یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۷:۴۶

موریانه ریشه های اقتصاد:ضرورت آسیب شناسی دلالیهای مخرب در کشور

حمیدرضا یوسفی

پرفسور حمیدرضا یوسفی، استاد دانشگاه پتسدام آلمان

احتکار یکی از ضد اخلاقی ترین رفتارها و نابهنجاریهای اجتماعی است. این روش برآمده از نگاهی معامله گرایانه و اندیشه گریزانه است که طیفی از افراد در ایران عامدانه جهت بالا بردن درآمد خود به آن روی می آورند. رفتار این افراد نقش موثری در نوسانات ارزی و اقتصادی جامعه بازی می کند و می تواند آن را فلج سازد. در چنین شرایطی تنظیم قیمتها صرفاً در دست همین عده خاص قرار می گیرد و سرمایه دیگران، بویژه سرمایه طبقه های متوسط و پایین جامعه قربانی خواسته و تصمیمهای این افراد می شود.

یکی دیگر از ضد اخلاقی ترین رفتارهای تبدیل به فرهنگ شده در ایران توسط همین طیف خودبین و بی مسئولیت، خرید و فروش چندین باره نجومی ملک، طلا، سکه و ارز است. نمونه هایی وجود دارد که خانه های نوساز مشتری پسند، در عرض یکسال، بارها توسط دلالان، صرفاً جهت رشد کاذب قیمت در یک محل خاص، دست به دست می شوند. در برخی موارد نیز این دلالان بی مسئولیت، آپارتمانهای نوساز ولی تکمیل نشده ای را دست به دست می کنند که مدتها یا سالها کسی در آنجا زندگی نمی کند و خالی است، ولی باز به منظور رشد کاذب قیمت، میان آنان دست به دست می شود. در مورد ارز و طلا و سکه نیز اغلب به همین منوال عمل می شود. طبیعی است که این نوع سرمایه گذاری مخرب و ضد اجتماعی باعث ترویج هرچه بیشتر امتناع تفکر، خلاقیت و خودیاری فکری می شود و اخلاق مدنی را در جامعه از درون تهی می کند.

این رفتارهای مسئولیت گریزانه که صرفاً به منظور بالا بردن سود صورت می گیرد، دو نمونه از رفتارهای ضد اخلاقی است که در کشور تبدیل به یک فرهنگ و مولد فساد و بی اخلاقی روزافزون شده و نسل جوان را از بدو جامعه پذیری و ورود به دبستان با آسیب و چالشهای متعدد و خانمان سوز روبرو کرده است. جامعه ای که سختکوشی و نگاه پرتلاش از آن رخت بربندد، زمینه ساز رفتارهای ضد اخلاقی می شود، قدرت مقابله با نابهنجاریهای جامعه در آن سلب می شود و موانع بزرگی برای توانمندسازی روحی و معنوی در جامعه قد علم می کنند.

این معضل آسیب زا نیاز به یک آسیب شناسی سیستمی و ریشه ای دارد تا مشخص شود که تیشه های ریشه ها کجا عمل می کنند و چگونه می توان این سدهای بازدارنده تحول اقتصادی را از بین برد و چگونه باید دست دلالان را از حوزه مهم اقتصاد کوتاه کرد و ثبات اقتصادی را به جامعه بازگرداند. داشتن دید دلالی یا بنگاهی نسبت به اندیشه ورزی و نظام آموزشی می تواند یکی از مولدهای نگاه غیرمسئولانه، قانونگریزانه و عدالت ستیزانه افرادی باشد که با چنین عملکردهایی کلیت جامعه را با چالش و آسیب غیرقابل جبران روبرو می کنند.

چه باید کرد؟ مشکل ریشه دارد و آسیب شناسی سیستمی آن یک الزام سیاسی است. اگر نظام آموزشی کشور متحول شود، دست اینگونه افراد فرصت طلب در جامعه کوتاه خواهد شد. افراد جامعه از همان روزهای نخست ورود به مدرسه خواهند آموخت که رفتار اخلاقمدار و قانوندوست مهمترین رکن روابط اجتماعی را تشکیل می دهد. اگر چنین نشود، مسئولیت پذیری اجتماعی و عملکرد مبتنی بر قانون و عدالتخواهی رفته رفته از جامعه رخت برمی بندد و نابسامانی همه جا را فرامی گیرد.

