جنگ تحمیلی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان در حالی وارد سومین روز خود شده که نشانههای اولیه پشیمانی در دونالد ترامپ (با سخن گفتن از مذاکره) و بخشی از جامعه آمریکایی برای مشارکت در نبردی که علناً نفعی برای یانکیها نخواهد داشت، آشکار شده است. با وجود این، به نظر تصمیمسازان، ایران دیگر به این راحتیها حاضر به کوتاه آمدن و نشستن پای میز مذاکره نخواهد بود. تهاجم دوباره به خاک کشورمان و هدف قرار دادن رهبر معظم انقلاب اسلامی آن هم در میانه دور دیگری از مذاکرات، راه دیپلماسی را سد کرده و موجب شده جمهوری اسلامی با توان به میدان دفاع بیاید و منافع دشمن در سرتاسر منطقه را مورد هدف قرار داده و آنها را در تنگنا قرار دهد.
اکنون در شرایطی که علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی تأکید کرده تهران هیچ مذاکرهای با واشنگتن نخواهد داشت؛ چرا که ترامپ سربازان آمریکایی را فدای قدرتطلبی اسرائیل کرده است و سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه نیز به صراحت میگوید این ایران است که زمان و نحوه پایان جنگ را تعیین خواهد کرد، بررسی گزینههای موجود که میتواند بر آینده جنگ به نفع تهران اثرگذار باشد خالی از لطف نیست.
۱. سلاح ژئواستراتژیک: با وجود حملات سنگین نظامی، ایران ظاهراً هنوز یکی از استراتژیکترین گزینههای خود برای تحمیل خسارت بر دشمن را برای روز مبادا زیر میز نگه داشته؛ سلاح ژئواستراتژیک اقتصادی که برآوردن آن میتواند نه تنها غرب بلکه کل دنیا را تحت تأثیر قرار دهد و آن هم بستن کامل تنگه استراتژیک هرمز است. ایران تاکنون فقط اقدام به کنترل عملیاتی تنگه برای مدیریت رفتوآمد کشتی و نفتکشها و نه بستن کامل آن کرده است. همین حرکت ناچیز سبب جهش ۱۰درصدی قیمت جهانی نفت و قرار گرفتن آن در محدوده بشکهای ۸۰ دلار شده است. حال تصور کنید جمهوری اسلامی این گزینه را روی میز قرار داده و گذرگاه آبی که بیش از ۲۰درصد انرژی جهان از آن عبور میکند را ببندد؛ آن گاه تصور کنید چه اتفاقی میافتد؟ دشمن به هیچ عنوان یارای مقابله با تبعات چنین تصمیمی را نخواهد داشت.
۲. سایه جنگ فرسایشی: به نظر میرسد ترامپ در قمار ضدایرانی خود با تصور جنگ محدود، چنین میپنداشت که پس از آغاز حملات میتواند به آشوبها علیه جمهوری اسلامی دامن زده و با ایجاد ناآرامی، در گام نخست تصمیمسازان تهران را به دادن امتیاز پای میز مذاکره وادار کند و در حالت حداکثری فروپاشی نظام را رقم بزند. با این حال پس از آغاز حمله و عدم همراهی داخلی با تهاجم خارجی، اکنون ترامپ که از دستیابی به این اهداف ناامید شده، از جدول زمانی چهار هفتهای در نبرد با ایران سخن گفته است. این یعنی در شرایطی که واشنگتن از گرفتار شدن در جنگی طولانی و فرسایشی هراس دارد، جمهوری اسلامی با تجربه جنگ ۱۲روزه برای نزاعی بلندمدت و حتی چریکی برنامه چیده و کاملاً آماده آن است؛ موضوعی که بدون تردید دشمن را در ادامه تجاوز به خاک کشورمان به فکر فرو برده و در محاسبات آنها تغییر ایجاد خواهد کرد.
