دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۵

ناگفته هایی از چیستی و فلسفه شب قدر در گفت و گوی قدس آنلاین با استاد حوزه علمیه مشهد:

از اصلاح سرنوشت خود نا امید نباشیم/ فاطمه(س) لیله القدر اهل بیت است

نازلی مروت

قنبری راد

شب قدر فرصتی برای بازخوانی عملکرد اسنان در یک سال گذشته و دعا و تضرع و عهد با خدا برای برنامه ریزی سال آینده عنوان شده است. شب عزیزی که شب نزول قرآن و گشایش درهای رحمت الهی بر بندگان خداست.

اهمیت و چرایی اهمیت شب قدر و ارتباط آن با سرنوشت انسان موضوعی است که با حجت الاسلام و المسلمین وحید قنبری راد، استاد حوزه علمیه مشهد، پژوهشگر و مدرس درالقرآن آستان قدس رضوی و از شاگردان حضرت آیت الله العظمی سید عزالدین حسینی زنجانی(ره) در گفت و گو با قدس آنلاین به آن پرداخته است.

*چرا شب قدر را شب تغییر سرنوشت می گویند؟

شب قدر شبی است که در کفه ترازوی مقدرات انسان ، اعمال وی را قرار داده و بر مبنای آن مقدرات را متناسب و هم‌ وزن قرار می دهند؛ به عبارت دیگری ظرف وجودی انسان مورد سنجش قرار می گیرد تا بر مبنای ترازوی عدل و رحمت الهی به او لطف و مرحمت گردد ، آنگونه که نه از رحمت حق مایوس شود و نه بر عصیان پروردگارش جرأت یابد.به همین دلیل است که می گویند شب قدر ، شب مخصوص رقم‌زدن سرنوشت انسان و برنامه‌ریزی کردن برای اوست. شب قدر، شب تصمیم گیری و اراده محکم برای تغییر در مسیر زندگی است.

آنچه که از روایات ما استنباط می شود شب قدر زمانی است که مسائل قابل تغییر زندگی ما (تولد کودک، مرگ، ازدواج، و...) به مدت یک سال به دقت تعیین و اندازه‌گیری می‌شود.

   خداوند آنچه را در طول سال انجام خواهد گرفت،  همانند حیات و مرگ، خیر و شر، طاعت و عصیان، سعادت و شقاوت، توسعه و تنگی رزق و معیشت، در آن شب، تقدیر و تعیین می‌کند، ملائکه و نیز جناب روح در این شب نازل می‌ شوند و این نازل شدن به همه امور مرتبط است. بنابر این شب قدر به همه مردم جهان و به همه کارها و سرنوشت ها و اتفاق ها و هر  امر خدا مربوط است. مثلاً قرآن از حالت اجمالش که در قلب پیامبر است باز می ‌شود و برای مردم قابل فهم می ‌شود. همچنین سرنوشت انسان از حالت اجمال خارج و جنبه حتمی به خود می ‌گیرد و به همین علت است که به شب قدر شب تغییر سرنوشت اطلاق می شود .

* یکی از مسایل مرتبط با شب قدر، پیوند آن با قرآن است. با توجه به این مساله بفرمایید ماجرای قرآن سر گرفتن از چه سنتی استخراج شده است؟

 اینکه این دستورالعمل از کجا به ما رسیده است و چه سری در آن است، باید از دو جنبه بررسی کرد ؛ در روایتی از امام کاظم(ع) به سند معتبر آمده است:«... مصحف شریف را در دست بگیر و بر سر بگذار و بگو: «اللَّهُمَّ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ إِلَی خَلْقِکَ وَ بِکُلِّ آیَةٍ هِیَ فِیهِ وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّهِ عَلَیْکَ وَ لَا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّهِ مِنْکَ یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی یَا سَیِّدِی» پس 10 مرتبه بگو «یَا اللَّهُ»، و 10 مرتبه «بِحَقِّ مُحَمَّدٍ»، و همین‌طور هر کدام از امامان(ع) را بشمار و 10 مرتبه بگو تا وقتی که به نام امام معاصر با خودت رسیدی، نام آن‌ حضرت(ع) را نیز 10 مرتبه صدا بزن. که اگر چنین کنی حاجات تو برآورده می‌شود و امور زندگی بر تو آسان می‌شود. روایت دیگری از امام صادق(ع) نیز در همین باب نقل شده است که در آن بردن نام تک تک امامان بیان شده است. 

مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان چهارمین عمل مستحب شب قدر را به این صورت توضیح می‌دهد که: قرآن را بر سر خود می‌گذارند و خداوند را به حق قرآن و حق کسی که با قرآن فرستاده شده یعنی پیامبر اسلام(ص) و به حق هر زن و مرد مؤمنی که در قرآن مدح شده قسم می‌دهند و سپس 10 بار می‌گویند بِکَ یا أللّهُ و بعد خداوند را به نام هر یک از چهارده معصوم قسم می‌دهند و اسامی آن‌ها را به ترتیب 10 بار ذکر می‌کنند.

