چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۶

چرا امام خمینی(ره) مسئولان را به قرائت مناجات شعبانیه توصیه کرد؟

توصیه امام(ره)برای رهایی از دام لیبرالیسم

امام خمینی (ره)

*طیبه مروت

«مناجات شعبانیه از بزرگ‌ترین مناجات‌ها و از عظیم‌ترین معارف الهی و از بزرگ‌ترین اموری است که آن‌هایی که اهلش هستند می‌توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند». این جملات معروف امام خمینی(ره) است که در ۲۹ اسفند ۱۳۶۹در جمع مسئولان کشوری چون رئیس جمهور، رئیس مجلس، نخست وزیر، دادستان کل کشور، رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل انقلاب مطرح کردند. در بیانات امام خمینی(ره) درباره مناجات شعبانیه و جمعی که این سخنان مطرح شده باید تأمل کرد. امام راحل مناجات شعبانیه را بیانگر مسائل عرفانی می‌داند که نتیجه آن ایمان است.

نگاه عرفانی امام(ره) به مناجات شعبانیه زمانی جذابیت بیشتری می‌یابد که همگان او را در قامت یک فقیه و فیلسوف می‌دیدند. امام خمینی(ره)   با وجود این جایگاه علمی در فقه و فلسفه، نگاه تخصصی به حوزه عرفان اسلامی داشته و مناجات شعبانیه را بستر ساز انس با پروردگار عنوان می‌کند. امام خمینی(ره) عبارت «إِلَهِی هَبْ لِی کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ» را روح معنویت اسلامی دانسته که در عرفان عملی از آن به عنوان سیر و سلوک الی‌الله- بریدن از غیر خدا و به سوی خدا رفتن - یاد می‌شود. به باور امام راحل برای دست یافتن به این مرحله از عرفان که انقطاع به سوی خداست، باید معارف الهی کسب شود و انسان مؤمن به این مقام نمی‌رسد مگر با تلقینات و تکرار و ریاضت. سؤالی که از بررسی نگاه امام(ره) به ذهن می‌آید این است که امام خمینی(ره) با توجه به سلوک اجتماعی و اندیشه سیاسی تأثیرگذار بر جامعه خود، چگونه از ریاضت سخن می‌گوید؟

در کتب به جا مانده از امام خمینی(ره) مانند چهل حدیث، آداب الصلوه به موضوع تکرار آداب دینی و ریاضت اشاره شده که موجب می‌شود معارفی را که انسان فرا گرفته به قلبش برسد و به آن‌ها ایمان پیدا کند.

مجموعه تفسیرهایی که امام(ره) درباره مناجات شعبانیه دارند، به یافتن مسیر صحیح در زندگی ختم می‌شود، بنابراین آنچه از عرفان مدنظر امام به دست ما می‌رسد مانند فقه و فلسفه برگرفته از سنت و قرآن است. شریعت محوری ویژگی عرفانی است که امام خمینی(ره) به مخاطب توصیه می‌کنند. به علاوه امام راحل مانند برخی مدعیان عرفان، شخص را به گوشه نشینی دعوت نمی‌کنند، از نظر ایشان انسان عارف یک شخص اجتماعی و حاضر در امور جاری جامعه است. براساس این دیدگاه، امام مربی جامعه‌ای می‌شوند که هوشیاری ویژگی آن است. به عبارت دیگر عرفان امام، عرفانی است که به تمدن سازی ختم می‌شود، تمدنی که انسان در آن برای رسیدن به مقام انسان کامل گام برمی دارد. اما چرا امام این توصیه تاریخی خود را در جمع مدیران ارشد نظام بیان می‌کند، به همین نگاه ایشان به عرفان و اجتماع باز می‌گردد. امام با توصیه به قرائت این مناجات عرفانی به مخاطب یاد آور می‌شود که در هر مقام و جایگاه سیاسی که باشند نباید از حرکت در جاده کمال غافل بمانند، زیرا اگر در مسیری غیر از الگوپذیری از انسان کامل گامی برداشته شود، حکومت و جامعه از مسیر دینی خارج و به سمت لیبرالیسم حرکت خواهد کرد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.