جمعه ۸ مرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰

یادداشت؛

مسئولیت ما در قبال مکتب امام صادق(ع)

مسئولیت ما در قبال مکتب امام صادق(ع)

امروز در عرصه جهان و در مقابل سیل شبهات و هجمه های فکری صهیونیسم و مذاهب ضد شیعه و در مقابل الحاد غرب و عقاید منحرف، داشته های ما چه میزان است و از آنها چقدر بهره می گیریم؟

به گزارش قدس آنلاین به نقل از خبرگزاری مهر، متن زیر یادداشتی از آیت پیمان مسئول دبیرخانه شورای دین پژوهان کشور است که از نظر می گذرد.

فرصت شناسی و جلوگیری از فرصت سوزی اولین درس امام صادق (ع) به ما شیعیان در همه عصرها ونسل ها است، وافسوس که این درس را خوب نیاموخته ایم وخوب بکار نبسته ایم.

شناخت ظرفیت و ویژگی های زمان و استفاده بهینه از فرصت واولویت بندی و ظایف و مقدم داشتن کارهای اصلی و زیربنایی بر امور فرعی و رجحان دادن تعلیم و تربیت و انسان سازی بر همه امور، و استفاده کامل از تمام مقدورات و امکانات زمان برای تبلیغ ومعرفی برتری های تشیع بر سایر مذاهب، از ویژگی ها و اخصاصات مکتب علمی امام صادق(ع) است.

امروز ما پیروان مکتب آن امام همام در دشوارترین وپرمخاطره ترین عصر وزمان قرار داریم وهجمه ها وشبیخونها و حمله های فکری وعقیدتی واخلاقی وسیاسی ونظامی دشمنان اسلام ناب محمدی ما را مورد محاصره کامل قرار داده است، اما ما هم امکانات ومقدورات فراوانی در کشور وجهان دایم که از ظرفیت های آن به خوبی استفاده نمی کنیم و در فرعیات و حاشیه ها فرو می رویم و از اصول باز می مانیم.

برای این مدعا دلایل و شواهد فراوان دارم که در این مقال نمی گنجد وبرای نمونه به یکی از ده ها نقصان خودمان اشاره می کنم.

دانش آموزان همه کشورهای جهان وایران خودمان در طول تحصیلات ابتدایی با دانشمندان ونظریه پردازان و مخترعین ملت های مختلف  همچون کخ، پاسکال، پاستور، نیوتن، انیشتین افلاطون، فیثاغورس، بطلمیوس و... الزاما آشنا می شوند و تاریخ و زندگی و عملکرد آنان را حفظ کرده و امتحان می دهند، حتی آن دسته دانشمندانی که کشف یا نظریه علمی آنها در اثر رشد علم باطل و منسوخ اعلام شده است، اما با افسوس فراوان باید گفت که در دانشگاه ها و مراکز آکادمیک و تحقیقاتی اروپا وآمریکا و حتی آسیا این بنده شخصا با رؤسای دانشگاه ها ودانشمندان و اساتید مشهور ادیان مختلف مواجه بودم که شناختی از امام صادق و مکتب علمی آن امام و تاریخ و سیره و دست آوردهای عظیم و تمدن ساز و فرهنگ ساز دانشگاه بزرگ و چهار هزار نفری وی ازهمه ملیت ها و مذاهب و در همه رشته های علوم تجربی و ریاضی و فیزیک و شیمی و هیات و نجوم و طب و علوم انسانی و علوم دینی و فقه و... نداشتند و با کمال نا باوری ما، اظهار می کردند که اولین بار است می شنویم و از ما سند ادعایمان را مطالبه می کردند!

این درد بزرگ را چگونه بیان کنیم که ما از لاک بسته محیط اطرافمان و محل و مدرسه مان سر بیرون نیاورده ایم وجهان را ننگریسته ایم و با زمان پیش نرفته و فرصت هایمان را سوزانده ایم و به کم قانع بوده ایم و همت مان را کوتاه واهدافمان کوچک گرفته ایم.

اینک بر همه اندیشوران و عالمان و مدیران علمی حوزه ها و دانشگاه ها و دین پژوهان بار این مسئولیت عرضه می شود که دین خود را به امام صادق (ع) و مذهب او و مکتب علمی او ادا نمایند و نقش عنصر زمان را در پیشرفت یا عقب ماندگی خویش از یاد نبریم. و درس فرصت شناسی و استفاده از زمان و ابزار زمان را از آن امام بزرگوار بیاموزیم و بکار ببندیم.

