دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۰ - ۰۹:۰۴

امروز سالروز تبعید امام جواد(ع) از مدینه به بغداد است

آخرین سفر

محمدحسین نیکبخت

مدینه

روز تبعیدش از مدینه، خاطره غمبار سفر بی‌بازگشت پدر بزرگوارش را در یادها زنده کرد؛ روزی که علی‌بن موسی‌الرضا(ع) هنگام خروج از منزل و حرکت به سوی مرو، از خاندان و شیعیانش خواست در مراسم بدرقه وی، گریه کنند و در ماتم سفر بی‌بازگشت مولای خود ناله سر دهند.

این هم از تلخی‌های تاریخ است که انگار مصیبت‌ها را برای اهلش تکرار می‌کند. روز ۲۸ محرم سال ۲۲۰ قمری، مدینه پس از حدود ۲۰ سال، دوباره شاهد همان صحنه‌ها بود، این بار اما، قرار بود شهر پیامبر(ص) شاهد تبعید جوادالائمه(ع) باشد.

معتصم عباسی هنوز دو سال از دوران حکومتش نگذشته، ترسان از جایگاه امام جوان در میان مردم، تصمیم به تبعید و سپس به شهادت رساندن آن حضرت گرفت. مورخان نامداری مانند «مسعودی» در آثار خود، ماجرای غم‌انگیز همکاری ام‌الفضل، همسر امام(ع) و دختر مأمون را با نقشه شوم معتصم نقل کرده‌اند، اما به واقع این ترس و وحشت از جایگاه جوادالائمه(ع) از کجا ناشی می‌شد؟ امام(ع) در مدینه به‌شدت زیر نظر بود و کوچک‌ترین گزارش از فعالیتی که نشان بدهد آن حضرت در پی قیام مسلحانه است، وجود نداشت. بنابراین، آنچه عباسیان را به وحشت می‌انداخت و موجب ‌شد به فکر شهید کردن ولی خدا بیفتند را، باید در جای دیگری جست‌وجو کرد.

سلاح توانمند ولی‌خدا

با وجود آنکه امام نهم(ع) در دوران خردسالی به امامت رسید، اما دانش الهی او از همان زمان، بر دوست و دشمن آشکار بود. مناظره مشهور آن حضرت در حدود ۱۴ سالگی با «یحیی بن اَکثَم»، قاضی و فقیه مشهور دوران، همه را متوجه کرد که با یک نوجوان عادی سروکار ندارند.

 پس از حضور در مدینه نیز، با وجود جوانی و کمی سن، به تربیت شاگردانی برجسته مبادرت ورزید؛ علمای بزرگ شیعه تعداد این شاگردان را بین ۱۱۷ تا ۲۷۶ تن ذکر کرده‌اند*، شاگردانی که در میان آن‌ها نام‌های بزرگی مثل احمدبن‌محمد بزنطی، ابراهیم‌بن‌مهزیار، علی‌بن‌مهزیار اهوازی، علی‌بن‌ریان قمی و احمدبن‌اسحاق قمی به چشم می‌خورند. با وجود محدودیت‌های گسترده‌ای که برای امام جواد(ع) وجود داشت، تربیت گسترده شاگردان، نشان می‌دهد امام(ع) برنامه بسیار دقیقی برای انتشار معارف اهل‌بیت(ع) داشت.

بعدها هم پراکنده شدن این دانش‌آموختگان در سراسر جهان اسلام و همنشینی و مصاحبت آن‌ها با مردم و عالمان دیگر مذاهب اسلامی، سبب گسترش نفوذ معنوی امام(ع) و ارتقای جایگاه آن حضرت در میان عموم مسلمانان شد. در واقع، این قدرت علمی امام جواد(ع) بود که بیشتر از عوامل دیگر، معتصم را به وحشت انداخته بود.

 نقلی تاریخی در این زمینه وجود دارد که محمدبن‌مسعود عیاشی در «تفسیر العیاشی» به آن اشاره می‌کند و بر اساس آن، شهادت امام جواد(ع) پس از مجلسی علمی رخ می‌دهد که در حضور معتصم برگزار شد و در آن، امام(ع) مشکل فقهی پیچیده‌ای را با دانش الهی خود برطرف کرد و شگفتی علما را برانگیخت. یعنی این دانش جوادالائمه(ع) بود که مانند شمشیری بُران بر سر دستگاه خلافت فرود می‌آمد و فقدان مشروعیت خاندان سفاک عباسی را به رخ آن‌ها می‌کشید.

قدرت شبکه وکالت

موضوع دیگری که برای معتصم و دستگاه جبار او خطرآفرین به نظر می‌رسید، شبکه وکالتی بود که از دوران امامان پیشین تأسیس شد و به عنوان بازوی قدرتمند ائمه(ع) در امور فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی عمل می‌کرد. شیعیان با استفاده از این شبکه، در امور مختلف به صورت هماهنگ عمل می‌کردند و امام(ع) می‌توانست با استفاده از این شبکه، پاسخ هر گونه انحراف یا کجروی را به سرعت بدهد و شرایط را برای فعالیت شیعیانش هموار کند.

برخی وکلای امام جواد(ع) مانند علی‌بن‌مهزیار اهوازی، از شاگردان علمی آن حضرت نیز بودند و عملاً زیر نظر امام(ع) به مناظره با علمای دیگر مذاهب می‌پرداختند و در انتشار آموزه‌های اهل‌بیت(ع) نقش محوری داشتند.

نجاشی در کتاب «رجال» خود به مناظره علی‌بن‌مهزیار با علی‌بن‌اسباط اشاره می‌کند که از پیروان مذهب «فطحیه» و معتقد به امامت عبدالله، فرزند امام جعفر صادق(ع) بود. مناظره‌ای که در آن سؤال‌های متعددی میان طرفین رد و بدل شد و سرانجام علی‌بن‌مهزیار توانست فرد مقابل خود را چنان قانع کند که برای تکمیل بحث، راهی مدینه شوند و در محضر امام جواد(ع) به گفت‌وگو ادامه دهند.

 نتیجه آن نشست، تغییر عقیده علی‌بن‌اسباط و گرایش وی به تشیع بود. خبر این اتفاق‌ها در فضای علمی و اعتقادی جهان اسلام به سرعت منتشر  و البته موجب وحشت بیشتر دستگاه خلافت از جایگاه جوادالائمه(ع) و شبکه وکالت آن حضرت می‌شد. به همین دلیل، معتصم نقشه تبعید امام جواد(ع) را عملی کرد.

شاید در ابتدا منظور او این بود که با تبعید امام(ع) و محدود کردن ارتباطات او با شیعیان و علاقه‌مندانش، از گسترش شهرت جایگاه علمی امام جواد(ع) جلوگیری کرده یا دست‌کم آن را محدود کند، اما وقتی در حضور خودِ او، علمای درباری از دانش امام نهم(ع) شگفت‌زده شدند و چه بسا به او علاقه نشان دادند، فهمید قادر نخواهد بود میان خورشید وجود امام(ع) و امت اسلامی حائل ایجاد کند.

 به این ترتیب، کمتر از ۱۰ ماه بعد، در آخر ذی‌القعده سال ۲۲۰، بالاخره نیت شوم خود را عملی کرد و جوادالائمه(ع) را در ۲۵ سالگی به شهادت رساند.

*شیخ طوسی در «رجال» ۱۱۷ نفر از شاگردان امام جواد(ع) را نام برده‌ است؛ اما در آثار دیگر محققان مانند سیدمحمدکاظم قزوینی، این تعداد بر مبنای اسناد موجود تا ۲۷۶ نفر ذکر شده است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.