انحطاط اخلاق یکی از آنهاست. به نحوی که در بدترین اوضاع و شرایط اقتصادی افراد ملک، طلا و ارز را فقط با این هدف می خرند که گران شود، کالاها و مایحتاج ضروری را با انگیزه گرانتر شدن هر چه بیشتر آنها احتکار می کنند، بدون اینکه به عواقب آن برای کلیت جامعه بیندیشند. هر کجا که دستیابی به سود و منفعت بیشتر، هدف اصلی تعریف شود، دیگر ابایی از در رنج و مشقت افتادن جامعه وجود نخواهد داشت و متعاقباً انسانیت، نوع دوستی و اخلاق از آن جامعه رخت برخواهد بست: گورخوابی، حلبی‎آبادنشینی و پشت بام خوابی برآمده از همین جنایت اجتماعی است که افراد قانونگریز مرتکب می شوند کسانی که به هیچ چیز جز منفعتشان توجه ندارند.

این طیف خطرناک که تفریح و عشق و حال خود را با پولهای بادآورده اغلب در ترکیه و اروپا می کند، باعث شده است که دلسوزی و شفقت متقابل در جامعه از بین برود و خودخواهی در رأس همه امور قرار بگیرد. در چنین شرایطی اعتماد و اخلاق-مداری و قانون-محوری بی معنا می شوند و اعتماد که برای بدست آوردن آن سالها کار و تلاش ضروری است، در چند ثانیه فرو می ریزد و آسیبهای پر مخاطره به روح و روان جامعه وارد می کند. به دنبال خدشه دار شدن اعتماد اجتماعی، وحدت و مشارکت گروهی که می تواند باعث هم افزایی و افزایش تصاعدی تولید در تمامی زمینه ها از فرآیند تفکر تا عمل شود، رنگ می بازد و جای خود را به دلزدگی اجتماعی واگذار می کند. دوری گزینی اجتماعی از یکدیگر زمینه استعمارپذیری را نیز فراهم می آورد و تحول و کنش اجتماعی مبتنی بر مشارکت و گفت و گوی سازنده را از بین می برد و یا اینکه دشوار می کند.

ابن سینا با تیزبینی به این معضل بزرگ اشاره دارد. او جامعه را به آموزه های تربیت عرفانی دعوت می کند و از ما می خواهد که با این نگاه معرفتی به همه موجودات حتی گیاهان و جانوران عشق بورزیم و بزرگترین وظیفه خود را خدمت به خلق که همانا خدمت و بندگی خدا هست بدانیم. ابن سینا می گوید که شاگردان را نباید برای کسب منافع مادی و سود و لذات حسی و دنیایی تربیت نمود. زیرا چنین تربیتی افراد و در پی آن، جامعه را به سوی نابسامانی و جرائم سوق می دهد. امروز می توانیم از ابن سینای کبیر الگوگیری کنیم و جهانبینی علمی-کاربردی این اندیشمند نابغه را به روح و روان جامعه تزریق کنیم.

خانه های خالی، خرید نجومی ارز و سکه و حسرت "یکشبه پولدار شدن" به هر قیمتی که شده، مبین عملکرد تهی از اخلاق، قانونمداری و مسئولیت اجتماعی است. جامعه ما به یک اقدام دسته جمعی و قانونمدار علیه احتکارکنندگان و مولدان نوسان ارزی در کشور نیاز دارد. یکی از بهترین راهکارها این است که این موریانه های ریشه های اقتصاد را به دستگاه قضایی و نیروی انتظامی کشور با اسم و رسم معرفی کنیم. آتش به اختیاری پنهان و آشکار به دستگاه قضایی و نیروی انتظامی کشور کمک می کند که این افراد سودجو را در هر کجای کشور که هستند با عوامل خارج از مرزهایشان که اغلب در این امر دخیل می باشند، مورد رصد همه جانبه قرار دهند و دست آنان را از احتکار و ایجاد نوسان سیستم ارزی کشور کوتاه نگهدارند.

تا زمانی که دلالان بی کفایت جلوی پاساژهای کشور ارز آزاد می فروشند و احتکارکنندگان بی مسئولیت برای افزایش سرمایه های خود در داخل و خارج از کشور گردن اخلاق و قانون را زیر لگدهای خود خرد می کنند، هیچ حکومت و دولتی قادر به تک نرخی کردن ارز و ایجاد امنیت در سرمایه گذاری نخواهد بود. جامعه باید همیشه و همه جا بیدار و خردمندانه رفتار کند تا موشهای کور، قدرت جولان دادن در هیچ نهاد و مکانی را نداشته باشند.

از یاد نبرید که موریانه های مخوف که تیشه های ریشه اقتصاد و نابودی اعتماد و امنیت در کشور هستند، تزویر را مرامنامه اجتماعی خود کرده اند و یقه سفید و دست به تسبیح شده اند. با شناسایی و مجازات علنی این موریانه های ساختارشکن باید از یقه سفید و تسبیح مقدس دفاع کرد و ثبات اقتصادی روبه صعود را به بطن و حاشیه کشور بازگرداند.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.