چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۰

فارغ التحصیلان دانشگاهی پشت درهای بسته بازار کار

وقتی فوق لیسانس باستان شناسی ، آرایشگر می شود و دکترای مدیریت نقاش ساختمان !

وقتی فوق لیسانس باستان شناسی ، آرایشگر می شود و دکترای مدیریت نقاش ساختمان !

دل شان را به این خوش کرده اند که با دانشگاه رفتن و گرفتن یک مدرک دانشگاهی می توانند به راحتی وارد بازار کار رشته مورد نظرشان بشوند. اما شمار زیادی از این دانشجویان امیدوار، بی اطلاع هستند که پس از تحصیل باید عطای کار کردن در همان رشته را به لقایش ببخشند چرا که کاری برای شان موجود نیست یا اگر هم باشد سابقه کاری می خواهد!

موضوع تکراری و تاسف بار بیکاری دانش آموختگان، سال های سال است که از این دولت به آن دولت منتقل می شود و مثل یک بیماری واگیردار هر روز ویروس های آن گریبان شمار زیادی از دانشجویان را می گیرد. هر روز بر تعداد دانش آموختگان بیکار افزوده می شود و چرخه آموزش عالی متاسفانه در کشورمان کارایی های لازم خود را از دست داده است. چرخه ای که تنها با صرف هزینه های میلیاردی برای دانشجویان به خودش و کشور لطمه می زند چرا که خروجی های این هزینه کردها تنها یک سری دانش آموخته بیکار هستند!

قسمت تاسف بار ماجرا اما جای دیگری رقم می خورد. وقتی دانش آموختگان مجبور می شوند در کاری مشغول شوند که هیچ ارتباطی با مدرک و مقطع تحصیلی شان ندارد. تصورش را بکنید که یک باستان شناس فوق لیسانس، آرایشگر می شود یا دکتری مدیریت دولتی نقاش ساختمان! یا فوق لیسانس رایانه در آشپزخانه کار کند. کم نیستند افرادی که پس از تحصیل چند ماهی دنبال کار هستند اما در نهایت سابقه کاری، کار خود را می کند و نیروهای جوان به هیچ عنوان در اولویت جذب قرار ندارند. پرسش کلی اینجاست اگر سابقه کاری برای سن بالاها در نظر گرفته شده پس چرا در ورود به دانشگاه ها تا این حد باز مانده که افراد زیادی هر روز بیکارتر شوند؟

لیسانس تربیت بدنی؛ آشپز رستوران

اما افرادی که نمی توانند شغل متناسب با رشته خودشان پیدا کنند، ناچارند سری به سرچ های اینترنتی بزنند و در آنجا کاری بیابند. نمونه این اتفاق ناخوشایند برای مریم پناهی پیش آمده است.

او در گفت و گو با خبرنگار ما درباره سرنوشتی که پس از پایان تحصیلات در انتظارش بود، می گوید: خردادماه امسال درسم تمام شد. من لیسانس تربیت بدنی دارم و به راحتی می توانستم در مدارس به عنوان مربی تربیت بدنی دختران فعالیت کنم. اما برای سال تحصیلی جدید هر چه دنبال کار گشتم نتوانستم جایی پیدا کنم. تا اینکه یک روز در آگهی های جویای کار، متوجه شدم که آشپزخانه یک رستوران به دنبال دستیار آشپز است.

مریم می افزاید: مجبور شدم در مقابل دریافت دستمزدی 850 هزارتومانی این کار را قبول کنم. محیط کارم برای من که یک دختر محجبه هستم مناسب است اما این کار در شان من نیست. جویای کار در نقاط دیگری از تهران هستم و امیدوارم بتوانم به زودی از این کار فعلی جدا شوم.

از او درباره شرایط کاری سوال می کنم که البته پاسخش زیاد دور از انتظار نیست: در مقابل پولی که می گیرم سختی های کار زیادی دارم. فکر می کنم اگر در رشته مرتبط کار کنم بهتر از این می توانم درآمد داشته باشم. نمی دانم چرا وقتی کشور نمی تواند برای دانشجویان خود کاری پیدا کند پس چرا این همه دانشجو با هزینه های گزاف تربیت می کند؟

تولیدی هایی که سرپناه بیکاران شده اند

در برخی از موارد دیده شده که دانشجویان پس از تحصیل شان به تولیدی های دانشگاه شان پناه می برند تا بتوانند پس از تحصیل درآمدی داشته باشند چون می دانند هیچ شغلی بیرون از دانشگاه در انتظارشان نیست. از سوی دیگر کار کردن در شغلی که هیچ ارتباطی با رشته مورد نظر ندارد کم کم آن ها را از فضای درسی که خوانده اند دور می کنند و حتی تخصص خود را هم از دست می دهند. متاسفانه این تعداد از دانش آموختگان بیکار در کشورمان کم نداریم که حتی سواد خود را فراموش کرده اند در مقابل خیلی راحت در رستوران ها ظرف می شویند یا بهترین فست فود را درست         می کنند یا حتی بهترین آرایشگر شده اند!

تحصیلاتم را فراموش کرده ام

زیبا کیا یکی از آن دانش آموختگان در مقطع فوق لیسانس است که نرم افزار کامپیوتر خوانده اما چهار پنج سالی است که از سر ناچار تدوینگر شده است.