زمان امام صادق(ع)، زمانِ تزلزل حکومت بنی امیّه و فزونیِ قدرت بنی عبّاس بود و این دو گروه مدّتی در حال کشمکش و مبارزه با یکدیگر بودند. از زمان هشام بن عبدالملک، تبلیغات و مبارزات سیاسی عبّاسیان آغاز گردید و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلّحانه و عملیات نظامی گردید و سرانجام در سال 132 به پیروزی رسید. بنی امیّه در این مدّت، گرفتار مشکلات سیاسی فراوان بودند، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند.

عبّاسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل میکردند، فشاری از طرف آنان مطرح نبود. از اینرو، این دوران، دوران آرامش و آزادی نسبیِ امام صادق(ع) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده کرده و تلاش فرهنگیِ وسیعی را آغاز کرد. او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احکام و بسط کلام شیعی را فراهم ساخت که مذهب شیعه به نام او به عنوان مذهب جعفری شهرت یافت.

امام صادق(ع) با تمام جریان های فکری و عقیدتی آن روز برخورد کرده و موضوع اسلام و تشیّع را در برابر آنها روشن ساخته و برتری بینش اسلام شیعی را ثابت کرده است. امام صادق(ع) هر یک از شاگردان خود را در رشته ای که با ذوق و قریحه او سازگار بود، تشویق و تعلیم می نمود و در نتیجه، هر کدام از آنها در یک یا دو رشته از علوم مانند: حدیث، تفسیر، فقه و کلام، تخصّص پیدا می کردند.

هشام بن سالم می گوید: روزی با گروهی از یاران امام صادق(ع) در محضر آن حضرت نشسته بودیم. مردی شامی اجازه ورود خواست و پس از کسب اجازه، وارد مجلس شد. امام فرمود: بنشین. آن گاه پرسید: چه می خواهی؟ مرد شامی گفت: شنیده ام شما به تمام سؤالات و مشکلات مردم پاسخ می گویید، آمده ام با شما بحث و مناظره کنم! امام فرمود: در چه موضوعی؟ شامی گفت: درباره کیفیّت قرائت قرآن.

امام رو به حمران کرده فرمود: حمران! جواب این شخص با توست. مرد شامی گفت: من میخواهم با شما بحث کنم، نه با حمران! امام فرمود: اگر حمران را محکوم کردی، مرا محکوم کرده ای !مرد شامی ناگزیر با حمران وارد بحث شد، هر چه شامی پرسید، پاسخ قاطع و مستدلّی از حمران شنید، به طوری که سرانجام از ادامه بحث فرو ماند و سخت ناراحت و خسته شد!

امام فرمود: حمران را چگونه دیدی؟ مرد شامی گفت: راستی حمران خیلی زبردست است، هر چه پرسیدم به نحو شایسته ای پاسخ داد! آن گاه مرد شامی گفت: می خواهم درباره لغت و ادبیّات عرب با شما بحث کنم. امام رو به ابان بن تغلب کرد و فرمود: با او مناظره کن. ابان نیز راه هرگونه گریز را به روی او بست و وی را محکوم ساخت. مرد شامی گفت: می خواهم درباره فقه با شما مناظره کنم! امام به زرارة فرمود: با او مناظره کن.

زراره هم با او به بحث پرداخت و به سرعت او را به بن بست کشاند! شامی گفت: می خواهم درباره کلام با شما مناظره کنم! امام به مؤمن الطّاق دستور داد با او به مناظره بپردازد. طولی نکشید که شامی از مؤمن الطّاق نیز شکست خورد! به همین ترتیب وقتی که شامی درخواست مناظره درباره استطاعت برانجام خیر و شرّ، توحید و امامت نمود، امام به ترتیب به حمزه طیّار، هشام بن سالم و هشام بن حکم دستور داد با وی به مناظره بپردازند و هر سه با دلائل قاطع و منطق کوبنده، شامی را محکوم ساختند. با مشاهده این صحنه هیجان انگیز، از خوشحالی، خنده ای بر لبان امام نقش بست. 

امروز در عرصه جهان و در مقابل سیل شبهات و هجمه های فکری صهیونیسم و وهابیون و بهاییت و فرق و مذاهب ضد شیعه و در مقابل الحاد غرب و عقاید منحرف گروه های درونی و افراط و تکفیر آنان، داشته های ما چه میزان است و از آنها چقدر بهره می بریم؟ و صدای تشیع و پیام امام صادق (ع) را در هیاهوی رسانه های امروزی چه قدر به گوش مردم جهان رسانده ایم.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.