همچنین در اعتقاد بزرگان ما قرآن کتاب مقدس ما و وحی شده بر پیغمبر اکرم(ص) است و ما به آن اعتقاد داریم؛ در واقع قرآن به سر گرفتن علامت این است که ما می خواهیم معارف قرآن در وجود ما سرایت پیدا کند و ما قصد داریم که تحت قداست قرآن قرار بگیریم.

آئین قرآن بر سر گرفتن و واسطه قرار دادن اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در درگاه الهی برای گرفتن حوائج است. البته به اعتقاد بنده علت بهتری می توان بیان کرد و آن اینکه انسان زمانی که گناه می کند هم در رحمت را به روی خود می بندد و موجب «حبس دعاء» می شود و هم به کتاب خدا بی اعتنایی کرده و آن را پشت سر انداخته است، از سویی تنها راه جلب و نزول رحمت الهی و تعیین تقدیر برتر ، آمرزش گناهان است واز سویی خداوند از ما خواسته است که وقتی او را می خوانیم وسیله ای بین خود و حضرتش قرار دهیم. بنابراین ما با قرار دادن قرآن بر روی سر علاوه بر آن که اهل بیت و خود این کتاب شریف را واسطه بین خود و خداوند قرار می دهیم، به خداوند و با زبان حال می گوییم خدایا به قصد جبران آمده ایم و از امشب تصمیم داریم کتاب تورا بر سر نهاده و دیگر به پشت سر نیندازیم ، این حرکتی نمادین از تضرع آدمی در مقابل خداست.

*دلیل تکرار شب قدر در هرسال چیست؟

تکرار شب قدر در هر سال به مفهوم آن است که انسان ناامید از اصلاح خویش نباشد و بداند که خوش آتیه و بد آتیه بودن انسان در دست خودش است و تنها اوست که مقدرات را به سوی خویش گسیل می دارد و هر آنچه برای تو رقم خورده با گذشت سال، قابل تغییر و تبدیل است.

شرط مهم درک شب قدر کسب معرفت و رهایی از جهالت در سایه شناخت و معرفت به ولایت امام زمان در هر عصری  است.

چنانچه پیامبر فرموده اند : کس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است. چرا که دوام این عالم به وجود حجت خداست. چنانچه ابی حمزه می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم آیا زمین بدون امام می ماند؟ فرمود: اگر زمین بدون امام باشد، فرو می ریزد. به واسطۀ وجود مقدس او به عالم هستی فیض داده می‌شود و به واسطۀ او آسمان و زمین پابرجا است.

لذا اگر آدمی بخواهد مورد عنایت پروردگار قرار بگیرد و مقدراتی شایسته نصیبش شود، تنها در سایه شناخت کامل و اتصال به وجود انسان کاملی چون امام زمان است تا با دست‌یافتن به روح قرآن و توسل به آن و همچنین توسل و شفیع قرار دادن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، مورد مغفرت الهی قرار گیرد و در نهایت با بریدن از غیر خدا شایسته دریافت مقدراتی که خداوند به سوی بندگانش گسیل داشته  شود.

تکرار در زندگی آدمی  با هدف یادآوری به اوست. تکرار شب قدر در هر سال موجب می شود که انسان پیوند خودش را با قرآن و امام زمان خویش تجدید کند و فرصت جبران کوتاهی در عمل را بیابد. دور از ذهن نیست که انسان بخواهد برای یکسال معنوی و دنیوی خود برنامه ریزی کند کما اینکه برای سال اقتصادی و کاری نیز برنامه ریزی دارد.

این لطف الهی در تجدید هر ساله شب قدر نوعی هماهنگی با حالات بشری است تا بشر منشأ و مبدأ الطاف الهی را درک کند و از هدایت خود ناامید نباشد. فرض کنیم اگر شب قدر در طول زندگی هر فردی فقط یکبار بود هیچ انسانی امید به زندگی بهتر نداشت و همواره احساس تیره بختی می کرد چون مقدرات او برای همیشه بد یا خوب بسته شده بود و بشر مأیوسانه گمان می کرد :گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه

به آب زمزم و کوثر سپید نتوان کرد 

در حالی که به ما آموخته اند که می توان حتی  قضای حتمی را با دعا رد کرد و تغییر داد .

از سویی تکرار شب قدر در هر سال، این احساس را تقویت می کند که در مقدرات الهی، جبری نیست و آنچه حاصل می شود ، برداشت یکسال تلاش و کشت و کار در مزرعه عمر آدمی است به تعبیر زیباتر«گندم از گندم بروید ، جو ز جو»

* برخی روایات به‎صورت متقن و مستند شب قدر را متعلق به حضرت‌زهرا(س) می‌دانند. چه‌رازی در این مسأله نهفته است؟

شب قدر و حضرت زهرا سلام الله علیها هر دو از اسرار الهی هستند و به حقیقت هر دو نمی توان دست یافت.