زیبا در این باره به خبرنگار ما می گوید: سال هاست از رشته ای که خوانده ام فاصله گرفتم. یکی از ویژگی مهندسی نرم افزار به روز شدن اطلاعات و دیتاهاست که من چندسال است از آن فاصله گرفته ام. به طوری که اگر قرار باشد روزی در این حرفه وارد شوم باید یک دوره آموزشی پشت سر بگذارم! به نظر شما این مایه تاسف نیست که یک دانش آموخته از سر ناچاری مجبور باشد در شغل دیگری کار کند؟

این دانش آموخته یکی از دلایل پیدا نشدن شغل در رشته مرتبط را سابقه کاری می داند و درباره آن می گوید: روزی که من در رشته خودم دانش آموخته شدم سابقه کاری باید از کجا می آوردم؟ این روزها وقتی با مدرک تحصیلی به سراغ شرکت ها و ادارات برای کار می رویم، آن ها مدام سابقه کاری را پیش روی مان می کشانند که به این معناست به نیروهای جوان اعتمادی برای کار نیست! در مقابل نیروهایی با مدرک تحصیلی پایین تر که در رشته ای غیرمرتبط درس خوانده اند به جای ما در حال همکاری هستند.

زیبا ادامه می دهد: شرکت های زیادی در کشور ریشه دوانده اند که به راحتی می توانند دانش آموختگان جوان را جذب کنند، اما کافی ست این شرکت ها به آن ها اعتماد داشته باشند و نتیجه کار خود را می بینند. همه مسوولان هم این را بدانند که دانشجو هیچ سابقه کاری ندارد و باید کمی به آنها اعتماد کرد. یکی از دوستانم با لیسانس رایانه آرایشگر شده و دوست دیگرم با مدرک فوق لیسانس در یک اداره حسابدار شده است.

او اما یک پیشنهاد هم برای ورود افراد بیکار در رشته خودشان به بازار کار مطرح می کند و می گوید: باور کنید تعداد زیادی از ما که در رشته خودمان کار نمی کنیم می توانیم حتی تا شش ماه حقوق دریافت نکنیم تا کیفیت کارمان به شرکت ها ثابت شود. حتی حاضریم در دوره های آموزشی شرکت کنیم اما سابقه کاری چیزی را حل نمی کند و نتیجه ای در بر ندارد. بهتر است ادارات و ارگان ها به جوان ها جویای کار اعتماد کنند. وقتی جوانان این فضاها را تجربه کنند به طور قطع سابقه کاری هم ساخته می شود.

بیکاری در رشته های باکلاس بیشتر است

عده زیادی از دانشجویان هم تمایل دارند در رشته های درس بخوانند که به اصطلاح کلاس بیشتری دارد اما از بیکاری پس از دانش آموختگی خبر ندارند. هوافضا یکی از این رشته هاست که تعداد دانش آموختگان بیکارشان هم کم نیست. اگر هم شغلی داشته باشند کمتر با رشته شان مرتبط است.

امید آهنگری یکی از این دانشجویان است که فوق لیسانس هوافضا از دانشگاه علم و صنعت دارد اما نتوانسته در رشته خودش تحصیل کند. به گفته امید این رشته هر روز آپدیت می شود و فرد حتما باید در رشته خود کار کند.

امید می گوید: بعد از اینکه نتوانستم در رشته خودم مشغول به کار شوم و از محاسبات ریاضی دور ماندم مجبور شدم به کار اداری روی بیاورم و اخبار رسانه ها را چک کنم. برخی ارگان ها که با رشته های هوافضا ارتباط دارند تحت شرایط خاصی دانش آموختگان این رشته را ها جذب می کنند که این شانس شامل حال همه ما نمی شود. بنابراین تعداد زیادی از دانش آموختگان بیکار می مانند. یکی از دوستان من در رشته هوافضا مجبور شده نظافتچی یک شرکت تولید کننده سیمان باشد. او از سر اجبار این کار را قبول کرده است.

به کجا چنین شتابان؟

متاسفانه سیل بیکاران دانشگاهی در کشور ما رو به افزایش است. هر روز بر تعداد دانش آموختگان بیکار افزوده می شود البته کاملاً مشخص است که مسئولان دانشگاهی خود را در مقابل این اتفاق ناگوار بی مسئول می دانند چرا که تنها متولی یافتن کار برای دانشجویان را وزارت کار می دانند. همه بر این امر آگاه هستیم که وزارت خانه ها هیچ کدام شان مسوولیت اشتغال دانشجویان را بر عهده نمی گیرند. تنها امیدی که دانشجویان برای کار دارند سایت های اینترنتی جویای کار است که با حقوق های اندک و زیر یک میلیون تومان می توانند جای امنی برای کار دانشجویان و دانش آموختگان بیکار باشند. از سوی دیگر هر روز بر تعداد آمارهای دانش آموختگان بیکار افزوده می شود. اما ظاهراً این آمارهای تکان دهنده افکار عمومی ناراحت تر می کند اما ذهن های متولیان اشتغال همچنان به موضوعات دیگری معطوف می شود.  

 

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.