چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۹

سرنوشت 18 سال یارانه یک ایرانی!

محمدحسین جعفریان

محمدحسین جعفریان

رهبر انقلاب در اظهارات اخیرشان نکات مهمی را شفاف کرده و ازتخلفات و خطای سیاست‌گذاران این روزهای اقتصاد مملکت یاد کرده‌اند، از جمله اینکه: «در همین قضیه ارز و سکه بر اثر برخی بی‌تدبیری‌ها و بی‌توجهی‌ها ارز کشور رفت دست کسانی که از آن سوءاستفاده کردند... این توزیع دو طرف دارد. یکی که آن را می‌گیرد و یکی که آن را می‌دهد. ما همه‌اش داریم دنبال آن کسی می‌گردیم که می‌گیرد، در حالی که تقصیر عمده متوجه کسی است که آن را داد...»

و حالا در دنباله این سخنان، این خبر را بشنوید که: «از 20 فروردین‌ ماه سال جاری، تا 14 مرداد ماه، هر مسافر ایرانی که به اروپا رفته، حدود 10 میلیون تومان یارانه گرفته است»! به عبارتی یعنی معادل 18 سال یارانه نقدی یک مستضعف! این چند مورد را خیلی کوتاه پشت سر هم آوردم تا پی ببرید در این چند ماهه، سیاست‌های غلط اقتصادی چه بر سر این مردم آورده و شکاف میان فقیر و غنی را تا چه حد وسعت داده است. گفتم شاید مقامات بالادستی، این مدیران اقتصادی که با سیاست‌هایشان این فاجعه را سبب شدند، این نوشته را بخوانند و بتوانند گوشه‌ای از این اتفاق هولناک را درک کنند. عرض کردم گوشه‌ای، چون این فقط در باب مسافران اروپاست. هنوز مسافران تایلند و خاور دور و جام جهانی و صد جای دیگر که از جیب همین مستضعفان یارانه‌های مشابه گرفته‌اند، باقی‌اند. یا نه، اصلاً مسافران را رها کنید، ده‌ها میلیارد دلار برای واردات انبوه کالاهایی داده شد و تخصیص یافت که از غذای سگ و گربه تا بی‌اهمیت‌ترین چیزها را شامل می‌شد. آن هم با ارز 4200 تومانی و آن هم در اوج یک جنگ اقتصادی که به سنت، سنت این ارزها محتاجیم، چه رسد به ده‌ها میلیارد دلار... این ارقام اقتصاد قوی‌ترین ممالک جهان را خرد می‌کند، چه برسد به ما و آن هم در این اوضاع که تأکید می‌کنم وسط یک جنگ اقتصادی تمام عیاریم.
معمول است تا مدیری بر حسب وظیفه کاری انجام می‌دهد که اندک موفقیتی با آن قرین است، فوری محفل و مجلس راه می‌اندازند و مدال فلان و بهمان و چند ده و چند صد سکه و تقدیرنامه به طرف می‌دهند و رسانه‌ها پر می‌شود از تصاویر خندان آن وزیر و وکیل و مسئول. باری اگر عکس آن رخ داد چرا کاری نمی‌کنید؟ اگر وزیر و مدیری با مدیریت غلط و تصمیمات فاجعه بارش، دار و ندار این مردم را به آتش کشید یا در مواردی فجیع‌تر، نظیر ماجرای شهادت دیپلمات‌های ما در مزار شریف که همین چند روز قبل سالگرد آن بود، تصمیم مسئول و مسئولانی سبب شد چندین نفر از بهترین جوانان این مرز و بوم در غربت جان بدهند و مانند آن، آن گاه باید با آن مدیر چه کرد؟ مگر نه آنکه فراوان از این مدیران داشته‌ایم؟ چرا کسی از این‌ها حساب نمی‌کشد و چرا پس این فجایع، این‌ها می‌روند و در افق گم می‌شوند و یا حتی در مواردی می‌روند پست بالاتری می‌گیرند! در همین مورد اخیر، همه جهان دریافته است که تصمیمات بخش اقتصادی مملکت توسط هر فرد یا جمعی گرفته شده، یک فاجعه تمام عیار بوده، چرا کسی پاسخگو نیست؟ چرا کسی سراغ این‌ها نمی‌رود؟