بنابر روایات متعدد و معتبری که از ائمّه طاهرین(ع) رسیده، حقیقت لیلةالقدر به وجود فاطمه زهرا(س) تفسیر شده است. از  موسی بن جعفر(ع) نقل شده که حضرت در تفسیر آیات سوره دخان «حم وَ الْکِتَبِ الْمُبِینِ إِنَّا اَنْزَلْنهُ فِی لَیْلَة مُّبَرَکَة إِنَّا کُنّا مُنْذِرِینَ فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکِیم»، فرمود:  اما «حم»، محمّد(ص) می‌باشد و «کتاب مبین»، علی(ع) می‌باشد. و اما «اللّیلة»، فاطمه(علیها السلام) می‌باشد. حقیقت لیلةالقدر، وجود یگانه زهراست. و چرا چنین نباشد؟ حال آنکه لیلة‌القدر، ظرفِ نزول قرآنِ صامت است و فاطمه، ظرف نزول یازده قرآن ناطق. انسان‌های به تکامل و فعلیّت رسیده، قرآن ناطقند و این فاطمه است که ظهور یازده کلام اللّه ناطق شده است.

فاطمه، از نظر حقیقت، باطن لیلةالقدر است.امام صادق علیه‌السلام در تفسیر « لیلة القدر »  می فرمایند : اللیله، حضرت فاطمه، است. القدر ،«اللَّه» است. پس هر کس که فاطمه و مقام ایشان، را به حقیقت بشناسد، حتماً شب قدر را درک کرده است. و علت نامگذاری آن حضرت به فاطمه، به خاطر این است که مردم از شناختنش، ناتوان هستند. اما معنای «لیله القدر، بهتر از هزار ماه است»؛ یعنی، بهتر از هزار مؤمن است و آن نیز ام‌المؤمنین حضرت زهرا (س) می باشد. مراد از ملائکه، مؤمنان عالِم به علوم آل محمد و مراد از روح یا روح‌القدس همانا، فاطمه است و مراد طلوع فجر، ظهور حضرت مهدی و قائم، است. 

طبق این روایت که امام صادق حضرت فاطمه سلام الله علیها را مادر مومنین خطاب می کند و از سوی دیگر در حدیثی قدسی خداوند خلقت پیامبر و علی علیهما السلام را به برکت وجود فاطمه سلام الله علیها می داند و می فرماید : « لولا فاطمة لما خلقتکما » و در روایتی دیگر پیامبر سعادت و شفاوت انسان را از مادر می داند و می فرماید«  السعید سعید فی بطن أمه» خوشبخت در شکم مادرش خوشبخت است می توان اینگونه نتیجه گرفت که توفیق درک شب قدر و به سعادت رسیدن در سایه محبت و ارادت به ساحت مقدسه حضرت زهرا سلام الله علیها و طلب شفاعت از آن بانوی دو عالم است همانگونه که در قیامت شیعیان خویش را شفاعت می کنند و نجات شیعیان و بشریت نیز توسط امامان معصوم از نسل آن حضرت صورت گرفته است و این بهره‌مندی از شب قدر زمانی حاصل می شود که از اتصال و دایره ولایت آن حضرت و فرزندان ایشان علیهم السلام به ویژه حضرت بقیة الله الاعظم خارج نشویم .

*  اگر کسی موفق به درک حقایق شب قدر شود، چه‌شرایطی برای او محقق می‌شود؟

این مقام متعلق به امام زمان صلوات الله علیه است که سعادت و شفاوت بندگان به امضای مبارک ایشان رقم می خورد. ظرف وجودی بشر قادر به درک حقایق شب قدر نیست و تنها در سایه توسل به امام معصوم قادر به بهره‌مندی بیشتر از این شب نسبت به سایر بندگان خواهیم بود .

*برخی می‌گویند به‌واسطۀ گناهانی‌که مرتکب شده‌ایم، شرم داریم به خدای متعال رو کنیم. شب قدر برای این دسته از افراد چه‌پیامی دارد؟

شب قدر برای این دسته از افراد آمده است تا جبران گذشته را بکنند. وقتی به شأن نزول سوره قدر در بین تفاسیر توجه کنیم بیشتر به این بعد مسأله پی می بریم. در بیشتر تفاسیر علت نزول این سوره را مربوط به خواب پیامبر می دانند که در مدینه خواب دیدند بنی امیه به صورت بوزینه   بر منبر ایشان بالا می روند. اندوه وجود پیامبر را می گیرد و نگران حال امت، بعد از خود می شوند   که این  سوره برای بشارت به پیامبر نازل می شود و مژده الهی می شود که خداوند عمر ۸۰ ساله را در یک شب جبران می کند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.