سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۸

گفت و گوی قدس انلاین با خالق اثر جاودانه نوایی، نوایی

من با همین سازِ به ظاهر ساده تا کنون بیش از 760 مدرسه ساخته ام!

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: استاد عثمان محمد پرست، معروف به عثمان خوافی بی شک یکی از مفاخر ملی ایران محسوب می شود که با وجود داشتن بیش از 70 سال سن، با نوای جاودانه و پنجه سحر انگیز خویش شوری بی مانند در وجود شنوندگان برپا می نماید.

به گزارش قدس انلاین این هنرمند دوتار نواز خراسانی در شهرستان خواف از توابع خراسان رضوی به دنیا آمد و از سن ۱۰ سالگی به نواختن این ساز پرداخت. عثمان محمد پرست آثار مطرح و معروفی دارد که مطرح ترین آنها، بی شک مقام نوایی از اشعار طبیب اصفهانی می باشد که با پنجه سحرآمیزش از چاوشی و سرحدی گرفته تا دیگر مقام های این دیار، اجراهای گوناگونی را در عین وحدت آفریده است، از این رو به گفت و گویی درباره دوران جوانی و فعالیت های کنونی اش پرداختیم که از نظرتان می گذرد.

استاد لطفا کمی از چگونگی ورود خود به عرصه موسیقی مقامی و سختی های آن بگویید.

همانطور که می دانید من در شهرستان خواف و در یک نقطه دور افتاده به دنیا آمدم و در خانواده ای بسیار معمولی از نظر مالی رشد و نمو یافتم و از آنجایی که در روستای ما تا ابتدایی امکان درس خواندن بیشتر فراهم نبود، پس از آن مشغول به کار شدم و دیگر ادامه تحصیل ندادم. اما در راه فراگیری این ساز مشقت های بسیار زیادی را تحمل نمودم، چرا که در آن زمان به مانند امروزه استاد و مکانی برای آموزش وجود نداشت و من به صورت خودآموز و تنها با توجه به عشق و علاقه ای که به دوتار داشتم به تمرین آن می پرداختم و سرانجام نیز ثمره تلاش ها و ممارست خود را دیدم. ولی در آن دوران چون این ساز دارای جایگاهی نبود و بیشتر وسیله در دست دوره گردان محلی و گاه مجالس لهو لعب بود، والدینم با نواختن این ساز بوسیله من ناراحت بودند و دلِ خوشی از این ماجرا نداشتند و حتی این امر موجب تاخیر در ازدواج من نیز شد.

چرا ساز زدن موجب تاخیر در ازدواج شما شد؟

در آن روزگار متاسفانه این ساز دارای مقام و جایگاهی به مانند امروزه نبود و متاسفانه مردم دیدی مثبت بدان نداشتند ومتقابلا نوازنده آن را نیز به چشمِ دیگری می نگرستند، که متاسفانه این ماجرا نیز شامل حال من شده بود. اما دست تقدیر سرنوشت مرا جوری دیگر رقم زد. روزی که در یکی از باغ های مادری ام در حال گذر بودم، ناگاه نگاهم به دختری افتاد که در حال عبور از آن جا بود و من هم با یک نگاه به قول معروف «گرفتار او شدم» و مهرش در دلم نشست. اما من در این بین با دو مشکل مواجه بودم، نخست اینکه پدر آن دختر قاضی بود و ما از قشری معمولی و دیگر آنکه من ساز می نواختم. از این رو چندین بار واسطه هایی را برای راضی کردن آن ها فرستادم اما فایده ای نداشت تا اینکه سرانجام شبی عزم خود را جزم نمودم و با توکل به خداوند شخصا به درب منزل آنان رفته و پس ورود در مقابل والدین آن دختر حرف های خود را زدم. البته باید بگویم در آن دوران به هیچ وجه رسمی بدین صورت وجود نداشت که داماد خودسرانه به خواستگاری رود ولی خلاصه جوانی بود و عشق. به هر حال پدر و مادر آن دختر پس از شنیدن سخنان من و مشاهده میزان علاقه من به فرزندشان، سرانجام راضی به ازدواج ما شدند.

یعنی با مساله دوتار نوازی نیز کنار آمدند؟ نظر همسرتان درباره هنر شما چه بود؟

نمیدانم به راستی چه شد که با وجود اینکه تنها من جوانی 17 ساله بودم همسرم و والدینش به من اعتماد کردند و حرف من را مبنی بر اینکه من فقط در راه خیر این ساز را می نوازم پذیرفتند و من نیز جواب اعتماد آن ها را دادم، به نحوی که تاکنون که نزدیک به 60 سال است که در عرصه موسیقی به صورت جدی مشغول می باشم، حتی یکبار در راه منافع شخصی و یا فعالیت های غیر مشروع این ساز را ننواخته ام و این یکی از افتخارات زندگانی من است.

