دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۶

آن ها که با همت مسوولان و تلاش خویش خودکفا شدند

روایت خودکفایی سه زن سرپرست خانوار

سرپرست خانوار

جامعه –محمود مصدق:حالا آنقدر درآمد دارند و به قول معروف دست شان به دهنشان می رسد که نه تنها از عهده هزینه های خود و خانواده شان بر می آیند که چند خانواده دیگر را هم از فقر نجات داده اند.رسیدن به چنین موقعیتی برای بیشتر آن ها که سرپرست خانوار هستند،چندان هم آسان نبوده است.

به گزراش قدس آنلاین - فاطمه ایرانمش،تا همین چند ماه پیش مددجوی کمیته امداد بود اما حالا چرخ زندگیش با چرخ های پراید و چرخ خیاطی می چرخد.

فاطمه42 ساله و ساکن زرند استان کرمان است.همسرش جعفر که در یک بنگاه خودرو فعالیت می کرد دو سال پس از ازدواج و همزمان با به دنیا آمدن دخترشان؛ندا بیکار می شود.

با وخیم تر شدن شرایط اقتصادی خانواده به ناچار فاطمه برای تامین بخشی از اجاره خانه و هزینه زندگی شروع به تهیه و فروش رشته خمیر می کند.اما چندی بعد درحالی که پسرش امیر محمد را باردار است با خبر می شود شوهرش با موتورسیکلت زمین خورده و قطع نخاع شده است.

حالا فاطمه مجبور می شود در ازای پرستاری از پیر زنی 80 ساله، در خانه وی ساکن شود تا حداقل دیگر اجاره خانه ندهد.

چندی بعد جعفر از دنیا می رود و امیر محمد به دنیا می آید و در چنین شرایطی تنها راه چاره،پناه بردن به کمیته امداد است. نجات از فقر و فراهم کردن یک زندگی خوب برای ندا و امیر محمد انگیزه اش را بیشتر می کند،بنابر این با قبولی در آزمون رانندگی و دریافت وام 8 میلیون تومانی از بانک،و خرید یک خودروی پراید شروع به مسافر کشی می کند . 

با این همه درآمد مالی مسافرکشی آنقدر نیست که هم از پس اقساط وام بر آید و هم مخارج فرزندانش را تامین کند بنابراین به فکرشغل سوم می افتد و با حضور در کلاس های خیاطی کمیته امداد دیپلم خیاطی می گیرد و چندی بعد با دریافت سه میلیون تومان وام خود اشتغالی یک دستگاه چرخ خیاطی خریداری می کند تا چرخ زندگی خود را بهتر بچرخاند .

"با اجاره کردن یک کارگاه در نزدیکی محل زندگی ام به دوخت و دوز  لباس های مجلسی زنانه هم می پردازم.البته با توجه به اوضاع بد بازار مشتری چندانی ندارم در نتیجه هر روز که سفارش کار نداشته باشم مسافر کشی می کنم .حالا با  حدود  700 هزار تومان درآمد ماهیانه دیگر نیازی به دریافت مستمری از کمیته امداد ندارم.در واقع از این پس خودم می توانم مخارج زندگی بچه هایم را تامین کنم."

  • نان از دل خاک و سنگ

اشرف بهرامی اما از دل خاک و سنگ نان بدست می آورد.او که 52 ساله ساکن شهرستان مشکین دشت است همچون فاطمه،همسرش احمد را که راننده کامیون بود 18 سال پیش در یک تصادف از دست می دهد.این حادثه زندگی او و فرزندانش را به هم می ریزد به طوری که وقتی از پس تامین هزینه های زندگی در تهران بر نمی آید عطای ماندن در پایتخت را به لقایش می بخشد و به شهرستان نزد پدر پیرش می رود. چندی نمی گذرد که با فوت پدر، اشرف تنها حامی و تکیه گاهش را  هم از دست می دهد و به ناچار به کارگری در خانه های مردم رو  می آورد اما وقتی درآمد پایین کفاف هزینه های اجاره خانه و خورد و خوراک بچه ها را نمی دهد، تحت پوشش کمیته امداد قرار می گیرد و تا مدتی مستمری دریافت می کند ولی میل به پیشرفت و داشتن یک زندگی بهتر او را بر آن می دارد تا با دریافت 20 میلیون تومان وام خود اشتغالی از کمیته امداد به کشاورزی روی آورد.

" کشاورزی و باغداری را از کودکی دوست داشتم بنابر این با کمک کمیته امداد آموزش نهال کاری دیدم و پس از گرفتن دیپلم و دریافت 20 میلیون تومان وام خود اشتغالی قطعه زمینی را در حاشیه مشکین دشت اجاره  کردم. ابتدا دو سه نوع نهال تزیینی را پرورش می دادم اما حالا با استقبالی که از نهال هایم شده حداقل هشت نوع نهال پرورش می دهم و به بازار عرضه می کنم ."

او می گوید:"کمیته امداد با دادن آموزش و وام خود اشتغالی ماهیگیری را به من و بچه هایم هدیه کرد.من با نهال کاری سالانه حدود 10 تا 15 میلیون تومان درآمد دارم که نه تنها با آن هزینه دانشگاه دو فرزندم را تامین می کنم بلکه می خواهم جهیزیه دخترم را خریداری کنم."

  • کارآفرینی برای 20 نفر

در این میان اما "مریم شیر محمدی"گوی سبقت از خیلی ها ربوده است. او که سه سال پیش همسرش را به دلیل عارضه قلبی از دست داده ،بدون هیچ منبع درآمدی بار سنگین خانواده سه نفره اش را به دوش می گیرد.در خانه های کوثر وابسته به شهرداری تهران با عروسک سازی آشنا می شود.آن وقت است که با دریافت 15 میلیون تومان وام خود اشتغالی از کمیته امداد به تولید انواع عروسک،جا کلیدی،کیف،جا مدادی و دیگر کارهای دستی می پردازد.

طولی نمی کشد که کیفیت بالا و قیمت ارزان تولیدات این بانوی هنرمند زبانزد اهالی محله می شود تا جایی که برای برآوردن تقاضای مشتریانش تا امروز 20 نیروی کار جوان را وارد چرخه تولید کرده است.

" با فوت همسرم برای تامین هزینه های اولیه خود و فرزندانم حداقل روزی 10 ساعت کار می کردم تا این که ساخت و فروش اسباب بازی را شروع کردم.ابتدا خیلی از روزها دست خالی به خانه بر می‌گشتم اما نا امید نمی شدم چون  مطمئن بودم که برکت زندگی در تلاش و حرکت آدم هاست.تا اینکه یک روز از یکی از مدارس تهران سفارش خوبی دریافت کردم و همه اسباب بازی های تولیدی ام را بفروش رساندم.از آن پس با استخدام چند نفر علاوه بر افزایش تنوع محصولاتم حجم تولیداتم را توسعه دادم ."

او راز موفقیتش را در تولید محصولات با کیفیت و ارزان می داند و می گوید:"تولید با کیفیت و فروش ارزان محصولات یک اصل در علم بازاریابی است به همین دلیل تصمیم گرفتم محصولاتی با کیفیت تولید کنم و با سود کم به بازار عرضه کنم که خدا را شکر  این راهکار نتیجه داد و من حالا هم فروش و هم سود مناسبی  دارم ." 

منبع: روزنامه قدس

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.