۳. پاشنه آشیل دونالد: تا انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان آمریکا چیزی نمانده، از اینرو اعلام جنگ به ایران به پاشنه آشیل ترامپ تبدیل شده که ضمن اثرگذاری بر آینده منازعه، حیات سیاسی وی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. طی دو روز گذشته شاهد موج مخالفتها با ورود رئیس جمهور آمریکا به نبردی بودیم که بسیاری آن را نه در راستای منافع کشورشان بلکه برای اسرائیل میدانند. در این راستا، کاربران با ترند کردن هشتگ send barron از ترامپ خواستند پسرش را برای جنگ به خاورمیانه بفرستد. مخالفتها میان تصمیمسازان و نمایندگان آمریکایی هم شدید شده، به گونهای که طبق اخبار به بیرون درز کرده هراس درون پنتاگون درباره اینکه درگیری با ایران ممکن است تشدید شده و هفتهها طول بکشد بالا گرفته است. همزمان نمایندگان آمریکایی هم مواضع صریحتری مقابل ترامپ اتخاذ میکنند. به طور نمونه برنی سندرز، نماینده برجسته دموکرات در واکنش به دستور حمله به ایران نوشت: ترامپ گفته به ایران حمله کرد؛ چراکه نباید به این کشور اجازه دسترسی به سلاح هستهای داد، جدی؟ این همان رئیس جمهور است که ماه ژوئن گذشته (هنگامه جنگ ۱۲روزه) گفت تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی به کلی نابود شده است. ویتنام، عراق و ایران. یک دروغ دیگر، یک جنگ دیگر. کریس مورفی دیگر سناتور آمریکایی تأکید کرد: هیچ کس خواهان این جنگ نبود. مردم خواستار غذا، خدمات درمانی و کاهش قیمت انرژی بودند. حالا همه اینها گرانتر خواهند شد. این جنگی احمقانه است که از سوی پیرمردی فرتوت به راه افتاده که میخواهد افکار عمومی را از شبکه سوءاستفاده جنسی که گفته میشود با آن مرتبط است، منحرف کند.
۴. تنهایی ترامپ: رئیسجمهور آمریکا با گرای نخست وزیر رژیم صهیونیستی در شرایطی وارد وادی جنگ گسترده با ایران شده که در محیط بینالملل کسی را کنار خود نمیبیند. روسیه و چین به صراحت مخالفت خود را با این اقدام اعلام کردهاند. جالبتر از همه نوع واکنش متحدان اروپایی واشنگتن است. قاره سبز تا دیروز عملاً موضع قابل توجهی درباره جنگ جاری نداشت. با این حال اگرچه دیروز وزیر خارجه انگلیس در میان بیمیلیها مدعی شد برای رفع تهدیدها مشکلی با استفاده ایالات متحده از پایگاههایش برای حمله به ایران ندارد، اما همزمان یوهان واده فول، وزیر خارجه آلمان آشکارا اعلام کرد برلین «هیچ قصدی برای مشارکت» در نزاع نداشته و ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه هم تنها به ابراز همراهی کلامی با اقدامهای کاخ سفید بسنده کرده و سپس واشنگتن را مورد نکوهش قرار داده و گفته بهتر بود ترامپ اقدام تهاجمی خود را با تأیید شورای امنیت انجام میداد نه به صورت غیرقانونی و یکطرفه.
۵. بحران انرژی: در شرایطی که تهران هنوز بستن تنگه هرمز را اعلام نکرده و این ابزار را برای روز مبادا نگه داشته، اما در چند روز اخیر شاهد افزایش قیمت در بازار انرژی جهانی هستیم. با افزایش درگیریها بازارهای جهانی بیشتر دچار تلاطم شده و قیمت گاز در اروپا تا ۲۵ درصد افزایش یافته، اتفاقی که محصول نگرانی از اختلاف عرضه نفت و گاز از خلیج فارس است. تنگه هرمز به عنوان شاهراه انرژی نقش محوری دارد؛ چرا که حدود ۱۰درصد تجارت جهانی و ۲۰درصد سوخت جت از این گذرگاه عبور کرده، بنابراین هر گونه محدودیت و تهدید به بستن آن بلافاصله به افزایش قیمت و تورم جهانی منجر خواهد شد. حال در چارچوب جنگ منطقهای و حماقت تحمیل شده با نقشآفرینی آمریکا و رژیم صهیونیستی، توانمندی موشکی و پهپادی ایران به متغیری تعیینکننده در معادله انرژی تبدیل شده است.
