پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۸:۰۷

افغانستان و منافع متقابل چین و طالبان

مهدی سلامی -  کارشناس مسائل شرق آسیا

طالبان

چند روزی است که محافل سیاسی کشورهای دنیا درگیر بحث طالبان و تحولات کشور افغانستان است. ایالات متحده پس از نزدیک به ۲۰ سال اشغال و خرج و مخارج چند میلیارد دلاری، به ناگاه و غیرمسئولانه این سرزمین را ترک کرد.

 بی‌تردید کشورهای همسایه افغانستان در این میان بیشترین تأثیر را از این تحولات خواهند پذیرفت. یکی از این بازیگران تأثیرپذیر، همسایه شرقی افغانستان، جمهوری خلق چین است. معروف است که پکن در سال‌های اخیر همیشه در پی منافع خود به‌خصوص در حوزه اقتصادی بوده و از هرگونه تنش و نزاع دوری نموده است. واکنش‌های اولیه سران در پکن نسبت به تغییرات اتفاق افتاده در کابل طبق پیش‌بینی‌ها، معتدل و دارای لحنی مثبت و با نگاهی تعاملی بوده است. آن‌ها اعلام کرده‌اند به حقوق مردم افغانستان برای تعیین سرنوشت خود به طور مستقل احترام گذاشته و خواهان رابطه‌ای دوستانه و همکاری‌جویانه با این کشور هستند.

سهیل شاهین، سخنگوی طالبان پس از نشست خبری ماه گذشته در مسکو به خبرگزاری دولتی چین گفته چین نقش سازنده‌ای در ارتقای صلح و آشتی در افغانستان داشته و به آن‌ها برای بازسازی کشورمان خوشامد می‌گوییم. با نبود آمریکایی‌ها و بازتر شدن فضای فعالیت در افغانستان جدید، پکن موارد مختلفی برای ارائه به رهبران شبه نظامیان طالبان و همچنین بهره‌برداری از ظرفیت‌های افغانستان خواهد داشت. از مهم‌ترین موارد این مسئله، می‌توان به بی‌طرفی سیاسی و نیز سرمایه‌گذاری اقتصادی اشاره کرد.

همچنین استفاده از فرصت‌های مشارکت در ساخت‌وساز و صنعت افغانستان و نیز دسترسی به منابع دست نخورده گسترده این کشور نظیر مواد معدنی و فلزات کمیاب این کشور به ارزش تخمینی یک تریلیون دلار برای چین جذاب خواهد بود. مضاف بر این، تا کنون افغانستان قطعه‌ای گم شده در پازل پروژه کمربند و جاده چین محسوب می‌شده و اکنون ظرفیت آن را دارد تا با وصل کردن پاکستان به این کشور، مسیر کوتاه‌تری را برای رسیدن به غرب آسیا ایجاد کند و به طور همزمان، از الزامات مشارکت هند به عنوان یکی از رقبای مهم خود در این پروژه بکاهد. البته به نظر می‌رسد در ابتدا رهبران چین به طور کاملاً علنی وارد سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی نشده و بیشتر از طریق شرکت‌های خصوصی کشورشان به این امر مبادرت ورزند تا شرایط موجود در افغانستان تثبیت شود. از نگاه دیگر هم پکن مترصد آن است با نزدیک شدن به طالبان، از انگاره‌های ضد امنیتی گروه‌های افراطی در بخش‌های ترکستان شرقی کم کند.

در ماه جولای، وانگ یی وزیر امور خارجه چین در ملاقات خود با ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی طالبان از او خواست طالبان ارتباطش را با گروه‌های تروریستی ترکستان شرقی که مستقیماً امنیت ملی و قلمرو چین را به خطر می‌اندازند، قطع کند. او هم تصریح کرد به هیچ گروهی اجازه نخواهد داد از خاک این کشور علیه همسایگان افغانستان از جمله چین استفاده کند. طبعاً این سخنان، نشان از درک اهمیت جایگاه چین در نگاه رهبران طالبان است. از سوی دیگر، رابطه خوب پکن و اسلام‌آباد و نزدیکی طالبان و پاکستان به یکدیگر آسودگی خاطر چین را در آینده فراهم خواهد کرد. از دیگر جهت هم به نظر می‌آید دستگاه‌های تبلیغاتی پکن به طور کلی سعی‌کنند از این اتفاقات و به‌خصوص خروج خفت‌بار ایالات متحده آمریکا در داخل به عنوان تقدس‌زدایی از این کشور استفاده و همچنین در محیط بین‌الملل، ضعف آمریکا و به سر آمدن روزهای اوج آن‌ها را گوشزد نمایند. چینی‌ها در استفاده از فرصت‌های اقتصادی به‌خصوص در شرایط بحرانی ماهر هستند؛ به‌خصوص آنکه الزامات امنیتی با سوداگری اقتصادی همراه شود.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.