظیر حوادث غیرمترقبه و بحران کرونا گروهی از افراد جامعه نیازمند کمکهای مؤمنانه میشوند که مورد تأکید مقام معظم رهبری است و باید به عنوان یک مسکن موقت در شرایطی مشابه شرایط فعلی که برخی از افراد جامعه بیکار شدهاند انجام شود تا تابآوری قشر آسیبدیده جامعه حفظ شود، اما اگر بخواهیم این سبک رفتار را به همه موقعیتهای جامعه تعمیم دهیم در واقع به استعداد و ظرفیت افراد خیانت کرده و با اجرای عدالت اجتماعی که بهرهمندی یکسان همه افراد جامعه از منابع ثروت است، مقابله میکنیم.

بسترهایی فراهم سازیم که افراد، بینیاز از کمک دیگران باشند

دکتر مهاجری با اشاره به اینکه برخی گروههای اقتصادی قادر هستند یک منطقه را ثروتمند کرده و در آن منطقه بسترهایی فراهم سازند که افراد، بینیاز به کمک دیگران باشند و به افرادی تولیدکننده و یا حتی صادرکننده تبدیل شوند، میگوید: در سالهای اخیر یک گروه اقتصادی به صورت پایلوت در شهر ایذه فعالیت خود را شروع کرده و اکنون به مرحلهای رسیده که نه تنها در این شهر، فرد بیکاری وجود ندارد، بلکه افراد از شهرستانهای اطراف نیز برای کار به ایذه میآیند. بنابراین ضرورت دارد دانشگاهیان ما، سکانداران فرهنگی و مسئولان برنامهریز اقتصادی کشور در مسیر فراهم ساختن بستر اشتغال سالم و بالفعل کردن استعدادهای افراد جامعه حرکت کنند تا هر فردی بتواند متناسب با استعداد خود رشد کند و نیازمند دیگران نباشد. چرا که خداوند به تعداد انسانهای روی زمین استعداد و فرصت آفریده است که اگر بستر بروز و ظهور استعداد افراد فراهم شود و استعدادهای بالقوه آنها به فعلیت برسد هیچ یک از افراد جامعه حتی افراد دارای معلولیت، نیازمند کمک و حمایت دیگران نخواهند بود. تولیدکنندگان فرهنگی جامعه باید بکوشند فرهنگ پهلوانی و ایثارگری قدیم را بهروز کرده و اگر در جایی با محدودیت مواجه شدند، دولتهای رفاه با اجرای سیاستهای مناسب و با ایفای نقش، این محدودیتها را برطرف سازند.

ایجاد انگیزه

به گفته وی با توجه به شرایط امروز جامعه که سبک زندگیها تغییر کرده و نوع حمایتها از قدیم متمایز شده است، ما نباید با حمایتهای نادرست، افراد جامعه را وابسته کرده و انتظار داشته باشیم عدالت اجتماعی در جامعه برقرار باشد. امروز باید بکوشیم عشق ایثاری و یکطرفه که در فرهنگ پهلوانی قدیم بوده، در فرهنگ پهلوانی جدید جای خود را به عشق رمانتیک و دوطرفه بدهد و پهلوانان امروز با ایجاد بستر مناسب برای کار و فعالیت اقتصادی، شرایط اشتغال افراد را فراهم کنند تا آنها بتوانند با کار و تلاش رشد کنند و از افرادی وابسته و مصرفکننده به افرادی تولیدکننده تبدیل شوند تا به جای اینکه برای تأمین نیازهای خود چشمشان به دست دیگران باشد، بکوشند با انگیره و تلاش، خواستهها و نیازهای خود را تأمین کنند؛ اگر این مهم تحقق یابد در جامعه، فرد نیازمند و وابسته به کمک دیگران نخواهیم داشت.

دکتر مهاجری میافزاید: این فرهنگ پهلوانانه باید در قالب الگوهای فرهنگی و اجتماعی، مذهبی و اقتصادی جدید خود تولید و بازتولید شود که البته مشروط بر آن است رسانهها مطالبهگری، دانشگاهیان الگوهای آن را طراحی و گروههای خوب اقتصادی و مدنی این الگوها را تولید و گروههای مذهبی این فرهنگ پهلوانی جدید را بازتولید کنند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.