استاد همه شما را با قطعه معروف «نوایی، نوایی» می شناسند، لطفا کمی درباره چگونگی خلق این اثر توضیح بفرمایید.

در ابتدا باید بگویم که پدیدآور اصلی این قطعه من می باشم، به نحوی که برای نخستین بار آن را در سال 1340 ضبط نمودم و هنوز این اثر باقیست و افرادی که امروزه آن را به خود نسبت می دهند باید در گفتار خود تامل نمایند. اما درباره این اثر باید بگویم که در دوران جوانی در روستای ما فردی بود به نام نور محمدخان سلیمانی از اهالی افغانستان که روزی برای من به بیان زندگی نامه امیر علیشیر نوایی و فعالیت های عام المنفعه او و نیز به بیان تبحرش در عرصه موسیقی پرداخت و من با توجه به اینکه در آن زمان هنوز جوانی خام بودم، پیوسته سخنان وی را درباره این شخصیت در ذهن خود واکاوی می نمودم تا اینکه روزی در مراسم بدرقه حاجیان، پیری چاوش خوان این شعر معروف طبیب اصفهانی را خواند:

غمش در نهان خانه دل نشیند                              بنازی که لیلی به مهمل نشیند

و من را بسیار تحت تاثیر قرار داد و این نقطه ی آغازی شد برای ساختن این قطعه جاودانه.

با توجه به سال ها فعالیت هنری و خدمت به این مرز و بوم، حمایت مسئولین از شما چگونه بوده است؟

چه عرض نمایم که نگفتنش بهتر است! متاسفانه مسئولین هیچ گاه حمایت جدی نه از نظر مالی و نه از نظر معنوی از من نداشته اند. حتی گاه از نظر کلامی این امر را دریغ می نمایند. ولی همین مسئولین باید بدانند که من با همین سازِ به ظاهر ساده تا کنون بیش از 760 مدرسه احداث کرده ام. از آنجایی که من در دوران کودکی از امکانات آموزشیِ مناسبی برخوردار نبودم، عزم خود را جزم نمودم تا به ساختن مدارسی بپردازم که فرزندان این مرزو بوم از آن بهره مند شوند. از این رو با همکاری مجتبی کاشانی، «جامعه یاوری فرهنگی» را بنیاد نهادیم. اما مسئولین باید بدانند که ما هنرمندان تا زنده هستیم باید به حمایت از ما بپردازند، چرا که پس از مرگ ما دیگر برپایی مراسم تجلیل و یادبود و گرامیداشت هیچ فایده ندارد.

برچسب‌ها

نظرات

  • رحیم ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۰:۴۳
    2 0
    خداییش استادی چیره دست است
  • جوان ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۰:۴۵
    3 0
    به راستی چرا همه وقتی چنین اساتیدی فوت می کنند به یاد تجلیل از آن ها میفتند؟ مسئولین از خاب بیدار شوید لطفا
  • خوافی ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۰:۵۰
    3 0
    بسیار زیبا بود. خدا قوت استاد
  • درخواست ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۰:۵۵
    2 0
    اگر ممکن است آهنگ نوایی نوایی را نیز بگذارید. بسیار شتیدنی و دلنشین است.
  • محسن اصغری ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۱:۳۱
    3 0
    خیلی جالب بود. من نمیدونستم خالق این اثر ایشون هستن ممنون
  • 313 ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۱:۳۲
    3 0
    غمش در نهان خانه دل نشیند بنازی که لیلی به مهمل نشیند
  • محمودی ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۱:۴۰
    3 0
    سپاس خواندنی بود
  • مهسا وفایی ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۲:۱۲
    3 0
    من الان آهنگ نوایی نوایی این هنرمن رو دانلود کردم و گوش دادم. واقعا معرکه بود.
  • مسعود حکم آبادی ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۲:۱۷
    3 0
    ماجرای ازدواج کردنش خیلی جالب بود
  • رحمان ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۲:۲۶
    3 0
    ایشون چند سالشه؟
  • محجوب ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۱۳:۴۶
    3 0
    چرا از ایشان مجلس تقدیر و تشکری به عمل نمی آید؟
  • عبدالکریم ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ - ۲۳:۴۶
    2 0
    جالب بود
  • zahra ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ - ۱۰:۱۰
    2 0
    پنجه و صدایی گرم دارد این استاد
  • عظیمی ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ - ۱۹:۲۵
    2 0
    استاد خیلی ارادت داریم به شما
  • جواجه احمدی ۱۳۹۳/۱۱/۲۹ - ۱۹:۲۶
    2 0
    هنر نزد ایرانیان هست و بس

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.