۶. جنگ منطقهای و شگفتانههای نظامی: رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیتالله العظمی خامنهای پیشتر به صراحت هر گونه ماجراجویی علیه ایران را جنگ منطقهای خطاب کرده و درباره چنین ماجراجویی هشدار داده بودند. این روزها بیش از پیش حقیقت وجودی این نکته سنجیده ایشان به منصه ظهور رسیده است. بر این اساس با ادامه منازعه، روز گذشته حزبالله لبنان با شلیک چندین موشک علناً ورود خود به جنگ انتقامی رهبر امت اسلامی را اعلام کرده و حالا صهیونیستها باید بیشتر از مرزهای شمالی هراسان باشند. انصارالله یمن نیز آغاز دوباره حمله به کشتیهای متخاصم در بابالمندب را اعلام و از سویی حاکمان ریاض را به زدن شرکت نفتی آرامکو در صورت استمرار همراهی با توطئههای دشمنان تهدید کرد. این اتفاقها باید واشنگتن و تلآویو را بیشتر نگران کند؛ چرا که ادامه تهاجم غیرقانونی علاوه بر رسوایی آنها، زمینهساز اتحاد امت اسلامی علیه استعمار منطقهای آنها شده و دشمن را به ناکامی خواهد کشاند.در این میان سقوط سه جنگنده آمریکا در کویت، حمله به ساختمان نخستوزیری رژیم صهیونیستی و هدف قرار دادن تاسیسات آرامکو در یکی از شهرهای عربستان نشان داد که جمهوری اسلامی ایران شگفتانههای نظامی خاصی برای این جنگ تدارک دیده است.
۷. نسقکشی از اعراب: تهران اگرچه پیشتر بارها بر ضرورت شکلگیری پیمانهای منطقهمحور با هدف ایجاد امنیت جمعی و مشارکتی بدون مداخله بیگانگان تأکید داشت ولی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با اتکا به بیگانگان، بیتوجه به این توصیه، جغرافیای خود را به پایگاه دشمن تبدیل کردند. همین مسئله سبب شد جمهوری اسلامی در صحنه تقابل ایجاد شده این پایگاهها را هدف گرفته و علناً شیوخ عربی را درباره اشتباه آنها مورد بازخواست قرار دهد.در حالی که اعراب حاشیه جنوبی خلیج فارس به واسطه وابستگی امنیتی به غرب و همچنین وابستگی اقتصادی به درآمدهای نفتی و گردشگری، در خانه شیشهای نشستهاند، شرایط پیش آمده برای آنها درسها و عبرتهایی دارد؛ اینکه امنیت، عاریهای و خریدنی نیست بلکه این ایران است که همیشه همسایه آنها بوده و خواهد ماند و بهتر است به جای امید بستن به غرب، در همراهی با تهران امنیت پایدار را برای منطقه رقم بزنند. میگویند عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. البته خیانت جاری آمریکا در عدم تأمین امنیت کشورهای عربی و اینکه در زمان جنگ این اسرائیل است که برای یانکیها مهم است در نهایت شاید سبب شود شیخنشینها با تجدید نظر در پیمانهای امنیتی عاریهای با غرب، امنیت مشارکت منطقهای را اولویت خود قرار دهند، اتفاقی که میتواند محصول جنگطلبی غیرعقلانی ترامپ تلقی شود.
خبرنگار: هدایت جاوید




نظر شما