چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۶:۳۷

«لاتاری» روی دایره

برنامه هفت

پای برنامه هفت نشسته ام. آقایان رشیدپور و مهدویان گفتگو می کنند. هرچه بحث پیش تر می رود، چشم هایم گردتر و ادامه مصاحبه برایم مهم تر می شود! چای می آورم اما نمی نوشم.

قدس آنلاین - گروه استانها - رقیه توسلی: فیلم بین ها و علاقمندان به سینما می دانند جشنواره فجر با همه کم و کاستی هایش، چقدر مغتنم است! دورهمی فیلم ها و عوامل تولید یک محصول ایرانی! محصول فرهنگی - هنری وطنی! می دانند چقدر اهمیت دارد نشستن پای اندیشه و بینش و احساسِ پشت این رخداد!

مباحثه ادامه پیدا می کند و کارگردان «لاتاری» با خوشرویی پیاپی تذکر می دهد که خدای نکرده سوژه فیلمش لو نرود اما آقای مجری، آخرِ هیجان است! با هر نقشه و راه و شوری می رود به خاکی... با شیطنت، کودک درونش می دود وسط و چهارگوش قصه را می ریزد روی دایره...

من بیننده ی سرپا شنونده، خشکم می زند... از بغل دستی ها می پرسم چرا آقای رشیدپور کلی گویی نمی کند...! و بعد شگفت زده می گویم کاش تمام بشود این آیتم! کاش تبلیغات پخش بشود! اُملت اسپانیایی نیست که دارید روند و محتویات و آغاز و پایان خرده داستان ها و ظرافت هایش را لو می دهید جناب مجری! دارید برکت فیلم را می برید! محض رضای خدا بگذارید چند سکانس و پلان ناگفته هم برای ما بماند!

و بعد استکان سرد چای ام را می گذارم توی سینی تا عوض کنم. کتری روی گاز مشغول قُل زدن است...

استکان ها را از چای داغ پُر می کنم و فیلم های تحسین شده «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» را در ذهنم ورق می زنم و به کاربلدی کارگردان شان درود می فرستم.

وقتی از آشپزخانه برمی گردم گفتگوها جدی تر شده است. اما حیف که قصه ها، چای نیستند که از دهان اگر افتادند، جایگزین شوند.

جشنواره نوشت: با آقای هادی حجازی فر که سراسیمه پُستِ عصبانی گذاشته اند موافق نیستم اما با آقای حجازی فری که دلخورند، که گفته اند نباید سرمایه و تلاش یک گروه بزرگ به قهقرا برود، به شدت موافقم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.