دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۴۵

این سرزمین ابری ست

رقیه توسلی

خبرنگار

خبرنگار قدس‌آنلاین در مازندران در متنی ادبی به سختی‌ها و مرارت‌های کار رسانه‌ای پرداخته که آن را می‌خوانیم:

آرام آرام از فرش قرمز اخبار، رد می شوم... در شرجی تابستانه ای که نه هوا خیال مهربانی دارد، نه اطلاعات و نه آمار.

با نیم نگاهی به سرتیترها، دستم می آید که سکه به مرز ۴ میلیون تومان برگشت و یکی از بزرگترین شرکت های خاورمینه ۸۰ درصد کارگران بخش لبنی خود را تا اطلاع ثانوی اخراج کرد.

می خوانم امروز هم اخلالگران و مُفسدان اقتصادی، دنبال شونده ترین های خبرند و اینکه  سوژه ی ژن های برتر هنوز در صدر است.

سرسری، سمت چپ و راست را هم می پایم. اوضاع گل و بلبلی در کار نیست. پیدا شدن نوزادی درکیسه زباله، فروریختن مجدد متروی قم، موذی گری سیاست آمریکایی، ظهور محتکران و تبلیغات کاشت ناخن و پوشاک تُرک؛ دیگر اطلاعات دریافت شده اند.

دلم نمی خواهد به حجم تراژدی ستون ها بیفزایم اما به ناگزیر، یک مورد یادداشت هم من روانه صفحه قرمز اخبار می کنم... تیتر می زنم: ۱۷ مرداد، خبرنگار ندارد!

و می روم سروقت نوشتن از روز و شب های کش دار و انرژی بر روزنامه نگاری... از گنجایش پیمانه ها می گویم و از حوزه ای که روایتش دارد سرگیجه آور و دلسردکننده رقم می خورد:

وقتی پای لابی و زد و بند این صنف دیگر به روز روشن باز شده است!

وقتی صندلی این حرفه دیگر آنقدرها حرمت ندارد و به هر نابلدی تعارف می شود!

وقتی برای تامین امرار معاش، عده ای قلم را گرو می گذارند!

وقتی رتبه ها و رقابت های جشنواره ای، جایش را به باندبازی و مافیا و بده و بستان می دهد و استعدادها ترجیح می دهند دانه دانه از دروازه مطبوعات بزنند بیرون و دورِ عشق شان را ماژیک فسفری بکشند.

وقتی در روز خبر، باز مسولان پشت تریبون ها می ایستند تا شاید سخاوت شان گُل کند و قبر رایگانی پیشکش کنند.

وقتی هرچه بیشتر می کاویم، آگاهتر می شویم که رکن چهارم دموکراسی، هشت اش گرو نُه اش است.  

وقتی خانه ای هست اما بزرگترهایش، رنجی و باری برنمی دارند از دوش میرزابنویس ها! و مسئولی پیدا نمی شود که محض رضای خدا بپرسد: حالِ دلت چطور است قلم بدست؟

وقتی برای این جماعت خسته ی سختکوش، گذر زمان هم با دست خالی سر می رسد؛ بی مصونیت و خدمات... بی عدالت... بی قصه ی دلشادکننده.

برای بانوان و آقایانی که اکثریت قریب به اتفاق شان برخورداری از بیمه و رفاه و حقوق آبرومند و درست و درمان را در لیست رویاهایشان جا داده اند!

ضمن شادباش مجدد به نویسندگانِ شبانه روزی بی جیره و مواجب، کاش یکبار هم خودتان را تیتر کنید... و صدایتان را برسانید به گوشِ دستگاه های متولی خواب بُرده... مگرنه اینکه ۱۷ مرداد، روز رسانه هاست !؟

انتهای پیام/