پنجشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۰ - ۱۵:۳۳

درباره کتاب «در فاصله دو نقطه...!»؛ زندگی نامه خود نوشت ایران درودی در سالروز تولدش  

واژه‌ها جایگزین رنگ‌ و فرم‌

خدیجه زمانیان

کتاب

بریده هایی از کتاب «در فاصله دو نقطه...!» مثل بیشمار کتاب های دیگر که در فضای مجازی دست به دست می شود، میان علاقه مندان به خواندن اتوبیوگرافی به اشتراک گذاشته می شود. گفته های ایران درودی درباره خودش و تجربه زیستی اش مثل بسیاری از علاقه مندان به خواندن زندگی نامه برای من هم جذاب بود. کتابی که با بهره‌گیری از زبانی ساده توانسته است جای خود را به شایستگی در میان اهل کتاب باز کند و تا کنون به ۲۹ چاپ برسد.  البته تعدد چاپ برای کتاب زندگی یکی از صاحب سبک‌ترین نقاشان معاصر ایران که آنتونیو رودریگرز منتقد بزرگ نقاشی مکزیک او را «بی‌گمان یکی از چهار نقاش بزرگ دنیا» می داند، نباید چندان عجیب و تامل‌برانگیزی باشد اما در این اوضاع نابسامان نشر در ایران و سرانه پایین مطالعه در میان ایرانیان، این رویداد به واقع یک «اتفاق»است. اتفاقی که می‌تواند و باید که به فال نیک گرفته شود.   

ایران درودی درباره این اثرش بارها و بارها گفتگو کرده است. به گفته خودش از بی‌کاری و برای سرگرم‌کردن این کتاب را نوشته است. « چراکه دو بازویم در حمل‌ونقل تابلوهای اختتامیه‌ نمایشگاه سازمان ملل نیویورک به‌طرز باورنکردنی‌ای صدمه دیده و دردناک بودند و دیگر نمی‌توانستم نقاشی کنم. از آنجا که نمی‌توانم بی‌کار بمانم به فکر افتادم به خودم از زبان دست‌ها و بازوانم که در گور تصورشان کرده بودم شکایت‌نامه‌ای بنویسم که انصاف نبود با ما چنین کنید! ...» 

 خواندن زندگی نامه ها و مخصوصا این کتاب از آن جهت اهمیت دارد که سرشار است از نکته های درخشانی که هر یک نتیجه سال ها شناخت، تجربه و در نهایت باور و یقین برای ایران درودی شده است و برای همه هم می تواند باشد. « در باور من داستان و روند سرگذشت من بسیار معمولی‌ است، اما نوع برخورد من با جهان هستی و محیط اطرافم، شخصی و درعین‌حال متفاوت است. » 

در این کتاب مخاطب با خواندن چند صفحه‌ اول متوجه می‌شود نویسنده‌ کتاب، نقاشی است که در همه کتاب از اعتقادات و تجربیاتی که زندگی او را شکل بخشیده است، می‌گوید.   

شرح ملاقات با بزرگانی چون آندره مالرو، سالوادور دالی ، پیکاسو و حتی دیدار با زن باغبان و حرف های «فال نخود بگیر» و تضادهای ذهنی و روحی او در مواجهه با زندگی، این اثر را شبیه به تابلوهای نقاشی اش کرده است. درواقع کتاب «در فاصله‌ی دو نقطه...!» یکی دیگر از نقاشی‌های ایران درودی است که واژه‌ها جایگزین رنگ‌ها و فرم‌ها شده‌اند.   

برده ای از این کتاب را با هم بخوانیم: «تا این مرحله از زندگی دانسته‌ام که می‌باید کوله‌بار غم‌ها و دلتنگی‌ها را بر زمین گذارد و به استقبال آینده رفت حتی اگر این آینده یک روز یا یک ساعت یا فقط یک لحظه باشد. مطمئن هستم بهترین لحظه، لحظه‌ی بعدی زندگی‌ام خواهد بود. شاید لحظه‌ی بعدی، نوید خلق اثری باشد که هنوز نیافریده‌ام، ولی در لحظه‌ی بعدی، اثری به ابعاد آرزوهایم، اثری به رنگ عشق‌هایم، اثری به شفافیت تمام آینه‌ها، خلق خواهم کرد و سپس این اثر را در بالاترین نقطه‌ی آسمان برخواهم افراشت تا تصویر تمامی این جهان در آن انعکاس یابد.»

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.